<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786</id><updated>2012-02-16T05:39:00.487-08:00</updated><title type='text'>گفتار نیک،  کردار نیک،  پندار نیک</title><subtitle type='html'>این وبلاگ در جهت اگاهی و زنده کردن ارزش های ملی و میهنی، خرافه زدایی و تعصب زدایی از تمام اخلاقیات و افکار جامعه ایران ساخته شده است</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>35</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-5920496483163508868</id><published>2009-08-15T05:45:00.000-07:00</published><updated>2009-08-15T05:48:56.381-07:00</updated><title type='text'>اردوگاه کهریزک</title><content type='html'>&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;گزارشی تکان دهنده از جنایاتی که در&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;اردگاه مرگ کهریزک روی داده است&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;فعالین حقوق بشر و دمرکراسی در ایران : گزارشی که در زیر مطالعه خواهید کرد بخشی از جنایتهای که در چند سال اخیر بصورت روزانه علیه زندانیان بی دفاع در زندان کهریزک روا داشته می شد.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;زندان کهریزک در جنوب تهران واقع شده است. گفته می شود قبل از این،این اردوگاه محل نگهداری اسرای عراقی بوده است.از سال 1385 جوانان و کسانی که در دادگاهها برای احقاق حقوق خود اعتراض می کردند به عنوان تنبهی به آنجا فرستاده می شدند همچنین افرادی که دست به سرقت و یا با ارگانهای رژیم درگیر بودن و برای حذف آنها به اینجا فرستاده می شدند. اردوگاه کهریزک از بازداشتگاههای نیروی انتظامی و تحت نظارت مستقیم احمدرضا رادان رئیس پلیس تهران بوده رادان بطور مستمر با هلیکوپتر به آنجا در تردد بوده . &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;زندان کهریزک یا اردوگاه مرگ به منظور ایجاد رعب و وحشت بخصوص در میان جوانان ایجاد شده است .طرحهای سرکوبگرانه که در تهران تحت عنواین مختلف که به زنان شریف وآزاده تحت عنوان بی حجابی و یا بد حجابی و جوانان میهن را تحت عنوان ارازل و اوباش (با عذرخواهی از زنان و جوانان عزیز که ناچاریم حرفهای آنها را تکرار کنیم) دستگیر و به این اردوگاه انتقال می دادند درآنجا تا به حال تعداد زیادی از آنها جان باختن و کسی از سرنوشت آنها خبردار نشد.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;اردوگاه مرگ کهریزک تشکیل شده از سوله ای که سطح آن از سطح زمین پایین تر است و همچنین تعدادی کانتینر فلزی که همۀ آنها طوری درست شده است که قربانی خود را برای  تحت فشارهای طاقت فرسا قرار دادن بکار برده می شد. یکی از سوله ها که بصورت مستطیلی شکل می باشد . آنرا قفس بندی کرده اند که مساحت هر قفس 30 متر مربع می باشد. همچنین کانتینرهای فلزی که برای شکنجه و حتی قتل بکار برده می شوند در این اردوگاه قرار دارند.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;جانباختگان اردوگاه مرگ کهریزک:&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;آمار کسانی که در زیر شکنجه به قتل رسیده اند هنوز بطور قطع مشخص نیست. ولی آماری زندانیان که از این اردوگاه مرگ نجات یافته اندو بصورت سینه به سینه توسط زندانیان به هم  نقل شده است بیش از 75 نفر تخمین زده می شود .البته این آماری است که زندانیان شاهد آن بودند . این آمار مربوط به قبل از قیام مردم ایران می باشد.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;آمار جانباختگان قیام بین 15 تا 20 نفر تخمین زده می شود .این آمار توسط چندین زندانی مورد تایید قرار گرفته است و فقط مربوط به سوله و قفسهای آن می باشد. آمارکسانی که در کانتینرهای فلزی جان باخته اند هنوز نامشخص می باشد.اکثر کسانی که جانباخته اند در اثر ضربۀ مغزی می باشند که جنایتکاران علیه بشریت برای پنهان کردن جنایتهای خود سعی داشتند آنرا بیماری منژیت عنوان کنند.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;شیوه های شکنجه:&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;در بدو ورود به زندان کهریزک تنولی از مامورین گارد زندان تشکیل داده میشد  و زندانیان می بایست از این تنول عبور کنند هنگام عبور از این تنل بارانی از باتون،چماق ،کابل ،میله های آهنی بر سر،صورت و سایر نقاط بدن  فرو می آیید که منجر به شکستن سر ،فک،بینی، دست و پای زندانی می شود.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;زندانیان بی دفاع در قفسهای که در سوله درست شده است قرار داده می شوند. در هر قفس 40 الی 60 زندانی جای داده می شود زندانیان بخاطر کمبود جا اغلب بطور ایستاده هستند.زندانیان بصورت متنواب و در طی شبانه روز با یورشهای گارد زندان به قفسها ی آنها مواجه بودند. گاردها و شکنجه گران با کابل،میله های فلزی ،نبشی،شلاق آنها را مورد شکنجه قرار می دادند و این شیوه بصورت متناوب در طی شبانه روز تکرار می شد.گارد زندان و شکنجه گران علاوه بر شکنجه دستجمعی زندانیان بعضی از آنها را از قفسها خارج می کردند و به بصورت جداگانه مورد شکنجه قرار می دهند. اکثر کسانی که برای شکنجه برده می شوند در اثر شکنجه ها جان می باختند .شیوه های دیگر شکنجه که علیه زندانیان بی دفاع بکار برده می شود: تجاوز جنسی ،استعمال باتون و سایر  شیوه های وحشیانه اذیت و آزار تجاوز جنسی،عریان کردن زندانی و ریختن آب سرد بر روی زندانی و باشلاق شکنجه کردن/در تابستان عریان کردن زندانی و وادار کردن او روی آسفالت سینه خیز رفتن کلاغ پر/ وادار کردن زندانیان بصورت جمعی برای هل دادن دیوارها و هر کدام از زندانیان دستش به دیوار نرسد با چماق، میله آهنی و کابل های بافته شده آماج ضربات آنها قرار می گیرد/جوجه کباب کردن از جلو که باعث له شدن ران می شود /جوجه کباب از عقب که با عث له شده بازو میشه/ ایجاد تپه ای بنان تپه سفید که از سنگ و لاخ می باشد و سنگها نوک تیز هستند در تابستان و زمستان زندانی را کامل عریان می کردند و با کابل و باتون به زندانی می زدند و او را وادار می کردند که چندین بار از این تپه بالا و پایین بروند که باعث خونریزی از کف پا و سایر جاهای بدن می شد ولی زندانی باید به بالا و پایین رفتن خود ادامه میداد./غلت خوردن زندانی روی آسفالت و زمین در زیر گرمای وسرمای زیاد/ بصورت چند نفره روی دستها و پاهای زندانی راه رفتن که منجر به شکسته شدن در چند نقطه می شد و موارد متعدد دیگر.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;آمرین و عاملین شکنجه و کشتار:&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;احمدرضا رادان اوایل تاسیس این اردوگاه ابتدا هر پنجشنبه با هلی کوپتر همراه با معاونش عامریان (عامری)،حقی فرمانده گاردو کشمیری می آمدند و زندانیان بی دفاع را مورد شکنجه قرار میدادند.ولی این اواخر 3 بار در هفته با هلی کوپتر به اردوگاه مرگ سر می زدند. &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt; بعد خود احمد رضا رادان که با لوله زندانی را مورد شکنجه قرار می دادو به او می گفت :صدای سگ در بیار ،صدای خر در بیار شما از سگ و خر کمتر هستید. در دنیا اول اینجا است زندانی که زندانی را آدم می کنیم بعد ابوغریب و گوانتانامو ه سپس زندانیان را وادار به هل دادن دیوار می کرد و هر کسی در صفی که دیوار را هل می دادند عقب می مونده با لوله می زدند تا بمیره تا بیفته، اونجا یک تپه ای درست کردند بنان تپه سفید که سنگ لاخ بوده در زمستون و تابستون با پای برهنه و بدن لخت زندانیان را می زدند که از این تپه برند بالا و بیایند پایین ،خود اون سنگ لاخ پا و دست و همه جاشون را زخمی می کرده&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;کومیجانی مسئول بازداشتگاه کهریزک3 روز در هفته  دوشنبه،سه شنبه ،پنجشنبه را به عنوان روز وعدۀ غذائی کتک زدن زندانیان گذاشته بودند . 8 نفر هم به عنوان گاردی با اتومبیل می آمدند که صورتهای خودشون را نقاب می زدند و عینک دودی که زندانیان نتوانند آنها را بشناسند . فرمانده  8 نفر فردی بنان سرهنگ پاسدار عبدی بود آنها از ساعت 09:30 تا ساعت 11:30 زندانیان بی دفاع را مورد شکنجه جمعی قرار میدادند.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;فرد دیگری بنام سروان پاسدار زندی معاون اردوگاه مرگ که در قتل تعداد زیادی از جوانان نقش داشت این فرد علاوه بر شکنجه وحشیانه معمولا وقتی که از کسی عصبانی باشد همیشه قفلی با خود دارد که به سر زندانی می کوبد که منجر به ضربه مغزی زندانی  می شد.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;افسر پاسدار ماکان از جمله افرادی است که علاوه بر شکنجه زندانیان بی دفاع خانوادهای زندانیان را هم مورد ضرب وشتتم و اهانت قرار می داد.