نماز

تنها کسانی که به ایات ما ایمان می اورند انان هستند که چون متذکر شوند به سجده رخ بر خاک نهند و به تسبیح و تنزیه ستایش پروردگار کنند و ابداً به کبر و نخوت سر از فرمان حق نکشند. (سجده 15)

نیایش در ادیان مختلف، متفاوت است و در دین مبین اسلام هم روش هایی مرسوم است که جای بررسی دارد. اصولاً در هر دینی که معتقد به یک موجود فراطبیعی است، نیز روشی برای ستایش ان موجود دارد که موجب ارامش روان و خاطر، تقرب به نیکی ها و تهذیب رفتار معتقدان می شود و قاعدتاً امریست نیک و مورد پسند. ولی اسلام فارغ از سنن ادیان دیگر، ستایش از خدا و گفتوگو با خدا به طریقی مضحک و بی معنا انجام میشود. نخست، شرایط سخت و مراحل طاقت فرسا؛ دوم، به زبانی مخصوص است که برای اکثراً مفهوم نیست؛ سوم اینکه سراسر مملو از چاپلوسی و چرب زبانی از خداست؛ چهارم، باید هر روز سر ساعت، کلماتی را طوطی وار به عرض خدا برسانیم. درصورتی که نیایش با خدا نباید زمان معینی داشته باشد و کلاً وابسته به نیاز و میل انسان به گفتوگو با خداست نه اینکه هر روز به صرف این که خدا محتاج ستایش ماست، نماز اقامه کنیم. در کار دین هیچ الزام و ضرورتی نباید محرک ما باشد زیرا وقتی عبادت و کار نیک ارزش دارد که به اختیار باشد. این تاثیری که در اعمال ما ندارد، هیچ، کیفیت تدین ما را از بین می برد. مضافاً انگیزه و رغبت ما را سرد می کند و بهتر است هیچ موقع انجام نگیرد. باید بدانیم اگر کسی خیال نیایش به درگاه باری تعالی را دارد، انسان گونه؛ به طریقی که عواطف و کردار ادمی را تحت شعاع قرار بدهد و انسان بعد از ان با روح و روانی سرشار از محبت و امید به زندگی ادامه دهد و همیشه از عبادت و چنگ زدن به ریسمان الهی لذت ببرد. مسخره تر از این یک اتاق سنگی را در عربستان مشخص کردند که متشکل از چهار دیوار و یک سقف است و به گفتۀ قران ساختۀ دست ابراهیم، خلیل الله است که این هم جای شک و تردید دارد و اگر چنین بود و اصالت یهودی داشت، در ان مناطق انقدر یهودی بود که از ان استفاده کنند و جایگاه بتهای اعراب نمی شد. بعد از ان، مسلمانان به لحاظ اینکه خانۀ الله تبارک و تعالی است مثل مگس دور ان می چرخند که من نمی دانم معنی این کار جز بت پرستی چیست. سالیان درازی است که عربستان از همین جاهلیت مردم پول کلانی به جیب زده و اسفناک است که مردم ایران با هزار کلاهبرداری و دزدی، پولی دست پا می کنند و به زیارت الله قاسم و جباری مشرف می شوند. و در بین راه چند سنگی هم به شیطان حواله می کنند.
طبق قران و احادیث، نماز فقط برای تحقیر انسان در مقابل افریگار است و به نوعی انسان با پیشانی به خاک زدن و خار کردن خویش، افریدگار را ستایش می کند و این تأسف انگیز است. واقعا کمی بیاندیشیم، برای چه نماز می خوانیم و این نماز خواندن ما به سودی برای خدا دارد؟ و ایا به این طریق نیایش کردن درست است؟ ایا این خدایی که شخصیت و غرور انسانی را از ما می گیرد شایستۀ ستایش است؟
اعراب مدینۀ ان زمان، یاغی و مغرور بودند و پیامبر برای شکستن غرور این مردان سرکش چیزی به نام نماز ابداع کرد و در قصه ای به نام معراج و رفتن وی با یک قاطر بال دار به اسمان هفتم و دیدار با خدا، گنجانده شد و پس از بارها تخفیف و چانه زنی با خدا، سرانجام از 50 بار در روز به 5 بار در روز تقلیل یافت و این جای بسی خوشبختی است!!!. در ان دوران نماز متناسب با حرکت خورشید انجام میگرفت زیرا که نه ساعت داشتند و نه دانشی از زمان میدانستند. به همین منظور امروز نماز ما وابستگی کلی به گردش خورشید دارد و متاسفانه رسول الله تدبیری برای انان که نزدیک قطب شمال و قطب جنوب و مناطق استثنایی این جهان هستند نکرده که شب روز زمان مشخصی ندارد و بیشتر نمازهایشان قضا میشود. همچنین چون این اعراب از اب دور بودند؛ وضو را هم برای اینان به ارمغان اورد که در جای و زمان خود برای این قوم عقب مانده کاری بسیار مفید و ارزشمند بود.
الله تبارک و تعالی در ارش کبریا روی تختی که هشتاد هزار فرشته ان را نگاه می دارند منتظر است، مسلمانان روزی 5 بار به او سجده کنند و زانو به زمین بکوبند و پیشانی به خاک بمالند تا شاید انان را مورد رحمت و استغفار خویش قرار بدهد. به نظر من این مکتب بیشتر شکل و شمایل به همان ارباب و رعیت خودمان را دارد و به وجهی که دریافت میشود این الله دانا و حکیم و مهربان و امرزنده، تا حد زیادی دچار جنون و خود بزرگ بینی و غرور هم هست که اینگونه از بندگان مخلص و بدبخت خود توقع و انتظار دارد.
گذشته از اینها درخصوص معنا و درک این نماز باید بدانیم که هیچ معنوتی و عرفانی در ان یافت نمی شود. علاوه بر ان از اشتباه و تناقض هم مصون نیست. به عنوان مثال "قُل هواللهُ و اَحَد" یعنی (بگو او خدای یکتاست). در اصل ما که در مقابل خدای ایستاده ایم به خدا امر میکنیم که بگو او خدای یکتاست!.
باز هم گذشته از اینها، ما ایرانیان با پیشانی بر مُهر گذاشتن، که از خاک کثیف و پر مرض اعراب ساخته شده به هویت و شخصیت ملی خود توهین میکنیم و شگفتا، اغلب اخوندها داغ مُهری بر پیشانی خود دارند که ناشی از سنگینی ماتحت شان بر پیشانی است و مفتخر به این سند جاهلیت هستند. هر چه زودتر باید تدبیری برای این اعمال بیخردانۀ خود بکنیم

