هر تار موی یک زن، بندد مسیر تقوا ***** این خود گواه آن بس، پندارتان سیاه است
شد پرده ی سیاهی ، معیار پاکی زن ***** ای صبحدم گریزان ، معیارتان سیاه است (شیرین رضویان)
این مبحث بیشتر به ذهن و افکار زنان مربوط است و اینکه چرا از حقوق خود مطلع نیستند و نمی دانند در جامعه باید از چه شأن و منزلتی برخوردار باشند. بسیاری از زنان ایران تصور میکنند که زنان در غرب از ازادی بینهایتی برخوردارند و در کمال سعادت و خوشبختی در حال زندگی اند. اگر از لحاظ حقوقی نظر کنیم صحیح است در مجامع غربی مردان و زنان دارای حقوق مساویند. اما بخش محدود زنان در غرب از حیث فکری و ارزشی هنوز برده به حساب میایند. درست است در غرب یک زن میتواند با هر لباسی در اجتماع ظاهر شود و هر نوع رفتار و شغلی را انتخاب کند اما یک ارزش اجتماعی نه تنها در غرب بلکه در دنیا رواج دارد که زن را از قالب انسانی بیرون اورده و به او تحمیل میکند که از لحاظ جنسی دارای ارزش است (البته در محدوده ای خاص رواج دارد و عمومی نیست).
شاهدیم که زنان ایران نیز خواهان چنین وضعیتی هستند و اگر قرار باشد قوانین تبعیض جنسی حذف و زایل گردد، بدون شک تغییر ارزشهای اجتماعی نیز باید ضمیمۀ ان باشد. احکام اسلامی میگوید زن موجودی است که باید از نظر مرد پوشیده باشد زیرا که موجب تحریک انان میشود. یعنی به تعبیری زن را از لحاظ جنسی و ظاهری دارای ارزش و قابلیت میداند و با حجاب کامل و چادر و چاقچور به نوعی قصد جلوگیری از بی بند و باری را داشته و انان را در گونی های سیاه حبس کرده تا از گزند مردان شهوت ران دور باشند. از ان طرف غرب (منظور از غرب محدودۀ جغرافیایی نیست بلکه بخشی از ارزشها و باورهای مدرن میباشد) نیز با همین نگرش که زنان از لحاظ جنسی مورد ارزش اند، مواجه است ولی به عکس اسلام، نسبت به ان مسامحه و بی توجهی به عمل اورده و در اصل بیشتر به بی بند و باری دامن زده است و فراموش نکنیم که نگرش غربی و اسلامی هر دو به یک اندازه کم و بیش نادرستند. حال در این میان ما خواهان وضعیتی هستیم که این قالب فکری خراب و ارزش مضر را از ذهن زنان و اجتماع بیرون بکشیم و به انان بقولانیم، شما نیز مانند مردان تنها و تنها از لحاظ شخصیت و رفتار و کردار و گفتار و اندیشه دارای ارزش و قابلیت هستند و نه فقط از حیث سکس و جنسیت و زیبای.
حقیقتاً وضعیت حقوقی و جایگاه اجتماعی زنان و دختران در جامعۀ ایران وخیم و رقت انگیز است. زیرا نه تنها در یوع احکام کثیف اسلام محبوس اند، بل در سایۀ حکومت و لوای قانون و از همه بدتر از منظر جامعه و ارزشهای اجتماعی نیز مورد اجحاف و بی عدالتی قرار میگیرند و زنان در جوامع سنتی به مانند ایران وسیله و ابزار تلقی میشوند. با طرح چند سوال مفهوم سخنم را بیان مینمایم. چرا در جامعۀ ما معمولاً درامد بالا و شغل خوب برای مرد، و زیبایی و خوش اندامی برای زنان، ارزش محسوب میشود؟ چرا بعضی زنان تصور میکنند که شوهرشان باید خرج و مخارج انان را بپردازد چون خودشان را در اختیار شوهرشان قرار میدهند؟ (دقیقاً مانند فاحشه که پول میگیرد تا خود را در اختیار مردی بگذارد، با این تفاوت که در ازدواج زنان با یک مرد در ارتباط اند ولی در فحشا با مردان مختلف و متأسفانه از نظر تئوری هیچ تفاوتی بین این دو نیست زیرا اعتبار هر دو رابطه به پول و سکس برمیگردد، نه عشق و علاقه). چرا برای جلب مشتری و یا مخاطب در مکانهای مختلف زنان نقش مهمی را ایفاء میکنند؟ چرا لباس های زنان باید بدن نِما و نیمه لخت باشد ولی مردان معمولاً لباسهای پوشیده، مانند کت و شلوار؟ چرا در ازدواج، پسران پول دار به دنبال دختران زیبا و همینطور دختران زیبا به دنبال پسران پول دار هستند؟ و پسران بی پول و بی درامد و دختران زشت هر دو به یک نسبت فاقد شانش برای یافتن همسر مورد علاقۀ خود میباشند. چرا فرضاً در اکثر موزیک ویدئوهای جدید دختران را به طور زننده ای لخت میکنند و در مقابل دوربین به رقص در میاورند؟. این گونه چراها پایان ندارد چون به مشکلات زیربنایی جامعه مربوط میشود و تا موقعیکه یک زن ارزش اجتماعی خویش را در بدن و زیبای خود معتبر بداند و خود را از این حیث و زوایا ارزشیابی کند، این مشکلات همچنان پا برجاست.
احتمالاً هیچ زنی از مرد خسیس و بی پول راضی و خشنود نیست و هر مرد سخاوتمند و پر درامدی بیشتر مورد علاقۀ زنان قرار میگیرد زیرا زنان زندگی مادی خود را متکی به درامد مالی شوهر میدانند و با معامله کردن زیبایی و سکس خود، مردان را از خود خشنود میسازند. دختر و پسرها نیز هنگام بیرون رفتن و غذا خوردن دچار همین رابطۀ الوده هستند. دختر توقع دارد پسر خرج غذای او را بدهد زیرا با او دوست شده است! و پسر نیز در ازای پرداخت پول غذا و بلیط سینما و... از دختر توقعات بیجا دارد. حتی در اغوش خانواده این ذهنیت الوده به طور وسیع از طفولیت در پرورش فرزندان دخالت دارد که یک دختر بتواند از زیبایی بیشتری برخوردار باشد و یک پسر از درامد خوب و شغل مناسب.
وجه دیگر قضایا مربوط است به دولت و حکومت که فرصت و شانس شغل و اشتغال را بیشتر در حوضۀ مردان بوجود میاورد و زنان مجبورند دست به کارهایی بزنند که مخالف شأن و حیثیت انان است.
متأسفانه هنوز در جامعۀ ما استعلام و یا تعلیم مسائل جنسی امر زشت و ناپسند و ضد اخلاق قلمداد میشود و به قول معروف چشم و گوش بسته بودن فرزندان نسبت به مسائل جنسی ارزش است. در اثر همین کوته نظری هاست که مشکلات کوچک تبدیل به فجایع بزرگ میشود. بسیاری از دختران از پسران گله مند و دلگیرند که چرا پسران پس از مدتی دوستی از انان طلب امیزش دارند و دختران به لحاظ اسیب پذیری و مخاطرات پس از ان، معمولاً قادر به پذیرش درخواست انان نیستند. چون دختران به غلط، متصورند که در این رابطه تنها انان ضرر میکنند. نخست این مطلب که ایا امیزش جنسی قبل از ازدواج در سنین 18 سال به بالا مشکل دارد یا نه؟ به نظر من نه، البته تا انجایی که امکان دارد از امیزش جنسی اجتناب شود بهتر است ولی اگر شرایط ناگزیر منتهی به ان شد حتماً با اگاهی و در یک فضای سالم و اشنایی و اعتماد دو جانبه صورت گیرد. در غیر این صورت پیامدهای ناگواری برای هر دو در پی خواهد داشت.
در جامعۀ ما رابطه بین دختر و پسر جرم است. به همین دلیل دیدارها و گفتارها در صحنۀ اجتماع به صورت پنهانی و اغماض صورت میگیرد و این رویکرد به جایی اینکه وضعیت را بهبود ببخشد، به تباهی و فساد مضاعف دامن زده است. اگر هر پسر و دختری به راحتی و سهولت بتوانند با یکدیگر رابطه برقرار کنند و دست یکدیگر را بفشارند و حتی بر گونه های یکدیگر بوسه بزنند این عُقده در انان شکل نمی گیرد که بیشتر روابط را دور از چشم اجتماع و به خانه های خلوت منتقل کنند و نهایتاً بخواهند تمام عُقده ها و ناکامی ها و سرخوردگیهای خود را در یک امیزش ناسالم و بی مسئولیت خالی و جبران کنند. و همینطور که قبلاً متذکر شدم فقط دختران در این روابط اسیب و صدمه میبنند و حتی ممکن است انان را به مرز رسوایی و خودکشی نیز برساند. و چون نه تنها جامعه پذیرای این گونه رویدادها برای انان نیست بلکه قانون نیز از انان حمایت و پشتیبانی نمی کند و چه بسا گناه انان را پُر رنگ تر و سنگین تر جلوه میدهد و مجازات میکند. از این جهت مراقبت و مواظبت از حیثیتشان مقدم بر هر امر دیگر است.
دوباره مراجعه میکنیم به بحث قبلی؛ دختری گله داشت که چرا با هر پسری دوست میشود بعد از مدتی از وی امیزش میخواهد؟ دلیلش خیلی ساده و روشن بود زیرا این دختر تنها چیزی که برای جلوه خود در نظر دیگران داشت مربوط و منحصر به زیبایی و بدنش بود. وقتی یک دختر خود را در اجتماع به ان نحو زننده نمایش دهد یعنی من تنها به لحاظ جنسیت ام قابلیت دارم. هر کسی به شکلی در اجتماع ظاهر میشود که شخصیت و اندیشۀ او را نمایان میکند. هنگامی که دختری با چادر و روبند و حجابِ سر تا پا و یا حتی با لباس های انچنانی و زننده در اجتماع حضور به هم میرساند، خواسته یا ناخواسته به اجتماع اعلام میکند که من چیزی هستم که از حیث بدنم و لباسم دارای ارزشم (یعنی شیءشدگی). پس طبیعتاً دیگران، درست یا غلط، میخواهند با مبلغی این شیء شدگی او را طلب کنند و او میتواند این درخواست را رد یا قبول کند و نباید از این نوع درخواستها دلگیر شود. حال هوسبازی و شهوت رانی مفرط بیشتر مردان را نیز اگر به این مجموعه اضافه کنیم، زنان را بیشتر به این منجلاب بردگی میکشاند. مردان با ذهنیت مالکیت خصوصی، زن و دختر خود را نیز جزء ملک خود میدانند و نمی خواهند کسی بجز خودشان حتی بر انها نظر کند و در غیر این صورت بی حرمتی و بی غیرتی برای خود متصورند. اما نمی دانند که بیشترین تجاوز و تعدی را خودشان در حق زن و دختر خود روا میدارند چون به اختیار و ارادۀ انان خدشه وارد میکنند و به نوعی عقل و خرد انان را زیر سوال میبرند. این قضیه نیز از همان ذهنیت بردگی زنان در اجتماع حکایت دارد که جنسیت و بدن زنان تقدم بر اختیار و عقل و ازادی انان دارد (یعنی صورت مقدم بر سیرت) و مردان بیشتر در راستای حفاظت و حراست جنسی انان کوشا هستند تا اراده و اختیار و ازادی انان. اینها همگی دست به دست هم میدهد و این باور را در جامعه جاری میسازد که جنسیت زنان مقدم بر اندیشه و باور و شخصیت انان است. مثلاً هنگامی که به دختری تجاوز جنسی شود میگویند بی سیرت! شده است یعنی تمام فهم و شعور و کمالات و ارزش یک دختر خلاصه در جنسیت و پردۀ بکارت اوست و اسفناک این که این افکار ضد بشری به سینما و موزیک و شعر و ادب و هنر ما نیز وارد شده و همۀ اذهان جامعه را تحت شعاع خود دارد.
هر کسی حق دارد هر لباسی را به تن کند و مسئول عواقب ان باشد ولی ان لباسی مناسب است که به شخصیت و رفتار و اندیشۀ ان شخص مربوط شود و نظر مخاطب را به سکس و بدن ان زن جلب نکند. البته مقصود این نیست که زنان حتماً از لباسهای پوشیده و گشاد و بد ریخت استفاده کنند تا کسی مزاحم انان نشود، نه، لباس صرفاً یک شخصیت ظاهری میسازد و زنان و مردان با پوشیدن لباسهای زیبا خود را در نظرگاه یکدیگر جلوه میدهند ولی انجایی مشکل پدیدار میشود که لباس هر انسانی هویت صِرف ان شخص شود و به نوعی بر شخصیت کلی وی اولویت گیرد. حال قضایا محدود به لباس و طریقۀ ظاهر شدن در اجتماع نیست بلکه از اندیشه و ذهنیت نشئت میگیرد و به تمام رفتار و اعمال زن مرتبط میشود. مثلاً یک ضرب المثلی حکایت از این دارد که با لباس سفید به خانۀ شوهر رفتم و با کفن سفید هم از خانه اش بیرون میروم! این نیز بردگی زن را در قالب سنتها اشکار میکند. همین که زن حاضر به خانه نشینی و نفقه شد مقدمات بردگی و شیء شدگی خود را فراهم ساخته و به نوعی خود را محتاج پول ناشی از شغل شوهر میبیند و شوهر هر چه قدر هم عادل و خوب باشد بلاخره در ازای این پولی که خرج همسرش میکند هر چیزی از او خواستار است. به همین جهت من معتقدم زن در هر شرایطی و در هر مقامی باید کار کند و از درامد ناشی از اشتغال خود زندگی شخصی خود را اداره کند تا محتاج پول همسر خود نباشد. البته با در نظر گرفتن شرایط حاضر ایران و وضعیت خفقان و زن ستیزی و پوشش اسلامی!، هر چه قدر زنان از پوشش اسلامی و اسارت و بندگی قوانین اسلام بگریزند بهتر، و جواب دندان شکنی به حکومت است ولی صحبت و جدل من به صورت کلی و فارغ از مسائل و شرایط حاضر است. وگرنه هر چه در ایران اسلامی امروز دختران با لباسهای کوتاه و زیبا ظاهر شوند در درجۀ اول به مبارزه با احکام اسلام پرداخته اند.
در جوامع امروز سرمایه داری حاکم است و هر کسی دارای پول و سرمایه باشد به نوعی بر کسی که خواهان پول است تسلط و چیرگی دارد. این منحصر به روابط اقتصادی نمی شود بل روابط اجتماعی را هم در سیطرۀ خود دارد و نیز بر ان تاثیر میگذارد. چرا زنان تن فروشی میکنند؟ چون غالباً مردان دارای پول هستند و زنان دارای ارزش جنسی و این دو مؤلفه موجب تن فروشی زن به مرد شده است. چرا جهت انتخاب منشی برای شرکت ها همیشه زنان زیبا و جذاب مورد استفاده قرار میگیرند؟ چون این گونه زنان بدون این که بدانند تبدیل به یک شیء شده اند تا از جنسیت و زیبایی و ... خود استفادۀ اقتصادی ببرند. چرا مردان مسن پولدار همیشه به دنبال دختران زیبا و جوان هستند؟ زیرا زیبایی و جوانی زنان خریدار دارد. حالا نوشتن و گذاشتن همۀ این گناه ها به گردن نظام سرمایه داری خطاست ولی اگر نظارت صحیح بر روابط و مناسبات اجتماعی و اقتصادی یک جامعه انجام گیرد میتوان یک رفتار درست را جایگزین این روابط بیمار کرد و پس از مدتی ارزشها را تغییر داد.
با مشاهدۀ این اوضاع به یاد نظریه مارکس میافتم که معتقد بود زیربنای جوامع اقتصاد و روابط اقتصادی است. مذهب و فرهنگ و هنر و غیره همگی تحت نفوذ روابط اقتصادی قرار دارند و اقتصاد بر همۀ انها احاطه دارد. این نظریه امروز در کشور ما اعیان و مبرهن گشته و متأسفانه اقتصاد مهمترین و اصلی ترین عامل تغییر و تحول در جامعۀ ماست.
نقاب دارد و دل را به جلوه آب کند ***** نعوذبالله اگر جلوه بي نقاب کند
فقيه شهر به رفع حجاب مايل نيست ***** چرا که هر چه کند حيله در حجاب کند
چو نيست ظاهر قرآن به وفق خواهش او ***** رود به باطن و تفسير ناصواب کند
ازو دليل نبايد سؤال کرد که گرگ ***** به هر دليل که شد بره را مجاب کند
کس اين معما پرسيد و من ندانستم ***** هر آنکه حل کند آن را به من ثواب کند
به غيره ملت ايران کدام جانور است ***** که جفت خود را ناديده انتخاب کند؟
نقاب بر رخ زن سد باب معرفت است ***** کجاست دست حقيقت که فتح باب کند
ز من مترس که خانم ترا خطاب کنم ***** ازو بترس که همشيره ات خطاب کند (ایرج میرزا)
No comments:
Post a Comment