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;2 پاسداری که در شکنجه های وحشیانه خود که اکثرا منجر به قتل یا نقص عضو می شود به نام های سید موسوی و سید حسینی می باشند این دو فرد در آویزان کردن زندانیان و زدن ضربات کابل تا مرگ و بیهوشی در این زندان معروف هستند . وقتی که این 2 پاسدار سراغ آنها می آمدند همه میدانند که حکم قتل زندانی صادر شده است .&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 51);font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;علی خامنه ای ولی فقیه  روز سه شنبه 6 مرداد ماه  دستور بسته شدن بازداشتگاه کهریزک را صادر کرد زیرا، بگفته وی  در آنجا معیارهای لازم برای حفظ حقوق بازداشت شدگان وجود ندارد. این در حالی است که در این اردوگاه مرگ دهها نفر به قتل رسیدند و صدها نفر در اثر شکنجه دچار صدماتی شدند و تا پایان عمرشان اثرات جسمی و روحی آنرا با خود دارند.علی خامنه ای که افراد فوق مجری فرامین وی بوده از ترس به محاکمه کشاندن آنها   و افشای نقش خود اقدام به بستن شتاب زده و از بین بردن آثار جرم نمود و افراد فوق را برای ادامۀ جنایت علیه بشریت به شکنجه گاههای دیگر منتقل کرده است.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;وضعیت غذائی و آب نوشیدنی زندانیان:&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;زندانیان علاوه بر شکنجه های طاقت فرسا در کرسنگی مفرط قرار داده می شدند.نهار زندانیان ساعت 17:00 بعد ظهر داده  می شود و جیره غذائی هر زندانی یک تکه نان به اندازه کف دست و یک سیب زمینی بود. شام آنها ساعت 12 شب بود اکثر زندانیان دچار سوءتغذیه شدید هستند. زندانیان از داشتن صبحانه محروم بودند. از زمان ورود زندانیان به این اردوگاه از خوردن چای محروم بودند.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;وضعیت بهداشتی و درمان:&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;زندانیان از حداقل وسائل بهداشتی محروم بودند . آنها مدتها از رفتن به حمام محروم می شند و از این طریق سعی در تحقیر آنها داشتند. برای رفتن به دستشوئی از بدو خروج از سوله مورد ضرب وشتم قرار می گرفتن تا جائی که خط قرمزکشیده شده بود  و دستشوئیها در آنجا قرار داشتند . تنل های از پاسداران باتون بدست که در هر دو طرف ایستاده بودند و آنها را مورد ضرب وجرح قرار می دهند.این ضرب وجرح در حین رفت و برگشت علیه زندانیان بی دفاع بکار برده می شد .&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt; چیزی بنام درمان و دکتر وجود نداشت و از تمامی امکانات پزشکی محروم بودند. &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;ملاقات با خانواده ها:&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="text-align: justify;font-family:arial;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;اکثر زندانیان از داشتن ملاقات محروم بودند  و خانواده های اندکی که موفق به&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;گرفتن اجازه از قاضی می شدند و روزهای  پنجشنبه برای ملاقات با عزیزانشان مراجعه می&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;کردند. مورد بیشرم ترین رفتارها قرار می گرفتند. خانواده ها مورد اهانت و ضرب وشتم&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;قرار می گرفتند و گاها آنها را برای ساعاتی بازداشت می کردند. وسائلی که خانواده&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;برای عزیزانشان می آوردند مانند میوه یا اغذیه از دست آنها گرفته می شد و آنها را&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;مورد اهانت قرار می دادند.زندانیان تقریبا امکان هیچگونه تماسی با خانواده های خود&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;نداشتند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p  style="text-align: right; font-style: italic;font-family:arial;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;برگرفته از سایت کانون زندانیان سیاسی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-5920496483163508868?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/5920496483163508868/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=5920496483163508868&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/5920496483163508868'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/5920496483163508868'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2009/08/blog-post.html' title='اردوگاه کهریزک'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-5048001021213904086</id><published>2009-05-08T11:30:00.000-07:00</published><updated>2009-05-08T11:32:23.574-07:00</updated><title type='text'>متافیزیک و مابعدالطبیعه</title><content type='html'>&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: left;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;i&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;"  lang="FA"&gt;چیزی وحشتناک تر از این نیست که کارهای انسانی تابع ارادۀ انسان دیگر باشد. (یمانوئل کانت)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;مدتی پیش در بحث و جدلی پیرامون مسائل فلسفی که بخش اعظم ان منوط است به متافیزیک و مابعدالطبیعه، سوالاتی به ذهنم متبادر شد و با اینکه من هیچ اعتقاد و باوری نسبت به متافیزیک و مابعدالطبیعه نداشتم و حتی علاقه ای نیز به دانستن و اموختن ان نداشتم و مدام این قضایا را نفی و انکار می کردم و جزء موهومات و پوچ می پنداشتم، خوشبختانه این دوست گرامی مرا به شبهت و تردید انداخت و از سر رفع این شک، مرا به تحقیق و بررسی در مورد این موضوع وادار نمود. (من همواره طالب شک در باورها و عقاید خود هستم زیرا که می دانم تا شک نکنم به حقیقت نخواهم رسید و شک و تردید اساس کشف حقایق و تمایز صدق و کذب از یکدیگر است و البته نخستین تردید در مسائل فلسفه و باورهای محوری جامعه، بدست فرانسیس بیکن انگلیسی صورت گرفت و با دکارت فرانسوی تحکیم و استمرار یافت). نخست باید یک تفاوت اساسی و مهم را در دو واژۀ مابعدالطبیعه و متافیزیک قائل شویم و معنای هر یک از این واژه ها را روشن و واضح سازیم. مابعدالطبیعه یک واژه دینی و ناقص و در اصل مترادف دنیای &lt;u&gt;بعد از مرگ&lt;/u&gt; است و به نوعی دنیای مادی و طبیعی را جدا از دنیای ذهنی یا غیره مادی می داند و ظاهراً هیچ ارتباطی بین جهان مادی و جهان غیرمادی در نظر ندارد و چه بسا "ضد هم" تلقی می کند. مابعدالطبیعه به غلط به جای متافیزیک در فلسفه بسیار استفاده شده و برای تدقیق در مسائل فلسفی باید از واژه های ناقص و نارسا به جد پرهیز کنیم زیرا که زبان فلسفه باید حتی الامکان از هر واژۀ نامعلوم و نامفهوم زدوده شود تا بتوانیم با استفاده از ان بحث درست و منطقی کنیم. مقابل ان متافیزیک یا ماوراءطبیعه یک اصطلاح درست، فلسفی و تأمل برانگیزی است که جهان غیرمادی را فرا و ماوراء دنیای مادی و فیزیکی قائل است و شگفتی این واژه ناشی از در ارتباط بودن و همبستگی جهان مادی (ابژه و ابژکتیو) و جهان ذهنی و غیرمادی (سوبژه و سوبژکتیو) می باشد و به نوعی همیشه درصدد ایجاد ارتباط بین این دو مسئله بوده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;شالوده و بنیاد فهم و درک انسان وابسته به احساس و قوای حسی انسان است. و همانطور که قبلاً متذکر شدم اگر به هر دلیلی انسان فاقد احساس و درک حسی شود به هیچ عنوان قادر به شناخت و تفهیم خارج از خود نیست و نمی تواند هیچ ارتباطی با دنیای مادی برقرار کند و قوای حسی رابط درون انسان (سوژه) با بیرون از انسان (ابژه) است و انسان بدین طریق علم و دانش و بینش و معرفت کسب می کند. به عبارت دیگر تمام تخیل و تصور و تفکر و تجسم ذهن محدود است به تجربۀ انسان که با اندکی دخل و تصرف، تغییراتی را در انچه بر انسان تجربه شده، تخیل و تصور می کند. به نظر ایمانوئل کانت، شناسایی را در دو منشاء است یکی حساسیت، که به وسیلۀ ان ما اشیاء را احساس میکنیم و دیگر فاهمه که از راه ان در خصوص اشیاء به فکر و نظر می پردازیم. کار فکر عبارت است از متحد ساختن ادراکات در وجدان، و اتحاد ادراک در وجدان همان حکم کردن است، و بنابراین فکر کردن حکم کردن است. اگر به سیر و تطور متافیزیک توجه کنیم فلسفه یونان کلاً مبتنی است بر متافیزیک و موضوع جوهر و ذات و... که البته قریب به دو هزار سال مبانی و مبادی فلسفه محسوب میشد و در قرون اخیر کم کم زیر سوال رفت و بعد از مدتی منسوخ شد و فلسفۀ مهمی به نام اصالت وجودی به میان افتاد که با کیرکگرد احداث و با هایدگر به اوج خود رسید و بیشتر تمرکز من در این مبحث و به موضع هایدگر مربوط است. زیرا با اندیشه ها و کتاب های هایدگر بیشتر اشنایی دارم و دیگر فیلسوفان تقریباً اراء شبیهی در مورد