دینداری

در این مقاله میخواهم از حالت رسمی خارج شوم و به قول معروف کمی خودمانی مسائل را مطرح کنم که مطمئناً در یک چهارچوب نمیتواند باشد. و شمار محدودی مشکلات دینی که ما با انها به دنیا امدیم و با انها زندگی میکنیم و با انها به دل خاک میرویم را بررسی میکنیم.

یک مشکل عمدۀ ما این است بیش از اندازه به دین و اعتقادات مذهبی خود متکی هستیم و این درحالی است که حتی یک شناخت سطحی هم از دینمان نداریم، اکثر ما دین و اعتقاداتمان را از پدران و مادرانمان به ارث میبریم در حالی که دین یک مقولۀ اکتسابی است. پدران و مادرانی که از همان زمان کودکی ما، ان اعتقادات خودشان را درست یا غلط در ذهن ما فرو میکنند و ما را ملزم به رعایت ان بایدها و نبایدها میکنند بزرگترین خیانت را به ما میکنند. بعد از مدتی تأمل در قران و کتب اسلامی به نتیجه ای رسیده ام که شاید برای تعداد کمی جالب و دلنشین و برای تعداد متعددی ناخوشایند باشد در هر صورت من نظرم را میگویم.

یک سوال اساسی ((دین برای چه ساخته شد؟)) تصور من این است که دین اساساً برای صلح و دوستی و ارامش برای انسانها و زنده کردن معنوین در جامعه و دور کردن انسانها از اعمال زشت و ناپسند بوجود امد و در اصل وسیله ای برای به سعادت رساندن و تکامل معنوی انسان ابداع شد. ولی چیزی که ما امروز از دین شاهد هستیم و نقشی که امروز در زندگی ما بازی میکند درست برعکس اهداف اولیۀ ان است یعنی انسانها وسیله ای برای قدرت یافتن دین هستند و اصولاً مایۀ جنگ و نفاق بین انسانها شده است.

حال مقصر چه کسی میتواند باشد؟ مقصر اصلی روحانیون هستند که خود را رابط بین انسان و خدا تعریف میکنند و به هر شکلی تلاش میکنند که نفوذ و قدرت خود را در این حوضه افزایش دهند و اما مقصر فرعی را میتوان جامعۀ گمراه قلمداد کرد زیرا که شرایط را برای سوءاستفادۀ روحانیون فراهم میاورد و پذیرای مطلق سخنان انان میشود.