حجاب

شد پردۀ سیاهی معیار پاکی زن ***** ای صبح در گریزان معیارتان سیاه است

ای پیغمبر با زنان و دختران خود و زنان مومنان بگو که خویشتن را به چادر فرو پوشند که این کار برای اینکه انها شناخته شوند تا از تعریض و جسارت ازار نکشند بر انان بسیار بهتر است و خدا امرزنده و مهربان است. (احزاب 59)

مسئلۀ حجاب در اسلام از جمله مشکلات لاینحل است که ناخوداگاه یا خوداگاه گریبان گیر بانوان ایرانی شده و موجب ازار قسم کثیری از انان است. تاسف انگیز است که در خیابانهای کشور ما، بانوان ایرانی را به سبب تزلزل یا عدم حجاب ننگین اسلامی به شدت مضروب و مجروح میکنند و تعدادی به اصطلاح مرد میاستند و تماشا میکنند. اینجاست که باید غیرت ما فوران کند که قوادان و مزدوران بر سر مادران و خواهران ما میریزند و با زور و ضرب و شتم به حریم خصوصی انان دست درازی میکنند. از طرفی خوشبختانه بانوان ایرانی هوشیارانه با این بیگانه گان ستیز میکنند و اعتنایی به کردار و پندار زشت و پلید این حکومت و جیره خوارانش ندارند و این است طریقۀ مبارزه؛ و با وجود محدودیت و ترس و ارعاب تام، در مقابل متجاوزگران ایستادن و از حقوق خود دفاع کردن.