متافیزیک ارائه داده اند. در خصوص اقای مارتین هایدگر و کتاب های ایشان مخصوصاً کتاب "هستی و زمان" که بزرگترین اثر فلسفی قرن بیستم شناخته شده، باید اذعان کنم که از فرط پیچیدگی و دشواری قابل درک نیست و باید با خواندن کتاب های پیرامون مباحث این کتب، اندک اندک با افکار و عقاید و شیوۀ نوشتن ایشان اشنایی پیدا کنیم و پس از بارها خواندن و نوشتن عبارات کتاب های ایشان به مفهوم ان پی ببریم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;در دنیای حاضر علم بر همه چیز و همه کس احاطه یافته و محور و اساس زندگی انسان را تشکیل میدهد و جایی برای فلسفه باقی نگذاشته است. برتراند راسل معتقد بود اگر فلسفه را با علم امیخته نکنیم، فلسفه در اینده ای نه چندان دور به فراموشی سپرده میشود. این است که فلسفۀ امروز مبتنی است بر اصول علمی و منطقی، نمی توان نظریات و حدسیات موهومِ بی اساس را در این پهنه مطرح نمود. از طرف دیگر مطالب و مسائل بسیاری است که انسان خواهان دانستن ان است ولی حصول ان از طریق علم به نظر ناممکن و ممتنع میرسد. از جمله پرسش از هستی و نیستی یا عدم! امروز این مسائل در متافیزیک به عنوان پرسش های بنیادی مطرح است و همچنین ارسطو معتقد بود پرسش از هستی همان متافیزیک است یا به قول هایدگر متافیزیک به هستی بماهو هستی می اندیشد و همچنین نيستي نفي ان چه هست، نيست. نيستي ان هستنده اي نيست که نيست، بل ان نيستي اي است که نيست بودگي ميکند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;بخش دیگر متافیزیک مدرن تحلیل انسان یا به قول هایدگر "هرمنوتیک واقع بودگی و دازاین" است یعنی کسی که اگاه به هستی خویش است و میتواند از هستی سوال کند و هدف مدرنیته، سالاری انسان به جهان و چیرگی او بر محدودیت هاست و به همین مناسبت مکتبی به نام اومانیسم (انسان مداری) تکوین یافت که اساس ان انسان سالاری است و معتقد است که &lt;u&gt;هیچ چیزی با ارزش تر از انسان نیست.&lt;/u&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;بسیاری از واژه ها در فلسفه نامفهوم است و باید درست و مشخص تعریف شود تا به گمراهی سوق داده نشویم به همین منظور قصد دارم بخشی از &lt;u&gt;اسرار هیچ چیز&lt;/u&gt; را از کتاب اسرار کائنات نوشتۀ ابراهیم ویکتوری بیاوریم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="AR-SA" &gt;(ایا تا به حال به صورت جدی درباره اینکه "هیچ چیز" دقیقاً چیست فکر کرده اید؟ وقتی درباره "هیچ چیز" فکر می کنید، در ذهن و تصورتان چه می بینید؟ اگر "هر چیزی" به ذهن شما برسد، دیگر "هیچ چیز" نیست، چون باید چیزی باشد که ذهن شما را اشغال کند و مغزتان ان را به تصویر بکشد. به بیان دیگر، فقط حرف زدن و فکر کردن درباره "هیچ چیز" سبب خلق شدن چیزی میشود که با "هیچ چیز" مغایر است. ماهیت "هیچ چیز" اثار عمیق و ژرفی بر علوم فیزیک و اخترشناسی دارد و بسیار با ماهیت زنجیره فضا – زمان و ساختار کائنات نزدیکی دارد.&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="AR-SA" &gt;اگر بگوییم که "هیچ چیز"، خلأ بدون ویژگی است که ان را فضای خالی می نامیم، پس چطور فضای خالی یا "هیچ چیز" ناگهان به فضا که چیزی همچون یک ستاره در ان وجود دارد، تبدیل میشود؟ تنها راه حل این معما نیازمند این است که فاصله و زمان زنجیره هایی قابل تقسیم متوالی باشند، یعنی بتوانیم هر واحدی از فاصله و زمان مثلاً یک سانتی متر و یک ثانیه را بگیریم و به طور متوالی انها را نصف کنیم تا به "هیچ چیز" برسیم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="AR-SA" &gt;اگر کمی عمقی تر در این الزامات کندوکاو کنید، درمیابید که چقدر غیرطبیعی و نابهنجار است. ممکن است در نگاه اول به نظر برسد که فرایند تقسیم کردن تا بی نهایت برای یک چیز، پس از تعداد نامحدودی تقسیمات، به "هیچ چیز" ختم میشود؛ که به خودی خود تصویری مبهوت کننده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="AR-SA" &gt;اما، با بررسی دقیق تر در میابیم که فرایند تقسیم کردن، چه بی کران و چه کران دار، هرگز به نقطه "هیچ" نمی رسد. چون ما کار را با "چیزی" شروع کردیم و نصف هر "چیزی" همیشه "چیزی" است و هرگز هیچ چیز نیست؛ حتی پس از بی نهایت بار تقسیم کردن. نتیجه واضح این است که فضا و زمان تا بی نهایت قابل تقسیم نیستند، یعنی انها کوانتیزه شده اند. این یعنی که باید مقداری زمان برای فاصله وجود داشته باشد و همه زمانها و فاصله ها در کائنات ضرایبی از این دو مقدارند. حالا پرسش اصلی این است، این دو مقدار چقدر هستند؟)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="AR-SA" &gt;در واقع علم از پرسش هیچ و عدم امتناع داشته و به قول هایدگر علم می خواهد دربارۀ هیچ نداند. اما حتی اگر چنین باشد انچه مسلم می ماند این است، انجا که علم می کوشد تا به ذات خاص خودش جامۀ بیان بپوشاند، دست یاری به سوی عدم دراز میکند. علم به انچه ردش میکند متوسل میشود. اگر توجه داشته باشیم نگاه علم همیشه رو نیستی و عدم است و در گام نخست علم متوسل به نیستی میشود و بعد میسازد. فلسفه یا متافیزیک پیوسته یک گام از علم جلوتر است زیرا همواره نگاهش به ماوراء هستی است. همان طور که قبلاً گفته شد، ما نمی توانیم عدم را بدون تصور موجود تصور کنیم، یا باز به بیانی دیگر، عدم در نهایت برای ما نوعی خلاء یا فضای خالی است. علم ساختۀ ذهن انسان (دازاین) است و انسان همواره در دو دنیا، در حال زندگی است یک دنیای مادی (ابژکتیو) و دنیای ذهن و خیال (سوبژکتیو). سارتر نیز معتقد است، (انسان در دو دنياي چيزها و اگاهي قرار دارد. دنياي چيزها منش اثباتي و دنياي اگاهي منش سلب دارند. دنياي چيزها همين است که هست، هر دگرگوني در ان متعين و قانونمند است. دنياي اگاهي اما ناکامل است، دگرگوني ها غير قابل پيش بيني و تا حدودي وابسته به خواست و گزينش انسان هستند). دنیای ذهن هر دازاینی وابسته به دنیای واقعی او است یعنی هر انچه بر ما تجربه شده در دنیا ذهنی ما وجود دارد. هر انسانی متناسب با میل خود سوبژکتیویتۀ خود را میسازد. انسان ممکن است بیش از انچه در دنیای چیزهای واقعی و ابژکتیو زندگی کند، در دنیای ذهن و سوبژکتیویتۀ خود زندگی کند. انسانها میتوانند در ذهن خود ادم بُکشند یا دزدی کنند یا حتی کارهای خوب و خیر انجام دهند که هیچ کسی جز خودشان ناظر بر ان نیست و بازخواستی وجود ندارد که البته ادیان به دروغ ولی با حُسن نیت، به انسانها وانمود کردند که خداوند از همۀ افکار و اعمال انان باخبر است و انسانها نیز به صرف نظارت خداوند از تخیل اعمال زشت اجتناب میکردند؛ در صورتی که حقیقتاً چنین نیست. اگر بخواهیم به جنبۀ اخلاقی ان بپردازیم، می پرسیم ایا تخیل امور خیر و پسندیده سودی دارد؟ ایا تخیلات و تصورات اعمال زشت و مخرب جرم محسوب میشود؟ و اصلاً تأثیری بر اعمال واقعی و عینی ما دارد؟ انسان باید هر چقدر میتواند از تصورات و تخیلات زشت و پلید دوری و اجتناب کند و به افکار و تخیلات خوب و زیبا و درست معطوف شود زیرا در طی مدتی این تخیلات ممکن است مبدل به ارزش شود و بر انسان تسلط یابد. به بیانی دیگر سرچشمۀ اعمال هر انسانی از اندیشه و خیالات و ذهن اوست. امور اخلاقی دقیقاً برخاسته از تصورات و تخیلات هر انسانی است و ادیان تا اندازه ای درصدد تسلط یافتن و قالب شدن بر ذهن و سوبژکتیویتۀ هر انسانی بوده اند و به انواع و اقسام مختلف از تسلط یافتن فکر و تخیل انسان بر عملکر او جلوگیری کرده اند. پس انسانی به معنای اخص واژه خوب است که در سوبژکتیویتۀ خود خوب باشد و همینطور بالعکس. پاسکال گفته: تمام فضیلت ما در فکر است و بکوشیم تا خوب فکر کنیم و اینست اصل اخلاق.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="AR-SA" &gt;تعمق و تدقیق در امور سوبژکتیویته بسیار دشوار است. ولی به جرأت میتوان گفت تمام قدرت و شوکت و بزرگی انسان مربوط به ذهن و سوبژکتیو انسان است و انسان بدون سوبژکتیویته هیچ است. بنابراین شناخت امور مربوط به ان از اهمیت زیادی برخوردار است. مثلاً اثار هنری، ماهیت و عمق ذهن هر انسانی را متجلی و متبلور میکند و انسان های میتوانند به وسیلۀ هنرِ هنرمند به سوبژکتویتۀ ان هنرمند پی ببرند. در کتاب حقیقت و زیبایی، (استاد) بابک احمدی راجب هنر و اهمیت ان چنین می گوید: (هنر اما شاید به دلیل بازگشتن بر حس انسانی و شاید به خاطر تکیه اش بر شهود و مکاشفه یا به دلیل های دیگر، کارایی بسیار در انتقال تجربه های درونی و باطنیِ زندگی ادمی دارد، و خبر از رازهایی میاورد که فقل انها با هیچ کلید دیگری گشودنی نیست. هنر مسیری را در زندگی ادمی میگشاید که با پای چوبین خرد ورزی و منطق استدلالی نمی توان از ان گذشت. افرینش هنری در زندگی ادمی ارجی والا دارد و از این جنبه برتر و قدرتمند از علم، منطق، فلسفه و اخلاق جلوه میکند). اینکه اثر هنری از ذهن اصیل برمی خیزد یا از تقلید از طبیعت، و کدام اثر بر دیگری برتری دارد، مربوط به فلسفۀ هنر است ولی انچه که برای ما در این جا مهمه، این است که هنرمند انچه که هست را نمی پذیرد بلکه انچه که باید باشد را مطرح میکند و یا به عبارتی طرحی پیشنهادی را به دیگران عرضه میدارد. یعنی همان تمایلات و دنیای خود ساخته در سوبژکتیو هنرمند. هر چه قدر انسان در صدد کشف حقایق و اگاهی نسبت به طبیعت باشد بهتر و درست تر و دقیق تر میتواند سوبژکتیو خود را بسازد و به همین خاطر حقیقت برای انسانها ارزشمند است. انسان تنها موجودی است که از این قوه و توانایی برخوردار است و امروز این سوال مطرح است که چرا و چگونه انسان به این توانایی دست یافته؟ چون علم هنوز جواب قانع کننده ای برای این سوال ندارد، فلسفه خواهان پاسخ به این پرسش است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="AR-SA" &gt;هر انسانی خودش را در سوبژکتیو خود می بیند. نزاع و طرز مقابلۀ خویش را با طبیعت و انسان های دیگر تصور میکند، گاهی ناامید، گاهی خوشحال و گاهی متأثر و نگران. به تصور من انسانها میتوانند هرگز نمیرند!. ولی یک اقداماتی لازم است تا این کار میسر شود. اگر ما بتوانیم تمام اطلاعات مغز یک انسان را به وسیلۀ دستگاهی! بیرون بکشیم و به مغز یک ربات انسان نما منتقل کنیم، اکنون یک انسان در دو بدن داریم. اگر انسان بمیرد، ربات جای او هست و میتواند زندگی کند زیرا که هر انسانی با ذهن و خاطرات و افکار و خیالات (سوبژکتیو) خود زندگی میکند. انسانها به این دلیل میمیرند که بعد از مدتی دستگاه و سیستم بدن انها فرسوده میشود و از بین میرود و به همین دلیل مغز از کار میافتد و تمام سوبژکتیو انسان نابود میشود حالا اگر بتوانیم سوبژکتیو او را خارج کنیم و به یک ربات انتقال دهیم ربات جای او را میگیرد. هر انسانی موقعی میمیرد که مغزش از کار بیوفتد یا مغزش دچار اختلال شود و اگر مغز بمیرد، سوبژکتیو نابود میشود و انسان برای همیشه میمیرد. انسان هایی که دچار فراموشی و اختلال در مغز خود هستند نمی دانند که چه کسی هستند زیرا سوبژکتیو انان صدمه دیده. انسانها خود را به عنوان شخصی که دارای اسم و فامیل و پدر و مادر و دوست و&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;همسایه و موقعیت و افکار و غیره هستند، می شناسند. بدن ما چون از ماده است نابودشدنی است ولی افکار و تصورات ما و به طور خلاصه سوبژکتیو ما تا موقعی هست که بدن ما زنده باشد پس انسان هیچ است مگر سوبژکتیوش. دست و پای هر انسانی قطع شود، باز همان انسان است ولی اگر بمیرد یا دچار فراموشی و اختلال ذهنی شود دیگر ان انسان نیست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: left;" align="right"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="AR-SA" &gt;ای برادر تو همه اندیشه ای ***** مابقی تو استخوان و ریشه ای&lt;span style=""&gt;                               &lt;/span&gt;(مولانا)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="AR-SA" &gt;البته این ادعا بدین معنا تعبیر نشود که جسم انسان مهم نیست، نه؛ بلکه برتری انسان نسبت به دیگر موجودات به ذهنش مربوط میشود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="AR-SA" &gt;هایدگر معتقد بود فیلسوفان عمدتاً در اشتباه و بیراهه به سر می بردند و از مسیر اصلی خود منحرف شده اند، زیرا کسی از هستی سوال نکرده و بیشتر در ماهیت و چگونگی هستی این جهان تفکر کردند. هایدگر با طرح این سوال ما را در تفکر هست و نیست انداخت &lt;u&gt;(چرا براي ما تفاوت دارد که چيزي باشد يا نباشد؟)&lt;/u&gt; این سوال ما را به تعاریف دازاین هایدگر میبرد که دازاين به هستي پرتاب شده است. دازاين بي انکه بخواهد يا کسي از او پرسيده باشد، به دنيا ميايد و خود را در مهلکۀ هستي مي يابد. این سخن ناخوداگاه مرا به یاد شعر شادروان فروغ فرخزاد می اندازد:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="AR-SA" &gt;چيستم من زادۀ يک شام لذت بار ***** &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;ناشناسي پيش مي راند در اين راهم &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="AR-SA" &gt;روزگاري پيکري بر پيکري پيچيد ***** من به دنيا امدم بي انکه خود خواهم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="AR-SA" &gt;دازاین همیشه در ماوراء خود است و برخلاف دیگر موجودات در خودش نیست بلکه بیرون از خودش وجود دارد. دازاین در سه زمان حال و اینده و گذشته زندگی میکند ولی حیوانات منحصراً در زمان حال. دازاين فقط از هستندگان در محيط خود متأثر نمي شود. براي او از دست رفته ها و نيست شده ها نيز به همان اندازه مطرح اند. او فقط با داشته ها زندگي نمي کند، نداشته ها هم تا همان حد براي او اهميت دارند و همواره در حدود فهم هايي معيين و تاریخي از هستي زندگي ميکند. اولین سوالاتی که ذهن فیلسوفان نخستین را به تفکر واداشت سوال از وجود بود چرا ما وجود داریم، فارغ از گوهر و ماهیت و چگونگی وجود داشتن. به نظر هايدگر نمي توان گفت که دازاين گوهر دارد، گوهر دازاين همان وجود اوست. وجود، هستن دازاين است که به هستي مي انديشد. اما اين انديشه يک کنش است. کنش از خود بيرون شدن و خود را در (ان جا) قرار دادن، پيش روي خود بودن. وجود داشتن به معناي با خبري از تناهي خويش، از موقعيت ها و پرسش از هستي خويش و طرح اندازي خويشتن است. ما انسانها ساخته میشویم وجود ما براساس اتفاق است و براساس گزینش خود شکل و ماهیت می پذیریم. به همین خاطر می گوییم در انسان وجود او مقدم بر ماهیت اوست ولی در صانعات ماهیت مقدم بر وجود است زیرا یک ماشین در ذهن انسان ماهیت میگیرد و سپس به وجود میاید ولی انسان وجود پیدا میکند و بعد ماهیت میپذیرد. انسان چیزی جز ذهن نیست؛ مثلاً در یک مهمانی حضور داریم برای ما مهم است که دیگران به ما توجه میکنند یا نه و ما را در نظر دارند یا نه و مدام در ذهن خود از خود میپرسیم چه اتفاقی افتاده که انان نسبت به من بی اعتنا اند، چرا به من سلام نکرد، و یا حتی چرا اینقدر به من نگاه میکند، چه منظوری دارد، ایا از من دلخور است، ایا من اشتباهی کردم. اینها همگی در ذهن رشد میکند و تبدیل به یک اغتشاش روانی و روحی در ما میشود و میتوان هر انسانی را به لحاظ روانی یا انسان پسیکولوژیک و یا انسان فانکشنال نامید که این مبحث مربوط به تحلیل ذهن و روان شناختی است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="AR-SA" &gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;من براي خودم چنان حاضر ميشوم که ابژه اي براي ديگران هستم. باخبري من از خودم وابسته است به باخبري ديگران از من. من در چشم ديگران وجود دارم. هايدگر با تأثير گرفتن از کيرکگارد به اين نکته تأکيد گذاشت که ان کسي که من هستم، وابسته است به جايگاه و موضعي که من در وجودم به عنوان يک خويشتن ياد ميکنم همان کسي نيست که من به او فکر ميکنم، بل کسي است که در عمل ميسازم. من فقط ميتوانم خويشتن را به عنوان امري واقعي و در فعليت و کنش در نظر بگيرم و در جريان عمل مشخص تعريف کنم که کيستم. من گذشته و اينده ي خويش هستم. انسان ميتواند در قالب حضور براي خود بودن مطرح شود. هستي من گره خورده به هستي زمانمندِ من. من اينده اي هستم که طرح هايم رو به سوي ان دارند. من طرح هاي گذشته ي خود هستم. دقیقاً اگزیستانسیالیسم سارتر در راستای این موضوع است و مي توانيم چهار مفهوم بنيادين را در اگزيستانسياليسم سارتر برجسته کنيم: امکان ناضرور يا تصادفي بودن هستي، ازادي، مسئوليت و اصالت. انسان داراي ماهيت پيشيني نيست که به فرض خدا يا طبيعت ان را ساخته باشند، انسان همچون هر هستنده اي امري ممکن است و نه ضروري، خودش را ميسازد و ازادانه ميان گزينه هاي ممکن برمي گزيند، مسئول گزينش هاي خويش است و بايد بتواند انچه را که خود درست ميداند بسازد، در اين صورت کاري اصيل انجام داده است. این مکتب به دلیل اصرار زیادی که بر ازادی و مسئولیت انسان دارد در قرن بیستم توجه بسیاری را به خود جلب نمود و به گونه ای بن مایۀ مدرنیتۀ امروزه قرار گرفته است و سارتر در رساله ای جداگانه به نام اگزیستانسیالیسم گونه ای اومانیسم است، بر این نکته تأکید میگذارد. ادمي از راه طرح اندازي ها، اينده و زمانمند اش نيستي را در ميابد و اين همه از راه ازادي او تحقق مي يابد. انسان چون از نيستي اگاهي دارد ازاد است. به بیان مشهور سارتر &lt;u&gt;(انسان محکوم به ازادی است)&lt;/u&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="AR-SA" &gt;در این مقطع تلویحاً به نزاع ایدئالیسم ها و رئالیسم ها می پردازیم. رئالیسم ها یا مذهب اصالت واقعیت قائلند به وجود جهانی مستقل از هر ادراک و هر تصور و هر فاعل شناسایی. به نظر ایشان حتی اگر شناسنده ای برای شناختن جهان نباشد جهان باز، چنانکه ما ان را می شناسیم، وجود خواهد داشت. در مقابل ان ایدئالیسم ها یا مذهب اصالت معنی، از لحاظ فلسفی صور