هر دینی در اغاز نیاز به طرفدار داشته به همین جهت یک قدرت ماورائ طبیعی و یا قدرت الهی یا همان خداوند را نیاز داشت. البته پیدایش خدا بیشتر به شرایط جغرافیایی مربوط میشود، خدایی که پروراندۀ ذهن انسانهاست. در قران تعدادی سورۀ مکی و مدنی هست که سوره های مکی قبل از به قدرت رسیدن محمد و سوره های مدنی بعد از به قدرت رسیدن محمد تهیه شده. اگر کمی توجه به خرج دهیم میبینیم که سوره های مکی در جهت اهداف اولیۀ دین که همان معنویت و سعادت بشر است گام برداشته و سوره ها مدنی جنبۀ دنیوی را به خود گرفته که همش دم از قتل و تجاوز و دوگانگی میزند. به نظر من هر دینی هرچه قدر هم خوب باشد اگر به قدرت برسد خطرناک است و این ما هستیم که باید قدرت دین را در حیطۀ مسائل شخصی نگاه داریم و ان را در زندگی مادی و اجتماعی دخیل نکنیم. انسان در هر زمان و در هر مکان نیاز به قوانین جدید دارد و نمیتوان انسان امروزی را با قوانین حتی 100 سال پیش کنترل کرد زیرا که زندگی و احتیاجات بشر دائماً در حال تغییر و تحول است و انسان باید در هر زمان مطابق نیاز خود قوانینی را وضع کند و با ان قوانین زندگی کند. شاید در ان روزگار در میان اقوام عرب قطع اعضای بدن، سنگسار کردن، تجاوز به یکدیگر و مسائل دیگر امری روتین و معمول بوده است ولی امروز در قرن بیست و یکم مزخرفاتی بیش نیست و لااقل برای من شخصاً به هیچ عنوان قابل قبول نیست. پس من خود را موظف میدارم به هر شکلی که میتوانم این وضعیت را که در ایران میبینم، تغییر دهم. همان طور که پیشتر متذکر شدم من با اعدام مخالفم و معتقدم میتوان با ابزارهای بهتر و انسانیتری رفتار جامعه را کنترل کرد. ساده ترین راه دین است. اما دینی که تنها هدفش تداعی کنندۀ یک زندگی بهتر برای بشر است. واقعا اسفناک به نظر میاید که در کشورما از صبحگاه تا شامگاه فقط از دین و مراسمات ان نقد میشود و هیچ برنامۀ اموزنده ای در کار نیست. دین ضد اگاهی و خردگرایی است چون اکنده از مسائل احساسی و روحی و روانی است. دیدن این روحانیون ادیان جالب است که چطور با مهمل بافی و یاوه گویی سعی در افزایش طرفدار دارند تا پالون مقدس ادیان را بر پشت کمر مردم بیسواد بگذارند و دلیلش واضح است زیرا که هرچه گمراه زیاد شود پول بیشتری در جیب مبارک روحانیون انباشته میشود.

در حالی که ما ایرانیهای مسلمان شیعه اثناءعشری دربه در، به دنبال امام زمان (عج) در چاه و زیر زمین هستیم، غرب درصدد کاوش حیات در کره های دیگر است به نظر من فرق زیادی بین این دو نیست. ما به دنبال حیات در زیر زمین میگردیم که حقیقتا کار بسیار دشوار و سنگینیست و انان به دنبال حیات در کره های دیگر. قصد دارم شرایط ظهور اقا امام زمان را در مقاله ای بیان کنم و قضاوت را به عهدۀ شما بگذارم.

افرادی هستند که در روزهای به اصطلاح گناه به هیچ عنوان حاضر به گوش دادن موزیک نمیاشند. ببینید ما تا چه حد در منجلاب اضلال و گمراهی دست و پا میزنیم. 12 امامی که ما روزانه با انها زیاد سروکار داریم البته امام دوازدهمی ساختگی است و امام عسکری هیچ بچه ای نداشته است (این موارد را در اتیه با دلیل و مدرک ذکر خواهم کرد). اکثر انان کسانی نبودند جز یک دسته ادم، با خطاهای زیاد یه دسته ادمهای خمس و ذکات خور که فقط در خانه مینشستند و از مردم سهم امام میگرفتند و با کنیزان خود بازی میکردند و ما باید چقدر احمق باشیم که به سخنان ایشان متوسل شویم و اساسا توسل به سخنان این افراد مغالطه محسوب میشود. یادم میاید در دورۀ دبیرستان اخوندی معلم دینی ما بود و میگفت: این جهان هستی با تمام کائنات فقط برای موجودیت ائمه اطهار(ع) ساخته شده و هیچ ارزش دیگری ندارد!!! و انان دارای علم لدونی بودند و هستند و تمام علم الهی در وجود ایشان است!!!.

این جمله درست به نظر میاید زیرا که ان جهان هستی و ان کائناتی را که انان در تصور خویش داشتند ان قدر ناچیز و کوچک بوده که حق دارند مالک ان باشند. و در مورد علم الله تبارک و تعالی باید گفت که اگر علم الله مدینه را گفته باشند بسیار این سخن صحیح است.

ببینید ما در ایران با چه مزخرافاتی باید از صبح تا شب سر کله بزنیم. امید است که هرچه زودتر اساس این دین کذایی واژگون شود.

No comments: