نیایش در ادیان مختلف، متفاوت است و در دین مبین اسلام هم روش هایی مرسوم است که جای بررسی دارد. اصولاً در هر دینی که معتقد به یک موجود فراطبیعی است، نیز روشی برای ستایش ان موجود دارد که موجب ارامش روان و خاطر، تقرب به نیکی ها و تهذیب رفتار معتقدان می شود و قاعدتاً امریست نیک و مورد پسند. ولی اسلام فارغ از سنن ادیان دیگر، ستایش از خدا و گفتوگو با خدا به طریقی مضحک و بی معنا انجام میشود. نخست، شرایط سخت و مراحل طاقت فرسا؛ دوم، به زبانی مخصوص است که برای اکثراً مفهوم نیست؛ سوم اینکه سراسر مملو از چاپلوسی و چرب زبانی از خداست؛ چهارم، باید هر روز سر ساعت، کلماتی را طوطی وار به عرض خدا برسانیم. درصورتی که نیایش با خدا نباید زمان معینی داشته باشد و کلاً وابسته به نیاز و میل انسان به گفتوگو با خداست نه اینکه هر روز به صرف این که خدا محتاج ستایش ماست، نماز اقامه کنیم. در کار دین هیچ الزام و ضرورتی نباید محرک ما باشد زیرا وقتی عبادت و کار نیک ارزش دارد که به اختیار باشد. این تاثیری که در اعمال ما ندارد، هیچ، کیفیت تدین ما را از بین می برد. مضافاً انگیزه و رغبت ما را سرد می کند و بهتر است هیچ موقع انجام نگیرد. باید بدانیم اگر کسی خیال نیایش به درگاه باری تعالی را دارد، انسان گونه؛ به طریقی که عواطف و کردار ادمی را تحت شعاع قرار بدهد و انسان بعد از ان با روح و روانی سرشار از محبت و امید به زندگی ادامه دهد و همیشه از عبادت و چنگ زدن به ریسمان الهی لذت ببرد. مسخره تر از این یک اتاق سنگی را در عربستان مشخص کردند که متشکل از چهار دیوار و یک سقف است و به گفتۀ قران ساختۀ دست ابراهیم، خلیل الله است که این هم جای شک و تردید دارد و اگر چنین بود و اصالت یهودی داشت، در ان مناطق انقدر یهودی بود که از ان استفاده کنند و جایگاه بتهای اعراب نمی شد. بعد از ان، مسلمانان به لحاظ اینکه خانۀ الله تبارک و تعالی است مثل مگس دور ان می چرخند که من نمی دانم معنی این کار جز بت پرستی چیست. سالیان درازی است که عربستان از همین جاهلیت مردم پول کلانی به جیب زده و اسفناک است که مردم ایران با هزار کلاهبرداری و دزدی، پولی دست پا می کنند و به زیارت الله قاسم و جباری مشرف می شوند. و در بین راه چند سنگی هم به شیطان حواله می کنند.
طبق قران و احادیث، نماز فقط برای تحقیر انسان در مقابل افریگار است و به نوعی انسان با پیشانی به خاک زدن و خار کردن خویش، افریدگار را ستایش می کند و این تأسف انگیز است. واقعا کمی بیاندیشیم، برای چه نماز می خوانیم و این نماز خواندن ما به سودی برای خدا دارد؟ و ایا به این طریق نیایش کردن درست است؟ ایا این خدایی که شخصیت و غرور انسانی را از ما می گیرد شایستۀ ستایش است؟
اعراب مدینۀ ان زمان، یاغی و مغرور بودند و پیامبر برای شکستن غرور این مردان سرکش چیزی به نام نماز ابداع کرد و در قصه ای به نام معراج و رفتن وی با یک قاطر بال دار به اسمان هفتم و دیدار با خدا، گنجانده شد و پس از بارها تخفیف و چانه زنی با خدا، سرانجام از 50 بار در روز به 5 بار در روز تقلیل یافت و این جای بسی خوشبختی است!!!. در ان دوران نماز متناسب با حرکت خورشید انجام میگرفت زیرا که نه ساعت داشتند و نه دانشی از زمان میدانستند. به همین منظور امروز نماز ما وابستگی کلی به گردش خورشید دارد و متاسفانه رسول الله تدبیری برای انان که نزدیک قطب شمال و قطب جنوب و مناطق استثنایی این جهان هستند نکرده که شب روز زمان مشخصی ندارد و بیشتر نمازهایشان قضا میشود. همچنین چون این اعراب از اب دور بودند؛ وضو را هم برای اینان به ارمغان اورد که در جای و زمان خود برای این قوم عقب مانده کاری بسیار مفید و ارزشمند بود.
الله تبارک و تعالی در ارش کبریا روی تختی که هشتاد هزار فرشته ان را نگاه می دارند منتظر است، مسلمانان روزی 5 بار به او سجده کنند و زانو به زمین بکوبند و پیشانی به خاک بمالند تا شاید انان را مورد رحمت و استغفار خویش قرار بدهد. به نظر من این مکتب بیشتر شکل و شمایل به همان ارباب و رعیت خودمان را دارد و به وجهی که دریافت میشود این الله دانا و حکیم و مهربان و امرزنده، تا حد زیادی دچار جنون و خود بزرگ بینی و غرور هم هست که اینگونه از بندگان مخلص و بدبخت خود توقع و انتظار دارد.
گذشته از اینها درخصوص معنا و درک این نماز باید بدانیم که هیچ معنوتی و عرفانی در ان یافت نمی شود. علاوه بر ان از اشتباه و تناقض هم مصون نیست. به عنوان مثال "قُل هواللهُ و اَحَد" یعنی (بگو او خدای یکتاست). در اصل ما که در مقابل خدای ایستاده ایم به خدا امر میکنیم که بگو او خدای یکتاست!.
باز هم گذشته از اینها، ما ایرانیان با پیشانی بر مُهر گذاشتن، که از خاک کثیف و پر مرض اعراب ساخته شده به هویت و شخصیت ملی خود توهین میکنیم و شگفتا، اغلب اخوندها داغ مُهری بر پیشانی خود دارند که ناشی از سنگینی ماتحت شان بر پیشانی است و مفتخر به این سند جاهلیت هستند. هر چه زودتر باید تدبیری برای این اعمال بیخردانۀ خود بکنیم
No comments:
Post a Comment