ذهنی و انچه در حوضۀ شناسایی انسان است اختیار کرده اند. کانت مؤسس ایده الیسم المانی است و به جرئت میتوان اذعان کنم که ایده الیسم المانی تا چندین قرن تمام حوضۀ فلسفی جهان را تحت شعاع خود قرار داده بود و به مراتب از دیگر مکاتب برتری و فزونی داشت. مباحث بسیار شگفت انگیزی در مورد مسائل مختلف مطرح کرده و پیگیری ان نزد اهل تحقیق بسیار مورد توجه قرار دارد. جالب است که میگویند: کانت مردی بود چنان مرتب و منظم که هنگامی که در ضمن ورزش و پیاده روی اش از جلو خانه ها میگذشت، مردم با دیدن او ساعت خود را تنظیم میکردند. اما یکبار این برنامه چند روزی به هم خورد و ان هنگامی بود که وی مشغول خواندن امیل (ژان ژاک روسو) بود. کانت و پیروانش برای رسیدن به نتایج فلسفی به انتقاد معرفت تکیه میکنند. در مشرب انها ذهن در برابر ماده مورد تأکید قرار میگیرد و این امر سرانجام منجر بدین قول میشود که فقط ذهن وجود دارد. به نظر آرتور شپنهاورِ ایدئالیسم، شرط وجود خارجی اشیاء اینست که ادراک کننده ای ان را ادراک کند و از نظر اخلاقی، معنوی مذهب کسی است که برای یک ایدئال، به معنی مطلق ان زندگی میکند. یعنی برای علت و جهتی که در خور ارضای تمایلات عالی هر نفش شریفی باشد. ظاهراً هر دو مذهب هم در اشتباه اند و درست می گویند. جهان بدون اینکه ما انسانها به عنوان فاعل شناسنده و سوژه ان را درک میکنیم و بر هستی و وجود ان صحه می گذاریم، وجود دارد و به زندگی ادامه میدهد. از طرف دیگر ما انسانها به عنوان تنها موجود ادراک کنند میتوانیم هستی جهان را تصدیق کنیم پس جهان از منظر ما انسانها وجود دارد و به زعم ما انسانها، اگر ما نبودیم پس جهانی نیز وجود نداشت که وجود ان را اثبات کند. مذهب اصالت معنی معتقد است که میان ذهن و ماده سنخیتی وجود ندارد و بالنتیجه ماده برای فکر نفوذ ناپذیر است. و چون انچه ما امور خارجی می نامیم با نظم و معقول به نظر میرسد و این هر دو از اوصاف خاص فکر است. پس این عالم موسوم به خارج همانا جزیی است از قلمرو ذهن و تنها طریقۀ تبیین اینکه واقع چرا منطقی و مطابق اصول عقل است اینست که بگوییم واقع از سنخ فکر است. معنوی مذهبان می گویند که ما نه اعیان اشیاء را بلکه فقط صورت های علمی و ذهنی انهاست که ادراک میکنیم. بنابراین، هیچ دلیلی برای قائل شدن به وجود خارجی اشیاء نداریم. همچنین در این راستا دکارت می گوید: (من فکر میکنم پس هستم. انگاه گفت اما من ذاتاً چه هستم؟ چون فکر من تنها چیزی است که شک کردن در ان محال است پس من وجودی هستم که فکر میکنم و جسم نیستم. زیرا که در تن خود نیز میتوانم شک کنم). ایرادی که میتوان به ایدئالیسم ها گرفت این است که عدم وجدان شیء مستلزم عدم وجود شیء نیست. اگر ما انسانها وجود نداشتیم جهان با تمام ارکانش وجود داشت و به زندگی خود ادامه میداد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="AR-SA" &gt;با توجه به انچه ذکر شد حدود و قلمرو متافیزیک بر ما روشن گشت. متعصبان دینی با ذهنیت مخرب خود مدام با تشبث به امور مقبول و مدرن مشروعیتی برای خرافات دینی خود فراهم می اورند. از اینجا که میخواهند خرِ دجال و قاطر بالدار و عصای موسی و هزار مزخرف و لاطائل دینی را در متافیزیک جای دهند که باید اذعان کنم اینها هیچ سنخیت و ارتباطی با متافیزیک ندارند و شامل دستۀ خرافات و مهملات میشود. اینکه اخیراً پُست مدرن ها متمایل به متافیزیک شده اند در رابطه با دین و مبانی ان نیست و به کلی از ان جداست و اگر جایی و زمانی شنیدید که می خواهند معجزه ای را با قواعد متافیزیکی توضیح دهند بدانید تزویر و ریاکاری است. درست است که قواعد و ضوابط متافیزیک معین و مشخص نیست و چه بسا اصلاً بر قاعدۀ معینی شکل نمی گیرد ولی دلیل بر این نمی شود که هر خرافه ای را بتوان در متافیزیک توضیح داد. موسی با عصایش دریا را شکافت و عیسی مرده را زنده کرد و محمد ماه را به دو نیم کرد و امام ته چاه و غیره جملگی حمل بر خرافه است. قلمرو و محدودۀ متافیزیک مدرن صرفاً در سوبژکتیویتۀ انسان است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span  lang="AR-SA"  style="font-family:Arial;font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-5048001021213904086?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/5048001021213904086/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=5048001021213904086&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/5048001021213904086'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/5048001021213904086'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2009/05/blog-post.html' title='متافیزیک و مابعدالطبیعه'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-6501059070873768164</id><published>2009-03-27T04:59:00.000-07:00</published><updated>2009-05-08T11:29:50.506-07:00</updated><title type='text'>زنان و ذهنیت بردگی و روابط اجتماعی</title><content type='html'>&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;هر تار موی یک زن، بندد مسیر تقوا ***** این خود گواه آن بس، پندارتان سیاه است&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: left;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;شد پرده ی سیاهی ، معیار&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;پاکی زن ***** ای صبحدم گریزان ، معیارتان سیاه است&lt;span style=""&gt;       &lt;/span&gt;(شیرین رضویان)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;این مبحث بیشتر به ذهن و افکار زنان مربوط است و اینکه چرا از حقوق خود مطلع نیستند و نمی دانند در جامعه باید از چه شأن و منزلتی برخوردار باشند. بسیاری از زنان ایران تصور میکنند که زنان در غرب از ازادی بینهایتی برخوردارند و در کمال سعادت و خوشبختی در حال زندگی اند. اگر از لحاظ حقوقی نظر کنیم صحیح است در مجامع غربی مردان و زنان دارای حقوق مساویند. اما بخش محدود زنان در غرب از حیث فکری و ارزشی هنوز برده به حساب میایند. درست است در غرب یک زن میتواند با هر لباسی در اجتماع ظاهر شود و هر نوع رفتار و شغلی را انتخاب کند اما یک ارزش اجتماعی نه تنها در غرب بلکه در دنیا رواج دارد که زن را از قالب انسانی بیرون اورده و به او تحمیل میکند که از لحاظ جنسی دارای ارزش است (البته در محدوده ای خاص رواج دارد و عمومی نیست). &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;شاهدیم که زنان ایران نیز خواهان چنین وضعیتی هستند و اگر قرار باشد قوانین تبعیض جنسی حذف و زایل گردد، بدون شک تغییر ارزشهای اجتماعی نیز باید ضمیمۀ ان باشد. احکام اسلامی میگوید زن موجودی است که باید از نظر مرد پوشیده باشد زیرا که موجب تحریک انان میشود. یعنی به تعبیری زن را از لحاظ جنسی و ظاهری دارای ارزش و قابلیت میداند و با حجاب کامل و چادر و چاقچور به نوعی قصد جلوگیری از بی بند و باری را داشته و انان را در گونی های سیاه حبس کرده تا از گزند مردان شهوت ران دور باشند. از ان طرف غرب (منظور از غرب محدودۀ جغرافیایی نیست بلکه بخشی از ارزشها و باورهای مدرن میباشد) نیز با همین نگرش که زنان از لحاظ جنسی مورد ارزش اند، مواجه است ولی به عکس اسلام، نسبت به ان مسامحه و بی توجهی به عمل اورده و در اصل بیشتر به بی بند و باری دامن زده است و فراموش نکنیم که نگرش غربی و اسلامی هر دو به یک اندازه کم و بیش نادرستند. حال در این میان ما خواهان وضعیتی هستیم که این قالب فکری خراب و ارزش مضر را از ذهن زنان و اجتماع بیرون بکشیم و به انان بقولانیم، شما نیز مانند مردان تنها و تنها از لحاظ شخصیت و رفتار و کردار و گفتار و اندیشه دارای ارزش و قابلیت هستند و نه فقط از حیث سکس و جنسیت و زیبای.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;حقیقتاً وضعیت حقوقی و جایگاه اجتماعی زنان و دختران در جامعۀ ایران وخیم و رقت انگیز است. زیرا نه تنها در یوع احکام کثیف اسلام محبوس اند، بل در سایۀ حکومت و لوای قانون و از همه بدتر از منظر جامعه و ارزشهای اجتماعی نیز مورد اجحاف و بی عدالتی قرار میگیرند و زنان در جوامع سنتی به مانند ایران وسیله و ابزار تلقی میشوند. با طرح چند سوال مفهوم سخنم را بیان مینمایم. چرا در جامعۀ ما معمولاً درامد بالا و شغل خوب برای مرد، و زیبایی و خوش اندامی برای زنان، ارزش محسوب میشود؟ چرا بعضی زنان تصور میکنند که شوهرشان باید خرج و مخارج انان را بپردازد چون خودشان را در اختیار شوهرشان قرار میدهند؟ (دقیقاً مانند فاحشه که پول میگیرد تا خود را در اختیار مردی بگذارد، با این تفاوت که در ازدواج زنان با یک مرد در ارتباط اند ولی در فحشا با مردان مختلف و متأسفانه از نظر تئوری هیچ تفاوتی بین این دو نیست زیرا اعتبار هر دو رابطه به پول و سکس برمیگردد، نه عشق و علاقه). چرا برای جلب مشتری و یا مخاطب در مکانهای مختلف زنان نقش مهمی را ایفاء میکنند؟ چرا لباس های زنان باید بدن نِما و نیمه لخت باشد ولی مردان معمولاً لباسهای پوشیده، مانند کت و شلوار؟ چرا در ازدواج، پسران پول دار به دنبال دختران زیبا و همینطور دختران زیبا به دنبال پسران پول دار هستند؟ و پسران بی پول و بی درامد و دختران زشت هر دو به یک نسبت فاقد شانش برای یافتن همسر مورد علاقۀ خود میباشند. چرا فرضاً در اکثر موزیک ویدئوهای جدید دختران را به طور زننده ای لخت میکنند و در مقابل دوربین به رقص در میاورند؟. این گونه چراها پایان ندارد چون به مشکلات زیربنایی جامعه مربوط میشود و تا موقعیکه یک زن ارزش اجتماعی خویش را در بدن و زیبای خود معتبر بداند و خود را از این حیث و زوایا ارزشیابی کند، این مشکلات همچنان پا برجاست. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;احتمالاً هیچ زنی از مرد خسیس و بی پول راضی و خشنود نیست و هر مرد سخاوتمند و پر درامدی بیشتر مورد علاقۀ زنان قرار میگیرد زیرا زنان زندگی مادی خود را متکی به درامد مالی شوهر میدانند و با معامله کردن زیبایی و سکس خود، مردان را از خود خشنود میسازند. دختر و پسرها نیز هنگام بیرون رفتن و غذا خوردن دچار همین رابطۀ الوده هستند. دختر توقع دارد پسر خرج غذای او را بدهد زیرا با او دوست شده است! و پسر نیز در ازای پرداخت پول غذا و بلیط سینما و... از دختر توقعات بیجا دارد. حتی در اغوش خانواده این ذهنیت الوده به طور وسیع از طفولیت در پرورش فرزندان دخالت دارد که یک دختر بتواند از زیبایی بیشتری برخوردار باشد و یک پسر از درامد خوب و شغل مناسب. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;وجه دیگر قضایا مربوط است به دولت و حکومت که فرصت و شانس شغل و اشتغال را بیشتر در حوضۀ مردان بوجود میاورد و زنان مجبورند دست به کارهایی بزنند که مخالف شأن و حیثیت انان است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;متأسفانه هنوز در جامعۀ ما استعلام و یا تعلیم مسائل جنسی امر زشت و ناپسند و ضد اخلاق قلمداد میشود و به قول معروف چشم و گوش بسته بودن فرزندان نسبت به مسائل جنسی ارزش است. در اثر همین کوته نظری هاست که مشکلات کوچک تبدیل به فجایع بزرگ میشود. بسیاری از دختران از پسران گله مند و دلگیرند که چرا پسران پس از مدتی دوستی از انان طلب امیزش دارند و دختران به لحاظ اسیب پذیری و مخاطرات پس از ان، معمولاً قادر به پذیرش درخواست انان نیستند. چون دختران به غلط، متصورند که در این رابطه تنها انان ضرر میکنند. نخست این مطلب که ایا امیزش جنسی قبل از ازدواج در سنین 18 سال به بالا مشکل دارد یا نه؟ به نظر من نه، البته تا انجایی که امکان دارد از امیزش جنسی اجتناب شود بهتر است ولی اگر شرایط ناگزیر منتهی به ان شد حتماً با اگاهی و در یک فضای سالم و اشنایی و اعتماد دو جانبه صورت گیرد. در غیر این صورت پیامدهای ناگواری برای هر دو در پی خواهد داشت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;در جامعۀ ما رابطه بین دختر و پسر جرم است. به همین دلیل دیدارها و گفتارها در صحنۀ اجتماع به صورت پنهانی و اغماض صورت میگیرد و این رویکرد به جایی اینکه وضعیت را&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;بهبود ببخشد، به تباهی و فساد مضاعف دامن زده است. اگر هر پسر و دختری به راحتی و سهولت بتوانند با یکدیگر رابطه برقرار کنند و دست یکدیگر را بفشارند و حتی بر گونه های یکدیگر بوسه بزنند این عُقده در انان شکل نمی گیرد که بیشتر روابط را دور از چشم اجتماع و به خانه های خلوت منتقل کنند و نهایتاً بخواهند تمام عُقده ها و ناکامی ها و سرخوردگیهای خود را در یک امیزش ناسالم و بی مسئولیت خالی و جبران کنند. و همینطور که قبلاً متذکر شدم فقط دختران در این روابط اسیب و صدمه میبنند و حتی ممکن است انان را به مرز رسوایی و خودکشی نیز برساند. و چون نه تنها جامعه پذیرای این گونه رویدادها برای انان نیست بلکه قانون نیز از انان حمایت و پشتیبانی نمی کند و چه بسا گناه انان را پُر رنگ تر و سنگین تر جلوه میدهد و مجازات میکند. از این جهت مراقبت و مواظبت از حیثیتشان مقدم بر هر امر دیگر است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;دوباره مراجعه میکنیم به بحث قبلی؛ دختری گله داشت که چرا با هر پسری دوست میشود بعد از مدتی از وی امیزش میخواهد؟ دلیلش خیلی ساده و روشن بود زیرا این دختر تنها چیزی که برای جلوه خود در نظر دیگران داشت مربوط و منحصر به زیبایی و بدنش بود. وقتی یک دختر خود را در اجتماع به ان نحو زننده نمایش دهد یعنی من تنها به لحاظ جنسیت ام قابلیت دارم. &lt;u&gt;هر کسی به شکلی در اجتماع ظاهر میشود که شخصیت و اندیشۀ او را نمایان میکند.&lt;/u&gt; هنگامی که دختری با چادر و روبند و حجابِ سر تا پا و یا حتی با لباس های انچنانی و زننده در اجتماع حضور به هم میرساند، خواسته یا ناخواسته به اجتماع اعلام میکند که من چیزی هستم که از حیث بدنم و لباسم دارای ارزشم (یعنی شیءشدگی). پس طبیعتاً دیگران، درست یا غلط، میخواهند با مبلغی این شیء شدگی او را طلب کنند و او میتواند این درخواست را رد یا قبول کند و نباید از این نوع درخواستها دلگیر شود. حال هوسبازی و شهوت رانی مفرط بیشتر مردان را نیز اگر به این مجموعه اضافه کنیم، زنان را بیشتر به این منجلاب بردگی میکشاند. مردان با ذهنیت مالکیت خصوصی، زن و دختر خود را نیز جزء ملک خود میدانند و نمی خواهند کسی بجز خودشان حتی بر انها نظر کند و در غیر این صورت بی حرمتی و بی غیرتی برای خود متصورند. اما نمی دانند که بیشترین تجاوز و تعدی را خودشان در حق زن و دختر خود روا میدارند چون به اختیار و ارادۀ انان خدشه وارد میکنند و به نوعی عقل و خرد انان را زیر سوال میبرند. این قضیه نیز از همان ذهنیت بردگی زنان در اجتماع حکایت دارد که جنسیت و بدن زنان تقدم بر اختیار و عقل و ازادی انان دارد (یعنی صورت مقدم بر سیرت) و مردان بیشتر در راستای حفاظت و حراست جنسی انان کوشا هستند تا اراده و اختیار و ازادی انان. اینها همگی دست به دست هم میدهد و این باور را در جامعه جاری میسازد که جنسیت زنان مقدم بر اندیشه و باور و شخصیت انان است. مثلاً هنگامی که به دختری تجاوز جنسی شود میگویند &lt;u&gt;بی سیرت!&lt;/u&gt; شده است یعنی تمام فهم و شعور و کمالات و ارزش یک دختر خلاصه در جنسیت و پردۀ بکارت اوست و اسفناک این که این افکار ضد بشری به سینما و موزیک و شعر و ادب و هنر ما نیز وارد شده و همۀ اذهان جامعه را تحت شعاع خود دارد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;هر کسی حق دارد هر لباسی را به تن کند و مسئول عواقب ان باشد ولی &lt;u&gt;ان لباسی مناسب است که به شخصیت و رفتار و اندیشۀ ان شخص مربوط شود و نظر مخاطب را به سکس و بدن ان زن جلب نکند.&lt;/u&gt; البته مقصود این نیست که زنان حتماً از لباسهای پوشیده و گشاد و بد ریخت استفاده کنند تا کسی مزاحم انان نشود، نه، لباس صرفاً یک شخصیت ظاهری میسازد و زنان و مردان با پوشیدن لباسهای زیبا خود را در نظرگاه یکدیگر جلوه میدهند ولی انجایی مشکل پدیدار میشود که لباس هر انسانی هویت صِرف ان شخص شود و به نوعی بر شخصیت کلی وی اولویت گیرد. حال قضایا محدود به لباس و طریقۀ ظاهر شدن در اجتماع نیست بلکه از اندیشه و ذهنیت نشئت میگیرد و به تمام رفتار و اعمال زن مرتبط میشود. مثلاً یک ضرب المثلی حکایت از این دارد که با لباس سفید به خانۀ شوهر رفتم و با کفن سفید هم از خانه اش بیرون میروم! این نیز بردگی زن را در قالب سنتها اشکار میکند. همین که زن حاضر به خانه نشینی و نفقه شد مقدمات بردگی و شیء شدگی خود را فراهم ساخته و به نوعی خود را محتاج پول ناشی از شغل شوهر میبیند و شوهر هر چه قدر هم عادل و خوب باشد بلاخره در ازای این پولی که خرج همسرش میکند هر چیزی از او خواستار است. به همین جهت من معتقدم &lt;u&gt;زن در هر شرایطی و در هر مقامی باید کار کند و از درامد ناشی از اشتغال خود زندگی شخصی خود را اداره کند تا محتاج پول همسر خود نباشد.&lt;/u&gt; البته با در نظر گرفتن شرایط حاضر ایران و وضعیت خفقان و زن ستیزی و پوشش اسلامی!، هر چه قدر زنان از پوشش اسلامی و اسارت و بندگی قوانین اسلام بگریزند بهتر، و جواب دندان شکنی به حکومت است ولی صحبت و جدل من به صورت کلی و فارغ از مسائل و شرایط حاضر است. وگرنه هر چه در ایران اسلامی امروز دختران با لباسهای کوتاه و زیبا ظاهر شوند در درجۀ اول به مبارزه با احکام اسلام پرداخته اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;در جوامع امروز سرمایه داری حاکم است و هر کسی دارای پول و سرمایه باشد به نوعی بر کسی که خواهان پول است تسلط و چیرگی دارد. این منحصر به روابط اقتصادی نمی شود بل روابط اجتماعی را هم در سیطرۀ خود دارد و نیز بر ان تاثیر میگذارد. چرا زنان تن فروشی میکنند؟ چون غالباً مردان دارای پول هستند و زنان دارای ارزش جنسی و این دو مؤلفه موجب تن فروشی زن به مرد شده است. چرا جهت انتخاب منشی برای شرکت ها همیشه زنان زیبا و جذاب مورد استفاده قرار میگیرند؟ چون این گونه زنان بدون این که بدانند تبدیل به یک شیء شده اند تا از جنسیت و زیبایی و ... خود استفادۀ اقتصادی ببرند. چرا مردان مسن پولدار همیشه به دنبال دختران زیبا و جوان هستند؟ زیرا زیبایی و جوانی زنان خریدار دارد. حالا نوشتن و گذاشتن همۀ این گناه ها به گردن نظام سرمایه داری خطاست ولی اگر نظارت صحیح بر روابط و مناسبات اجتماعی و اقتصادی یک جامعه انجام گیرد میتوان یک رفتار درست را جایگزین این روابط بیمار کرد و پس از مدتی ارزشها را تغییر داد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;با مشاهدۀ این اوضاع به یاد نظریه مارکس میافتم که معتقد بود زیربنای جوامع اقتصاد و روابط اقتصادی است. مذهب و فرهنگ و هنر و غیره همگی تحت نفوذ روابط اقتصادی قرار دارند و اقتصاد بر همۀ انها احاطه دارد. این نظریه امروز در کشور ما اعیان و مبرهن گشته و متأسفانه اقتصاد مهمترین و اصلی ترین عامل تغییر و تحول در جامعۀ ماست. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;سخن اخر و نتیجه گیری کلی: &lt;u&gt;هر نوع ذهنیتی که باعث بردگی و اسارت زن در قالب جنس و بدن و زیبایی او شود و او را مبدل به یک شیء سازد که مردان با مبلغی ان را خریداری کنند، بیمار و الوده است و باید با ان مبارزه کرد.&lt;/u&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;نقاب دارد و دل را به جلوه آب کند ***** نعوذبالله اگر جلوه بي نقاب کند&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;فقيه شهر به رفع حجاب مايل نيست ***** چرا که هر چه کند حيله در حجاب کند&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;چو نيست ظاهر قرآن به وفق خواهش او ***** رود به باطن و تفسير ناصواب کند&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;ازو دليل نبايد سؤال کرد که گرگ ***** به هر دليل که شد بره را مجاب کند&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;کس اين معما پرسيد و من ندانستم ***** هر آنکه حل کند آن را به من ثواب کند&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;به غيره ملت ايران کدام جانور است ***** که جفت خود را ناديده انتخاب کند؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;" align="center"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;نقاب بر رخ زن سد باب معرفت است ***** کجاست دست حقيقت که فتح باب کند&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: left;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;ز من مترس که خانم ترا خطاب کنم ***** ازو بترس که همشيره ات خطاب کند&lt;span style=""&gt;                    &lt;/span&gt;(ایرج میرزا)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-6501059070873768164?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/6501059070873768164/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=6501059070873768164&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/6501059070873768164'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/6501059070873768164'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2009/03/blog-post.html' title='زنان و ذهنیت بردگی و روابط اجتماعی'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-6572250793512874598</id><published>2009-01-25T09:19:00.001-08:00</published><updated>2009-05-08T11:30:46.786-07:00</updated><title type='text'>هدف شما از زندگی چیست؟</title><content type='html'>&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;"  lang="FA"&gt;اما زندگي، نظاره ي آني و گذراي عجايبِ اين جهانِ شگفت‌انگيز است. جاي تأسف است که بسياري با رؤيا و توهماتِ روحاني از دستش مي‌دهند. (کارل ساگان)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;"  lang="FA"&gt;اين قضيه که يک انسان ديندار زندگي شادتري از يک انسان بي خدا دارد تنها به اين قضيه مربوط است که يک آدم مَست از يک آدم هوشيار شادتر است. (برنارد شاو)&lt;/span&gt;&lt;i&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;"  lang="FA"&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;اگر به خدا و قیامت اعتقاد ندارید چرا خودتان را نمی کشید؟ هدف شما از زندگی چیست؟ بدون اعتقاد به خداوند، زندگی انسان پوچ و بی مفهوم خواهد بود، اگر شما به قیامت اعتقاد نداشته باشید و خدا را قبول نداشته باشید، هرکاری خواهید کرد که دوست دارید و جهان ویران خواهد شد و زیبایی و محبت از بین خواهد رفت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;بگذارید در چند مرحله به این سوال بپردازم. مفاهیم واهی و تخیلی برای انسان خردگرا شادی نمی آورند. اعتقاد به یک مفهوم خیالی و واهی غلط ممکن است گاهی از اوقات به شما احساس خوشی بدهد. بیشتر انسان ها خداوند را بعنوان قرص آسپرین و اعصاب مصرف می کنند. این جمله ها را بسیار مي توان شنید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;* وقتی که همه مرا تنها می گذارند و مشکلاتم روی سرم میرسد خداوند را از درون احساس میکنم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;* وقتی احساس ناتوانی و بدبختی می کنم به خداوند پناه می برم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;این افراد به صرف اینکه احساس خوبی از اعتقاد به خداوند در درون خود حس می کنند خداوند را قبول دارند و این بسیار غلط است. گفتۀ مارکس در مورد افیون بودن دین در مورد اینگونه خداباوران بسیار شایسته است. تریاک نیز باعث می شود انسان به احساس خوبی دست یابد و بسیاری از مردم برای گریز از مشکلات شان به تریاک پناه میبرند و با استفاده از آن احساس شادی می کنند اما آیا این راه روبرو شدن با مشکلات است؟! آیا انسان باید ناملایمات زندگی را با اعتقاد به خداوند حل کند؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;بنابراین احساس خوبی که با استفاده از یک مفهوم خیالی بدان دست میابیم نمی تواند حقانیت آن مفهوم را اثبات کند. انسان خردگرا حقیقت را به صرف حقیقت بودنش دوست دارد نه به این دلیل که این حقیقت با امیال درونی اش همخوانی داشته باشد یا نداشته باشد. بنابر این اگر شما با اعتقاد به خداوند احساس پوچی نمی کنید (که خواهم گفت می کنید) و احساس پر بودن می کنید، کاری بسیار نابخردانه است اگر عقل خود را کنار بگذارید و بخاطر این احساس و این بوی خوش جادوئی رو به خداوند و اسلام بیاورید. حقیقت می تواند تلخ باشد، واقعیت می تواند نشاندهنده این باشد که از حوری و شراب و سایه و آتش و مار و جانور وجود در دنیای واقعی خبری نیست. آیا شما از زندگی با واقعیات هراسانید؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;در هنگام کشف حقیقت باید احساسات را کنار گذاشت و تنها از خرد استفاده کرد، زیرا احساسات ما بر روی حقایق تاثیری ندارند و آنها را تغییر نمی دهند. [نوشته شده توسط آرش بی خدا]&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;اندیشه های مذهبی که خود را به عنوان عقاید باز می نماید، برامده از تجربه و یا نتیجۀ نهایی تفکر نیستند؛ بلکه توهماتی هستند که تحقق قدیمی ترین، نیرومندترین و پایدارترین ارزوهای بشریت اند؛ راز قوت انها در قوت این ارزوها نهفته است. می دانیم که احساس هولناک تنهایی و ناتوانی کودک نیاز به حمایت - یعنی حمایت از طریق عشق - را برانگیخت و پدر چنین عشق و حمایتی را از خود بروز داد، ولی پی بردن به این نکته که احساس تنهایی و ناتوانی در سراسر عمر ادامه خواهد یافت، ضرورت تقید و توسل به وجود پدر را در این باره در شکل پدری نیرومندتر ایجاد کرد. پس بدین سان، حکومت محبت امیز خداوند اضطراب ما در مقابل خطرات زندگی را تسکین می دهد و ایجاد نظم و سامان اخلاقی در سطح جهان ضامن تأمین نیاز به عدالت است که اغلب در فرهنگ انسانی براورده نشده است و نیز تطویل وجود دنیوی از طریق اعتقاد به زندگی اخروی زمینۀ مکانی و زمانی براوردن چنین ارزوهایی را به دست می دهد. پاسخ به پرسش هایی که کنجکاوی انسان را برانگیزند، مثلاً منشاء جهان و یا رابطۀ میان جسم و روح، بر طبق مفروضات اساسی دینی داده می شوند؛ اگر روح فردی بدین شیوه از کشمکش های دوران کودکی که از عقده پدری برمی خیزند و هیچگاه هم کاملاً از میان نمی روند خلاصی بیابند، در ان صورت، اسایش روحی عظیمی نصیب فرد خواهد شد. وقتی می گوییم که اندیشه های مذهبی توهم اند باید معنای این واژه را تعریف کنیم. توهم با خطا یکی نیست و در واقع ضرورتاً خطا نیست... ویژگی توهم این است که در ارزوهای ادمی ریشه دارد: از این لحاظ شبیه بیماری روانی فریفتگی