با این که حدود 30 سال از وقوع انقلاب ایران میگذرد، وضعیت امروز نه به همان منوال قبل از انقلاب بلکه ده ها بار مصیبت بارتر از ان زمان است. نخست اجمالاً به دلایل وقوع انقلاب 57 میپردازیم که چه نیازها و چه اهدافی موجب تحریک مردم برای انقلاب شد. بدون تردید مهمترین عامل و بهانه، نبودن ازادیهای سیاسی مورد نیاز بود که عدم ان تعدادی را ازار میداد، مضافاً تعدادی هم بودند که مقاصد شخصی را دنبال میکردند. دومین عامل دخالت دولتهای بیگانه بود که پیشرفت روز افزون ایران را میدیدند و متوجه خطر ان میشدند و درصدد سرنگونی شاه فقید بودند و در رادیو تلویزیون های خود با انعکاس اخبار معکوس و جعلی سعی در اخلال اوضاع و افکار مردم داشتند. سومین عامل وجود منحوس روحانیون و روشنفکران دینی بود که قوت شگفت اوری برای تحریک عوام بحساب میامدند و شاهد پیشروی پدیدۀ نوین سکولاریزاسیون و بیرون راندن دین از حیطۀ سیاست و حکومت بودند و ان را خطری برای ادامۀ بقاء و موجودیت خود تقلی میکردند. ایت الله خمینی که یک اخوند حوضه ای بیش نبود از نخست در اندیشۀ سرنگونی نظام شاه بود و بعد از فوت ایت الله بروجردی، مرجع تقلید بزرگ قم، به وسیلۀ شاگردانش به مردم معرفی شد و الحق و الانصاف با شهامت و جسارت بی اندازه ای که نسبت به دیگر روحانیون داشت توانست با چند سخنرانی علیه شاه ایران، جمعیتی را به گرد خود اورد و نفوذ خود را در افکار متعصب بازاریان و عوام افزایش دهد و بدین ترتیب با کسب قدرت مالی از طریق گرفتن خمس و ذکات و سهم امام، تقویت شد و از همان سال 42 که توسط ایشان شورشی شد قطب دیگری از مبارزه را بر علیه شاه فقید بوجود اورد. با تبعید ایشان مدتی به ظاهر اشوب خوابیده شد ولی از ان طرف توطئۀ بیگانه گان را در سرمایه گزاری روی ایشان متساهل کرد. در داخل هم با همین بودجۀ جاهلیت مردم، بعد از تبعید خمینی، اخوندها بالای منبر، از طرفی با یاوه گویی و فریبکاری خانوادۀ پهلوی را در ترویج مواد مخدر، فاسد مالی و اخلاقی متهم میکرند و از طرفی دیگر دست به تعریف و تمجید اقای خمینی میزدند که عکس امام خمینی در ماه است، موی امام خمینی لای قران است. و افراطیون مذهبی هم دست به هر جنایت و ریاکاری میزدند که چهرۀ شاه فقید و خانوادۀ ایشان را در نظر مردم الوده و خلاف کار جلوه دهند که از جمله این کارها به اتش کشیدن سینما رکس ابادان بود، [که فتوای ان را اقای خامنه ای به اقای موسوی تبریزی داد و خود داستان اندوه ناک دیگریست].
ایت الله خمینی خلاف نظر خودش به یاری و همراهی چند تن مزدور به نوفل لوشاتو رفت و اقای ابراهیم یزدی همان جا مقدمات مصاحبات بین المللی را برای ایشان تدارک میدید و یک جملۀ ایشان را چند جمله ترجمه میکرد و او هم میخواست از خمینی پلی برای رسیدن به اهداف خودش استفاده کند و خوب میدانسد که خمینی نیروی مردم را به دنبال دارد. ایت الله خمینی و همراهیانش باور نمی کردند شاه ایران از این مملکت خارج شود و ممکلت را به انان واگذارد.
چه طور شد که ایت الله خمینی در اخرین روزها حاضر به دیدار با اقای بختیار به عنوان نخست وزیر ایران شد که با تماس تلفنی اقای منتظری و اقای خلخالی و چند تن دیگر ایشان منصرف و اقای بختیار را با استعفا نامه پذیرا شد.
در واقع در سالهای قبل از انقلاب کشور از نظر اقتصادی و ازادی روز به روز رو به صعود بود و در مدت محدودی اکثر کشورهای جهان را پشت سر گذاشته بود اما در اثر بعضی تنگ نظری ها و توطئه ها این سیر در سال 57 به اضمحلال رفت. انقلاب ایران به نظر من یک اتفاق پیچیده ای بود و هنوز هم بسیاری از اسرار ان برای بسیاری از مردم در پس پردۀ ابهام مانده است. حضور مرموز ژنرال چهار ستاره به نام هایزر که مأمور خروج شاه فقید از ایران بود توطئۀ امریکا را اشکار میکند و وجود سفیران انگلیس و امریکا و دخالت انان در مسائل کشور و ارتش، دست های اشوب و هرج و مرج را بیشتر میکرد.
محمدرضا شاه فقید بر عکس پدر بزرگوارش متدین و مذهبی بود و به همین دلیل او را به ائتلاف با روحانیون ملزم میکرد که سرانجام چوب این همنشینی با انان را خورد و بی شرفی و مصیبت اخوند را دید. به قول احمد کسروی" ملت ایران یک حکومت به اخوند بدهکار است تا بفهمد این چه موجودی است. امروز این ملایان یاوه گو وقوع انقلاب57 را در جهت زنده کردن اسلام و حجاب و ارزشهای اسلامی جلوه میدهند که به طور کل مغایر ان چه اتفاق افتاده، گفته میشود. مردم قبل از انقلاب فقط و فقط برای راهیابی به دموکراسی به تمام معنا و برداشتن کلیه محدودیت های سیاسی، انقلاب کردند ولی امروز روزانه خود را صدها بار لعنت میکنند که چرا انقلاب کردند و این نشان از نادانی و گمراهی انان در ان دوران را دارد
No comments:
Post a Comment