با توجه به ایۀ مذکور، الله تبارک و تعالی به پیامبر متذکر میشود که با وجود ازدیاد زنانت به انان بگو که جدا از زنان دیگر نوعی پوشش خاصی داشته باشند تا در رفت و امد بین مردم شناخته شوند و مورد تعرض قرار نگیرند زیرا که زنان پیامبر در میان زنان غنیمت گرفته شده گلچین میشد و معمولا قشنگترین و سفید ترین و خوش اندام ترین زنان از ان پیامبر عظیم و شأن اسلام میشد و به همین منظور اعراب دیگر با چشم بد به انان نگاه میکردند و این مورد رضایت پیامبر نبود و نکته ای دیگر این است که زنان ازاد بوده اند که محجبه باشند یا نباشند و به گفتۀ الله برای انان بهتر است که حجاب بر سر کنند.

واقعا با کمی اندیشیدن پی میبریم که حجاب در اسلام برای پیشبرد مقاصد شخصی پیامبر(ص) تأیید و تأکید گشته است و بعد از ان اخوندهای اسلامی از ان فقه تهیه کردند تا قدرت زنان را در جامعه کم رنگ، و انان را خانه نشین و وسیله ای برای مردان قلمداد کنند زیرا که در زمان پیامبر زنی شاعر، اشعاری بر ضد نبوت پیامبر سروده بود که پیامبر بعد از به قدرت رسیدن، وی را به حربۀ شمشیر سپرد و مبرهن و اشکار است که اسلام از همان اول از قدرت زنان خوف و واهمه داشت و بیشترین ظلم و ستم را به انان روا داشت و میدارد. البته ناگفته نماند که حجاب قبل از اسلام هم در ممالک دیگری رواج داشت ولی اختیاری بود. از دیدگاه اسلام ناب محمدی زن سر تا پا الت تناسبی است و باید در پوشش فرو رود تا فقط در رختخواب مورد استفاده قرار گیرد و همچنین با مشاهدۀ احادیث ائمه اطهار متوجه میشویم که زن در اسلام چه مقام ومنزلتی را دارد. تمام اسلامگرایان دچار بیماری جنسی هستند و با توجه به کردار و گفتار ائمه اطهار هم پی میبریم که اینان یک مشت ادمهای خمس و ذکات خوری بودند که از صبحگاه تا شامگاه کارشان جماع بوده و امام حسن (ع) دومیم امام ما شیعان که زبان بسته، مظلوم ترین و بی گرد و خاک ترین امام ماست به قول اخوندهای شیعه 60 کنیز داشته است و فقط الله میداند که چگونه با انها معاشرت و نزدیکی میکرده و الله هم از این نعمت بی شک بی نصیب نبوده و امام جعفر صادق (ع) نیز از متخصصین سکس بوده است تحقیقات و پژوهشات بسیار عمیق و ژرفی در این باب ثبت کرده است که امروز مورد استفاده اخوندها قرار میگیرد.

حلیه المتقین: از حضرت صادق پرسیدند که اگر کسی زن خود را عریان کند و به او نظر کند چونست؟ فرمودند: مگر لذتی از این بهتر میباشد. و پرسیدند که اگر کسی بدست و انگشت با فرج زن و کنیز بازی کند چونست؟ فرمود باکی نیست اما بغیر اجزای بدن خود چیزی دیگر در انجا نکنید.

حلیه المتقین: از حضرت صادق منقول است که زن بمنزله قلاده ایست که در گردن خود میافکنی پس ببین که چگونه قلاده برای خود میگیری و فرمود که زن صالحه و غیر صالحه هیچ یک قیمیت ندارند و از برای نطفه خود زنی را پیدا کنید که شایسته ان باشد که فرزند از ان بهم رسانید.

