سنت یا تجدد

ساختم ديوار سنگين بلندي تا بپوشاند
از نگاهم هر چه مي ايد به چشمان پست

سنت یا تجدد، با در نظر گرفتن تمام مفاهیم این دو مکتب میتوان به نتیجه ی منصفانه ای رسید که سنت بر گرفته از دین، اعتقاد و باور است و احکام و دستورات ان تحت هر شرایطی همه جا و همه زمان باید انجام و اعمال شود زیرا که مدعی است این موازین نشأت گرفته از قوانین خداوند است و از ازل بوده و تا ابد بدون تغییر باید بماند. ولی تجدد و مدرنیته علم و دانش را بکار میبندد و متناسب با زمانها و شرایطهای گوناگون راهکارهای جدید و ثمربخش ارائه میدهد. زیرا که جهان و عالم بشری مدام در حال تغییر و تحوله و قوانین و راهکارهای دیروز رافع نیازها و احتیاجات امروز بشر نیست. مسلم است که برای افراد خردمند و دانا مقولۀ تجدد مورد قبول است. بیشتر سنتگرایان از فرقۀ دین هستند و سعی میکنند مفاهیم ارتجاعی و ضد بشری دینی را حاکم و تحمیل تمام افراد یک جامعه تا حتی تمام دنیا کنند و روشنفکران دینی را هم میتوان سنتگرا نامید که دین و روشنفکری به طور فاحشی از هم گسسته و جدا هستند. در ایران با تأسف و تأثر این گروه واپسگرا طی یک انقلاب کذایی به قدرت رسید و سر رشتۀ امور را در دست گرفت و میبینیم که جز خرابی، عقب ماندگی، جنایت و خاری برای ایران و ایرانی چیزی به ارمغان نیاورده است. با نگاهی مختصر به تاریخ معاصر جهان، در میابیم بنیاد پیشرفت و ترقی در جامعه ها و حکومتهای مدرن امروزی بر تجدد یعنی همان دموکراسی و سکولاریسم و ازادی و برابری و... نهادینه شد. و این به درستی ما را در انتخاب سرنوشت کشورمان یاری میدهد که از تجربیات کشورها استفاده کنیم و از اشتباهات مکرر بپرهیزیم. در مشروطۀ ایران نخست به نیکی تا نزدیک دموکراسی و ازادی پیش رفتیم ولی در اثر بیکفایتی و بی لیاقتی بعضی از اشخاص بلند پایه و ملا بازی های ان دوران و بیسوادی مردم این مشروطۀ گرانبهاء به انحراف رفت و چیزی جز از چاله به چاه افتادن برای ما سودی نداشت زیرا نتیجه اش ورود احکام و دستورات مبارک اسلام عزیز در قانون و ورود 5 نفر از علمای اعلام کثرالله امثالم به مجلس شد و با صراحت باید گفت که اگر جنبشهای نوین رضا شاه کبیر نبود کار ما از این هم پست تر بود چون باعث عقب نشینی ملایان شد و برای مدتی دست انان از قانون و مملکت کوتاه شد.

اسلام، قران را منشاء علم و دانش میداند و میگوید تمام علم جهان در این کتاب مقدس به صورت رمز و راز امده ولی ما این علوم فاخر را ادراک نمیکنیم!!! باری، ایا با چنین افکاری دریچۀ پیشرفت به روی کشوری باز میشود؟ ایا در کشوری که متخصص هیچکاره و امور بدست متدینین اداره میشود جایی برای پیشرفت وجود دارد؟ ایا در کشوری که سیستم اموزش و پرورش ان زیره سیطره دین و اخوند است اینده ای روشن را پیش رو دارد؟ ایا درکشوری که شخصی فرا قانون است و خود را مالک و صاحب جان و مال مردم قلمداد میکند و حکمی بالاتر از حکم وی نمیباشد ازادی و برابری معنا دارد؟

به همین منظور اجمالاً به بعض این سنتها و دلایل مخرب ان میپردازیم. در ایران رسم و سنت است که برای ازدواج زن و مرد سفرۀ عقد بچینند و یک روحانی بیاید و صیغه محرمیت بین این دو را بخواند و به اصطلاح این دو را با هم حلال کند، به نظر من، این یکی از سنتهای رذیل اسلامیست که نخست زن بواسطۀ مبلغی به اسم مهریه از سوی شوهرش خریداری میشود و مرد مالک و صاحب بلامانع این زن میشود و دوم این که یک روحانی با خواندن چند کلمۀ عربی این دو را پیوند میدهد در صورتی که پیوند زن و مرد در درجۀ اول باید قلبی باشد. سوم این که روحانی با گفتن النکاهو سنتی در اصل زن را به برده گی جنسی مرد در میاورد. و چهارم خواندن عربیه سورۀ نور از تازینامه توسط عروس در هنگام گفتن بله، که جایی بس تأسف و شرمساریست. این مثال فوق یکی از موارد است و از این جمله رسومات و سنتها در سیاست و اقتصاد و فرهنگ ما زیاد رخنه کرده و روز به روز ما را به تنگنا و اضلال میبرد.

حال چاره چیست؟ ایا ستیز با سنتها و اعتقادات مردم مشکل را حل میکند؟ به نظر من با اکنده کردن دانش و اگاهی در میان تودۀ مردم، خود به خود این سنتهای مضحک از میان میرود و جایش را خردمندی میگیرد و این وظیفۀ روشنفکران است که به هر شکلی از هر سوراخ و روزنه برای تزریق خردمندی و اندیشه های نو در میان مردم استفاده کنند.

No comments: