سرانجام با نهضت فریبکارانۀ اقای خمینی، قدرت به دست روحانیون افتاد و امروز ثمرة این انقلاب با شکوه را شاهد هستیم و نسل امروز و فردا توان بیخردی و سهل نگاری نسل دیروز را میدهد.
طبق نامة اقای منتظری به اقای خمینی که از وضعیت نا بسامان جامعه و زندانها سخن میگوید:
ایا میدانید در زندانهای جمهوری اسلامی به نام اسلام جنایاتی شده که هرگز نظیر ان در رژیم شاه نشده است؟
ایا میدانید عده زیادی زیر شکنجه بازجوها مُردند؟
ایا میدانید در زندان مشهد در اثر نبودن پزشک و نرسیدن به زندانیهای دختر جوان، بعدا ناچار شدند حدود 25 نفر دختر را با اخراج تخمدان و یا رحم ناقص کنند؟
ایا میدانید در زندان شیراز دختری روزه دار را با جرمی مختصر بلافاصله پس از افطار اعدام کردند؟
ایا میدانید در زندان جمهوری اسلامی دختران جوان را به زور تصرف کردند؟
ایا میدانید هنگام بازجویی دختران استعمال الفاظ رکیک ناموسی رائج است؟
ایا میدانید چه بسیارند زندانیانی که در اثر شکنجه های بی رویه کور یا کر یا فلج یا مبتلا به دردهای مزمن شده اند و کسی به داد انان نمیرسد؟
ایا میدانید برخورد با زندانی حتی پس از محکومیت فقط با فحش و کتک بوده؟
ایا میدانید روحانی و روحانیت در نظر مردم مورد تنفر واقع شده است؟
ایا میدانید از بس دزدی و اختلاس و مخصوصا با لباس پاسدار و کمیته زیاد شده مردم احساس امنیت جانی و مالی نمیکنند؟
ایا میدانید در خارج کشور بیش از دو میلیون ایرانی اواره اند و بسیاری از دختران به فحشا و خودفروشی افتاده اند و ایران و ایرانی را در خارج بی اعتبار کرده اند؟
ایا میدانید مواد مخدر در کشور بیداد میکند و اعدامها و زندانها و جزیره بی اثر شده است و غالبا معلول فقر و بدبختی است؟
به مسئولین و رسانه های گروهی سفارش فرمائید حتی المقدور از دروغ گفتن در گزارشها و خبرها و وعده ها بپرهیزند که مردم نوعا میفهمند و برای جمهوری اسلامی شکست است.
اوضاع جاری زندان اوین و بسیاری از زندانهای شهرستانها از قبیل اعدامهای بی رویه و احیانا بدون حکم قضات شرع یا بدون اطلاع انها و گاهی به رغم مخالفت با انها و ناهماهنگی بین دادگاهها و احکام صادره و حتی اعدام دختران سیزده چهارده ساله به صرف تندزبانی بدون اینکه اسلحه در دست گرفته یا در تظاهرات شرکت کرده باشند کاملا ناراحت کننده و وحشتناک است، فشارها و تعزیرات و شکنجه های طاقت فرسا رو به افزایش است. امار زندانیان به حدی است که بسا در یک سلول انفرادی پنچ نفر باید با وضع غیر انسانی بمانند حتی به انها نوعا امکانات نماز خواندن هم داده نمیشود. (برگرفته از کتاب خاطرات ایت الله منتظری – پیوست 128 و 143)
و این فجایع بمراتب بدتر کماکان ادامه دارد ولی کو گوش شنوا؟ کو فریاد اعتراض؟ کو مشت برخاسته؟ تعدادی فرومایه با شرف و انسایت وداع کرده و در مقابل این همه فساد، جنایت و کشتار سر در گریبان خود فرو برده اند و به منافع خود فکر میکنند، تعدادی هم از ترس قدم از قدم جلو نمیگذارند و تعدادی هم انقدر سرگرم مسائل معیشتی هستند که فرصت و مایه ای برای مبارزه ندارند.
پس ارش ها، بابک ها، کاوه ها و ... کجایند که سامانی به این وضعیت بدهند. کشوری که در ان هیچ کس بخاطر فکر و اندیشه اش به دار اویخته یا سنگسار نشود یا به زندان نرود، هیچ مردی به خاطر عدم درامد مالی دست به اعتیاد و ترک خانواده نزند، هیچ زنی به خاطر معیشت و عدم اقبال دست به فحشا و خودکشی نزند، هیچ دختر و پسری برای رهایی و به امید بوقوع پیوستن ارزوهایش از کشور فرار نکند و در غربت اواره و دربدر شود، کشوری که در ان هیچ دینی برتر از دین دیگری نباشد، هیچ کس ارباب یا مطیع کسی نباشد، دولت خدمتگزار مردم باشد، مرد و زن حقوق یکسانی داشته باشند و همه با هم با هدف پیشرفت و صعود کشور در کنار هم زندگی کنند، امید است.
No comments:
Post a Comment