حلیه المتقین: به سند معتبر از حضرت رسول منقول است که: بهترین زنان شما زنیست که فرزند بیاورد و دوست شوهر باشد و صاحب عفت باشد و در میان خویشان عزیز باشد و نزد شوهر ذلیل باشد و از برای شوهر خود زینت و بشاشت کند و از دیگران شرم کند و عفت ورزد، هرچه شوهر گوید شنود و انچه فرماید اطاعت کند چون شوهر با او خلوت کند انچه از او خواهد مضایقه نکند اما بشوهر در نیاویزد که او را بهر تکلیف بر جماع بدارد.

حلیه المتقین: حضرت علی فرمود: مردی که کارهای او را زن تدبیر کند ملعون است.

حلیه المتقین: از امام صادق و امام باقر منقول است که حق تعالی برای زنان غیرت جایز نداشته است و از برای مردان غیرت قرار داده است زیرا که از برای مردان چهار زن و از کنیز انچه خواهد حلال گردانیده است و از برای زن بغیر از یک شوهر حلال نکرده است اگر شوهر دیگر طلب کند نزد خدا زنا کار است.

حلیه المتقین: حضرت صادق فرمود که جماع مکن در اول ماه و میان ماه و آخر ماه که این باعث این میشود که فرزند سقط شود، و نزدیک است که اگر فرزندی به هم رسد دیوانه باشد یا صرع داشته باشد. نمی بینی کسی را که صرع میگیرد اکثر آن است که یا در اول ماه یا در آخر ماه میباشد؟

حلیه المتقین: از حضرت صادق منقول است که نباید مرد را دخول نمودن به زن خود در شب چهارشنبه.

حلیه المتقین: در حدیث حسن از حضرت صادق منقول است که چون در شب زفاف به نزد عروس بروی، موی پیشانیش را بگیر و رو به قبله آور و بگو: اللهم بامانتک اخذتها و بکلماتک استحللتها، فان قضیت لی منها ولداً فاجعله مبارکاً تقیاً من شیعه آل محمد، ولا تجعل للشیطان فیه شرکاً ولانصیباً

حلیه المتقین: از حضرت صادق منقول است که هرکه عقد کند یا زفاف کند و ماه در عقرب باشد عاقبت نیکو نبیند. در روایت دیگر منقول است که هرکه در تحت الشعاع عقد یا زفاف کند بداند که فرزندی که منعقد شود پیش از تمام شدن سقط میشود.

ملا محمد باقر مجلسی از جمله علمای کبیر شیعه است و امام خمینی دانشش را از ایشان اتخاذ کرده و این احادیث از معتبرترین احادیث شیعه به حساب میاید. مسلمانان شیعه اثنا عشری به هیچ عنوان نمیتوانند سخنان امامان و پیامبر اسلام را نادیده بگیرند و همواره باید در همین جهات زندگی کنند. ایا شما اینگونه زندگی را دوست دارید؟

جایگزین ها

نظام فکری:
گویا نظام فکری ای که اسلام معرفی میکند مبتنی بر
ایمان و اتفاقات غیر عادی و تقلید و اینگونه مسائل است، بجای نظام فکری اسلامی که مسلمانان از آن رنج میبرند، خردگرایی و عرفی گرایی را میتوان بهترین نظام و روش فکر کردن دانست.

نظام سیاسی:
نظام سیاسی ای که اسلام از ابتدای پیدایش خود
تابحال داشته است نوعی سلطنت مطلقه بوده است که اسامی مختلفی از قبیل خلافت، سلطنت و ولایت مطلقه فقیه را به خود گرفته است. نظامی که در آن مخالف حق حیات ندارد و سرکوب و اختناق و سانسور و اندیشه کشی و تروریسم از استراتژیهای اصلی به شمار میرفته و همچنان میرود! اسلامگرایان جدید سعی میکنند با پر رنگ کردن قضیه بیعت گرفتن با خلیفه، نظام سیاسی اسلام را مبتنی بر مردمسالاری جا بزنند، این ادعا بقدری مضحک و مسخره است که حتی ارزش بررسی را نیز ندارد، بجای نظام سیاسی اسلام میتوان مردمسالاری را معرفی کرد.

نظام اقتصادی:
قوانینی که سیستم اقتصادی اسلام را تشکیل میدهند از
قبیل زکات، خمس، جزیه، فطریه، حرمت ربا و... بقدری مسخره هستند که حتی خود مسلمانان امروز به این قضیه پی برده اند که این مسئله اقتصاد کشور را نابود خواهد کرد و کل نظام بانکداری را بطور جدی با اخلال مواجهه خواهد کرد. این است که خود با تعاریف جدید و کلاه شرعی گذاشتن این قوانین مسخره را به نوعی در کشورهای اسلامی حذف کرده اند. اسلام برنامه مشخصی بعنوان نظام اقتصادی ندارد، به نظر میرسد نظام اقتصادی اسلام، فئودالیسم و برده داری رسمی باشد که در کشورهای اسلامی به تازگی منع شده است. میتوان بجای نظام اقتصادی اسلام، نظام سوسیالیسم و یا کاپیتالیسم را معرفی کرد.

نظام قضایی و حقوقی:
قوانین اسلامی و حقوق اسلامی به غیر از موارد اندکی
هیچ کدام چیزهای جدیدی نبوده اند. همگی قوانین اعراب بیابانگرد و اجداد محمد و یا قوانین قوم یهود هستند. قوانین و حقوق و مجازات های اسلامی مثل سنگسار، دست و پا قطع کردن، قصاص، شلاق، صیغه، محلل، ازدواج با خردسالان تنها در شان مردمی که این قوانین بینشان وجود داشت یعنی اعراب بیابانگرد، و بازماندگانشان یعنی حزب اللهی ها و اسلامگرایان است. نظام قضایی و حقوقی محدود به قوانین جهانشمول حقوق بشر و میثاقهای آن و قوانین تصویب شده در مجلس آزاد توسط نمایندگان واقعی مردم میتواند بهترین جایگزین برای قوانین کثیف الهی باشد.

نظام متافیزیکی:
به نظر میرسد با توجه به خرافات و اراجیف بیشمار
راه یافته به مذاهب اسلامی و یا اصلی ترین اصل اسلام یعنی قرآن؛ اسلام کاملا مکتبی ایده آلیسم (Idealism) است. میتوان مکتب ماده گرایی (Materialism) یا واقع گرایی (Realism) را جایگزینهایی برای مکتب ایدالیستی اسلام دانست.

نظام پزشکی:
نظام پزشکی اسلامی همان قضایای شفا یافتن بیماران
توسط امامان شیعی و یا مطالب مضحک امام رضا و مطالب حلیه المتقین و کشکول شیخ بهایی یا خود آزاری توسط روزه دانست. تغذیه مناسب و نظام پزشکی مبتنی بر دانسته های پزشکی و بیمارستانی را میتوان جایگزین مناسبی برای این خرافات دانست .در ضمن خردگرایان تعصبی روی این قضیه که تمامی جنبه های اسلامی غلط هستند ندارند، خردگرا میتواند چیزهای خوب اسلام را بیاموزد و چیزهای بدش را دور بیاندازد. بعنوان مثال ممکن است نظام پزشکی اسلامی واقعا به درد مسئله توریسم بخورد، بنابر این میتوان جایگزین آنرا در کنار این نظام عرضه کرد، زیرا بعضی از این جایگزین ها با خود اسلام تناقض چندانی ندارند. بعنوان مثال آیت الله سیستانی بزرگترین مرجع شیعی وقتی بیمار شدند به جای رفتن به حرم امام رضا یا قبرستان بقیع، برای درمان به کشور انگلستان رفتند. البته منتقدان مختلف اسلام جایگزینهای مختلفی برای اسلام در نظر دارند، جایگزینهایی که در اینجا مطرح شد تنها جایگزینهای پیشنهادی غیر دینی و زمینی هستند.

توسط آرش بیخدا

غیرت یا تعصب

بسیاری از ما مردان ایرانی وقتی حرف از غیرت میزنیم فوراً به یاد ناموس خانواده می افتیم و فرق غیرت و تعصب را نمیدانیم. وقتی خواهر ما کمی دیر وقت به خانه میاید و یا مادرمان با مردی غریبه ای صحبت میکند و از این قبیل مسائل مربوطه بوجود میاید، رگ گردنمان بیرون میزنه و خون جلوی چشمانمان را میگیرد و به اصطلاح به رگ غیرت مان بر میخورد؛ باید بدانیم که این ناشی از تعصب ماست و ما را ناخوداگاه به بحث و جدل و حتی دعوا میکشاند و نتیجه ای جز پشیمانی و ناروایی های روحی و روانی چیزی به ارمغان نمیارود. اصولاً غیرت باید در جاهایی فوران کند که به حریم ما و ارزشهای ما تجاوز شود و کسی یا چیزی به اجبار و زور قصد دست درازی به ما را داشته باشد که بی تردید ما باید با او مقابله کنیم و این غیرت است که موجب این مقابله میشود. جامعۀ ایران در زیر سایۀ اسلامی ناب محمدی و ولایت فقیه، از هیچگونه فساد و فجایع دهشتناکی مصون نیست و این مردم هستند که تحت هر شرایطی باید از ارزشها و منافع خودشان حفاظت و صیانت کنند و متاسفانه در این میان دختران بیشتر از هر چیزی اسیب پذیرترند و باید بیشتر از حیثیت خود حراست کنند. همین موضوع باعث شده که محدودیتهای گاه بی موردی از طرف خانواده ها بر دختران اِعمال شود که وضعیت ازادی انان را وخیم تر کرده زیرا که علاوه بر فشار خانواده ها، زیر یوغ اسلام عزیز! نیز واقع هستند. حال میخواهم به نوبۀ خود کمی با اگاهی به ویژگیهای فرهنگیمان که گریبان گیر دختران ایرانیست، اشاراتی کنم. روی سخنم با مردان و پسران متعصب است که فکرشان اغشته به اندیشه های هولناک اسلامی است. حجابِ اسلامی برای دختران ناخوداگاه به مثابه یک زندان روحی - جسمی است. دخترانی که از این نوع پوشش اسلامی دفاع میکنند تنها دلیل خود را با واجبات دینی خود توجیه میکنند و نمی دانند که این نوع پوشش چه مضارّ جسمی و روحی به انها وارد میکند گرچه مختارهستند اینکار را انجام دهند ولی نمیتوانند یک عمل ننگین را به کل زنان جامعه تحمیل کنند. البته من با پوشش های بدن نمای متداول غربی هم مخالفم و این هم به نوبۀ خود اسارت زن را در جامعه غرب نشان میدهد که خوش اندامی و زیبایی یک زن معمولاً هویت و ارزش اوست و اینجاست که زن به راحتی تحت استثمار مرد قرار میگیرد البته نباید فراموش کنیم که در مجامع غربی دموکراسی و قانون مردمی برقرار است و هرکسی ازاداست هرانچه را بخواد انتخاب کند و اگر لباس مناسبی استفاده نمیشود در اثر مسائل فرهنگی و عدم اگاهی است و ربطی به حکومت ندارد ولی در ایران به واسطه حکومت استبدادی همه چیز تحت نظارت و انحصار حکومت است و یک سری ایدئولوژی های واپسگرا و عقب افتاده را با زور چماق به ملت ایران تحمیل میکند.
اگر مردی همسر خود را با مرد دیگری ببیند که حتی در حال هم اغوشی یکدیگرند و ببیند که همسرش به اختیار و میل خودش راضی به این کار شده است و بداند که ناشی از گمراهی وی نیست، نباید دخالتی کند و همین طور بالعکس. مرد و زن وقتی پیمان قلبی زن و شویی را می بندند دلیل بر اختیار تن یکدیگر نیست. من حقی ندارم که به همسر خود بگویم فقط با من سکس داشته باش و تن تو باید فقط در اختیار من باشد و او هم نمیتواند چنین ادعایی داشته باشد. در ایران به اشتباه ارزشهای مرسوم است که مایۀ ننگ و شرم است. همیشه دختر وسیله ای بوده برای معامله، اگر به این عقد اسلامی نگاه اجمالی بیندازیم متوجه میشویم که حرف من صادق است. در مراسم عقد اخوند مینشیند و میگوید: اَنکَحتُکَ نفسی فِی المدتِ المعلوم و البلغِ المعلوم. و از دختر میخواهد که در مقابل مهریه و پولی که داماد به او پرداخته به نکاح داماد در بیاید؛ یعنی به بردگی جنسی او تبدیل بشود و عضو جنسی خود را به مبلغی معلوم به شوهر بفروشد، فقط صحبت از استثمار زن است و هیچ پیمان عشقی و قلبی و یا مسئولیتی در ازدواجهای اسلامی مطرح نیست و همچنین که دختر باید تا شب عروسی باکره باشد و اگر نباشد ارزشی ندارد و کالای دست دوم تلقی میشود؛چرا؟ ایا معیار ما برای ازدواج با یک دختر این چیزاهاست؟ ایا این رسوم خجالت اور و تأسف برانگیز نیست؟
وقتی من خواهر خود را با پسری در خیابان مشاهده کنم دلیل بر بی غیرتی!! من نمیشود. در اصل من به عنوان بزرگتر تکلیفی در مقابل خواهرم یا حتی دخترم بر عهده دارم که او را با روابط اجتماعی و خواه جنسی اگاه کنم و راه خوب و بد را به او نشان دهم تا وی معیار و ارزشی برای انتخاب دوست خود کسب کند. {اگاهی اخلاق میاورد} نه اینکه حقوق انسانی و ازادی او را بگیرم به واسطۀ امنیت او؛ و مدام اعتراض کنم که چرا دوست پسر انتخاب میکنی و چرا به گردش میروی و چرا...؟ و یادمان نرود بد رفتاری ما بزرگترها، زمینه ای برای لجاجت و کنجکاوی انان بوجود میاورد و بیشتر انان را به منجلاب خطر میکشاند.

جمهوری اسلامی، با تدبیرهای موزیانه ای در طی حیات خود در تغییر احوال مردم به هر شکل ممکن، برامده و تودۀ مردم را در مشکلات معیشتی گذاشته و تعداد متعددی از جوانان را با انواع مواد مخدر و شیمیایی زمینگیر کرده و نیز تعدادی گمراه و متعصب را با مراسمات و داستانهای مذهبی سرگرم کرده. در این میان هیچ شوق و ذوقی برای ارمانهای ملی و ازادیخواهی پیدا نمیشود و مردم درست یا غلط در ارزوی یک حملۀ نظامی به کشور هستند یا که دست بر اسمان برده و ارزوی ظهور امام زمان جعلی و دروغین را میکنند.

امروز می بینیم که غیرت ما که همان تعصب ما نسبت به ناموسمان است، فقط با کوتاه شدن مانتوی خواهرمان و همسرمان قلیان میکند. در عوض مزدوران این حکومت در زندانها به دختران و مادران ما تجاوز میکند، در خیابانها جلوی چشم ما انان را کتک میزند و ما مثل بزدل ها می ایستیم و تماشا میکنیم. در جایی دیگر کشورهای بیگانه به فرهنگ و تمدن ما توهین میکنند، یا قصد تجاوز به خاک ما را دارند و ادعای مالکیت جزایر ما را میکنند، و ما همواره سر به زیر داریم و لب از روی لب تکان نمیدهیم و دریغ از یک فریاد، یک اعتراض. واقعا باید به حال خود گریه کنیم و بنگریم که چه بر سر ما امده که این قدر نسبت به ارزشهای ملی و میهنی خود بی تفاوت شده ایم. با اینکه میدانیم در طی تاریخ پر فراز و نشیب ایران خونها ریخته شده و سرها بریده شده که این اب و خاک با همۀ عظمت و بزرگی اش امروز در دست ماست و چرا ما به نوبۀ خود از این میراث پاسداری و دفاع نمیکنیم. نسل های اینده در مورد ما چه قضاوتی خواهند کرد. هموطنان بیایید دست در دست هم نهیم و با صدایی مشترک و متفق اساس این حکومت ظالم و جنایتکار را منهدم سازیم و ایمان داشته باشید که ما پیروز خواهیم شد زیرا که حق با ماست.