مذهب، علم و افریدگار

تاریخ نگاران، نیمه دوم قرن بیستم را دورانی میشناسند که علم به کشف "خداوند" نایل امده است و دانشمندان بر این زیبایی و سادگی خلقت با دیده حیرت می نگرند، هرچند، این افریدگار شباهتی به خدای مذهب گرایان که بر سرنوشت و اعمال همه ی مخلوقات نظاره دارد، ندارد و خدایی است "عالمانه" که این نظارت را اغاز زمان به عهده ی نظامی سپرد که بشر تا این زمان فقط به بخش کوچکی از ان اگاهی یافته است.
شاید قوانین مکانیک کوانتوم که حاکم بر شیوه ی نظم جهان دورن است و بر حساب احتمالات واقع بنیاد شده است در حقیقت همان نظامی می باشد که خدا عالمانه بر حوادث روزانه ی ما حاکم گردانده است و در رهگذار های گوناگون ان راهی را برای ما بر میگزیند که خود میخواهد. اما این پاسخ احتمال گونه جوابی است مبتنی بر مبانی عرفانی و نه حقیقت علمی. علم تا امروز فقط یک حقیقت را به ثبوت رسانده و ان این که خدای خالقی هست و نه خدای نظاره کننده ی سرنوشت ما، بخشاینده ی گناهان ما، پاداش دهنده ی نیکی های ما و رستگاری جان های ما.
با افزایش اگاهی های بشر، باور یک عالم علوم کیهانی نسبت به خدای عالمانه روزبروز بیشتر افزایش می یابد زیرا که بدون این باور انچه را که او می بیند و می سنجد برای او کمتر قابل درک و پذیرفتن می شود، و از ان روی که پا فشاری او برای درک چگونگی افرینش کائنات به مرحله ی رضایت باطن نرسیده است و به توقف نیانجامیده است، ایمان او به خدا همیشه و همواره باید پایدار ماند و پایدار نیز خواهد ماند.
(بر گرفته شده از کتاب ابراهیم ویکتوری "شگفتی های جهان")

خداوند چیزی نیست که کتاب، پیامبر و فرشته داشته باشد، و خرافات و داستانهای تخیلی برای اسطوره کردن پیامبران ساخته شده که به اصطلاح معجزه نامیده میشود و تحت هیچ عنوانی نمی تواند منطقی و عقلانی باشد. ان خدایی که مذهبی ها اعتقاد دارند میتوانست از همان اول هر کس را با بینشی که دارد به جهنم و بهشت وارد کند چرا این همه به خودش زحمت بدهد که پیامبر بیاورد، کتاب بیاورد، این همه فرشته بیاورد، این همه کائنات درست کند و تمام وقت بنشیند و نظاره گر اعمال انسانها باشد و یاداشت کند و بعد از مدتها عده ای را وارد بهشت و عده ی دیگری را وارد جهنم کند.
با توجه به کتاب های اسمانی میتوان دریافت که این خداوند ناقص است و در این کتاب ها به صورت متعدد اشتباه، نقض حقوق بشر، تکرار و خرافه گفته شده که خداوند قدیر و توانا را زیره سوال میبرد. چرا این مذهبیون این قدر سر سختانه بر عقاید خود هستند و با هیچ منطقی نمیشود انان را متقاعد کرد شاید! دلیلش این است که انان از این راه درامد کسب میکنند و تحت هیچ منطقی راضی به ترک این خرافه ها نمیشوند.

به ایزد که گر ما خرد داشتیم ---------- کجا این سرانجام بد داشتیم

1 comment:

شهریار- آخن said...

درودهای بی پایان مرا بپذیر
میلاد نازنین خسته نباشی ، امیدوارم همیشه و همیشه چنین پر انرژی به کار خود ادامه دهی