است لیکن باید ان دو را از هم تمیز داد. فریفتگی ساختار پیچیده ای دارد؛ در فریفتگی بر تعارض با واقعیت به عنوان ویژگی اصلی تأکید می کنیم؛ اما توهم لازم نیست ضرورتاً کاذب باشد یعنی تحقق ناپذیر و با واقعیت ناسازگار باشد... پس وقتی عقیده ای را توهم می خوانیم که تحقق ارزو عامل عمده ای در انگیزش ان باشد؛ دیگر کاری با روبط ان با واقعیت نداریم همچنانکه خود توهم با واقعیت کاری ندارد. [گزیده از کتاب ایندۀ یک توهم، نوشتۀ زیگموند فروید]&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;    &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;همانطور که پیشتر گفته شد اساس و پایۀ پیشرفت و ترقی و اگاهی انسان در کشف و درک واقعیات و حقایق است وگرنه به قهقرا و نابودی کشیده خواهد شد. اما هر کسی حقیقت را به زعم خود درک می کند و متأسفانه اکثر اشتباهات از اینجا سرچشمه می گیرد. اگر ما با پذیرش یک امری احساس بهتری کنیم دلیل بر حقانیت ان امر نیست و هر آینه باید عقل و منطق را برای تشخیص و تمیّز حقیقت ملحوظ کنیم، نه احساس و امیال درونی که گاهی درست و گاهی خطاست. اگر ما به ذوق و شوق بهشت و حوران، کار نیک می کنیم و اگر از ترس و خوف جهنّم تخلّف نمی کنیم، اعمال ما فاقد هر گونه ارزش اخلاقی است و حتماً محور رفتار ما بر نفع و ضرر ما پی ریزی خواهد شد و هر موقع منافع ایجاب کند پا روی اخلاق و انصاف می گذاریم. برای بسیاری سوال است که اگر بهشت و جهنمی و روز حسابی در کار نیست، پس خوبی و بدی در جهان چه معنایی دارد؟ این دوستان همواره در رؤیایی دلاویز و توهماتی شیرین زندگی می کنند که حتماً بعد از مرگ چیزی هست. در دنیای امروز هر کسی خلافی مرتکب شود طبق قانون، مجازات می شود و در عمل نیک هم اجباری در کار نیست ولی هر عمل نیکی یک حالت معنوی توأم با ارامش به شخص می دهد و این بهترین پاداش برای عمل نیک است نه حوری باکره و شراب بهشتی و غیره. هر انسانی باید از حقوق خود دفاع کند و اگر به هر دلیلی امتناع و انکار کند به خود و حقوق خود خیانت کرده است (خدا،! بیکار نیست که شبانه روز انسان ها را تماشا کند و اعمال انان را ثبت و ضبط کند و در روز قیامت به حساب انان رسیدگی کند!). این پاداش ها و مجازات الهی مسخره است و فقط در دوره ای برای تحریک انسان ها برای دوری از عمل زشت و انجام عمل نیک ساخته و پرداخته شده و نزد یک انسان خردگرا، مزیح و شوخی می نماید. امروزه در کشورهای متمدن و پیشرفته انسان ها زیر سایۀ قانون با امنیت و ارامش در حال زندگی کردن اند و هر کسی دست به تخلف و تعدی بزند متناسب با جرمش مجازات می شود و کسی انتظار عذاب کشیدن مجرمان در دنیای کاذب بعد مرگ را ندارد. اما در کشورهای استبدادی مثل ایران که قانونی وجود ندارد، هر مجرمی، هر جنایتی را مرتکب می شود و مردم به جهت عدم توان و قدرت برای محاکمۀ مجرمان، برای دلخوشی و ارامش روان خویش به خود تلقین می کنند که در دنیای بعد از مرگ به سزای اعمال شان خواهند رسید(خدا لعنت شان کند!)؛ در صورتی که چنین نیست و این سابقه تاریخی طول و درازی را در بردارد که منتهی به افرینش بهشت و جهنم در خاطر مردم شده است. ملت ایران به دلیل ذهنیت استبدادی دچار همین توهم و خیال است که عدم توان خود را بر دوش خداوند و امام ته چاه می اندازد و نمی خواهد از حق و حقوق خود دفاع کند و مجرمان را به اتش جهنم حواله می کند. اخوندها هم با راه انداختن دستگاه خرسازی خود مدام دم از منجی و مهدی و انتظار و اینها میزنند و مردم ایران را دلخوش به اینده ای میکنند که خود هیچ نقشی در شکل گیری ان ندارند. ما ملت ایران باید درصدد حاکم کردن قانونی در کشور باشیم که حقوق انسانی هر فردی را لحاظ کند و هر مجرمی را مطابق قانون مجازات کند؛ در این صورت است که با ارامش و امنیت کامل به زندگی ادامه خواهیم داد و دیگر انتظار و امیدی به روز قیامت و ظهور امام زمان و غیره، نداریم و همینطور برای رسیدن به حوری درازتری به فقیری کمک نمی کنیم!. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-6572250793512874598?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/6572250793512874598/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=6572250793512874598&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/6572250793512874598'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/6572250793512874598'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2009/01/blog-post_25.html' title='هدف شما از زندگی چیست؟'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-1006212321410511012</id><published>2009-01-25T09:19:00.000-08:00</published><updated>2009-01-25T09:27:15.439-08:00</updated><title type='text'>انسان و زمین</title><content type='html'>&lt;div  style="text-align: right;font-family:arial;"&gt;این سیارۀ نیلگون با طبیعت ارام و نمای دل انگیزش، در بی کران جهانی در حرکت است که تصوّرش ورای امکان و درکش خارج از توانایی بشر است. کرۀ زمین سومین سیاره منظومه شمسی از مجموع نه سیاره ای است که در مدار خورشید گردان است. این خورشید، خود یکی از چهارصد میلیارد ستاره ای است که در فاصله 15,000 سال نوری در داخل کهکشان مارپیچی به نام"راه شیری" که قطر ان 100,00 سال نوری بوده و شامل چهارصد میلیارد ستاره میباشد، واقع شده است. کهکشان راه شیری ان سان عظیم است که اگر بخواهیم ان را در مساحتی به اندازۀ خاک ایالات متحده قرار دهیم، حجم کرۀ زمین تا ان حد کوچک خواهد شد که چشم ادمی به یاری میکروسکپ الکترونیکی قادر تشخیص ان نخواهد بود. زمین، به استثناء این که قادر نیست زمین دیگری را از خود بپروراند، موجودی است زنده. این زمین ما و سیارات دیگر منظومه شمسی حدود پنچ میلیارد سال پیش در درون غبار کیهانی زاده شد و قریب پنچ تا هشت میلیارد سال دیگر به طول خواهد انجامید تا از میان برود. این مرگ زمانی حادث میگردد که خورشید که با انوار حیات بخش خود این سیاره را زنده و جاندار نگاه دارد، در طی یک میلیون سال اخر عمر خود انبساط کرده، زمین را در اتش خود فرو گرفته، ان را در دمی بخار کرده و بلاخره خود تبدیل به یک ستاره ریز نقش سفید می گردد&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;دورانی بس طولانی کرۀ خاک مصائب بر خورد شهاب ها و اجرام سرگردان و ریزش سیل اسای باران را از اسمان زرد رنگ تحمل کرد و امواج سهمگین بر بدنه صخره ها خورد و به هم غلتید و کرۀ بی جان که در ان اثری از حیات نبود به پایداری خود ادامه داد. کره زمین همانند دیگر سیارات فاقد هیچ گونه حیات بود تا این که به تدریج جوّان با ترکیبات کربن که از سقوط شهاب و ستارگان دنباله دار بدست می امد، به قدر کافی غنی گردید و امکان ایجاد ملکولهای شیمیایی با پایه کربن پیچیده تر و کامل تر از راه عملیات متقابل جوّ با انرژی رعد و برق و خورشید بوجود امد. در پی میلیاردها سال دریا این عناصر و ترکیبات شیمیایی را به هم امیخت و درگرگون کرد و از نو دگرگون ساخت تا ان زمان که ساختمان سلول های پیچیده با هسته مرکزی که میتواند بعد از شکافته شدن به تولید مثل خود بپردازد، تکمیل گردد.&lt;br /&gt;باز هم اعصاری سپری شد و این تطّور و تکوین وقفه ناپذیر روبه گسترش و تکامل گذارد تا رفته رفته در درون ابهای کم عمق دریاها، نباتات ابزی سبزگون و لاجوردین، حیات نوین خود را اغاز کردند. در سال 1976 در استرالیا، سنگ واره هایی به دست امد که حکایت گر جان داران باکتری مانند را میکند که قدمت به سه میلیارد و نیم سال قبل می رسید. همین اثار مشکوفه با ماهیت و ساختمان پیچیده، این فرضیه رو تقویت بخشیده است که قدمت پیدایش حیات در کره زمین از این تاریخ هم افزون بوده است.&lt;br /&gt;پرتو ماوراء بنفش بخشی است از طیف که دیدگاه ادمی قادر به دیدن ان نیست و چون باعث نابودی اطلاعات ژنتیکی که برای تولید مثل سلولی ضروری است میگردد، برای همه موجودات زنده زیان بخش است. در زمین اب اقیانوس ها این قسمت از نور خورشید را به خوبی جذب میکند و فقط اجازه میدهد که قسمت نور سودبخش خورشید از ان بگذرد. این پرتو زندگی افرین، به باکتری ها و گیاهان اجازه میدهد که به پرورش خود ادامه دهند و به وسیله روشی که معروف به فتوسین تسیز است، اکسیژن تولید کنند. طی زمانی حدود چهار میلیارد سال، اثری از جنگل، گل و ریحان و یا مزرعه ای سبز و خرم که بتواند پوششی سبز بر عرصۀ زمین بگستراند، وجود نداشت و تنها صدا متعلق به نفیر بادهای شدید و مداوم بود که شن های صحاری را از این سو به ان سو می کشاند.&lt;br /&gt;فعل و انفعالات فتوسین تسیز طی قرون و اعصار ادامه یافت تا رفته رفته دریاها از اکسیژن انباشته و اشباع گردید. دیواره های مضرس و ژرف گراندکانیون در اریزونا که ژرفای صخره های ان از یک مایل متجاوز است و جملگی در اثر همین سایش های اب دریا بوجود امده، گواه این فرایند هستند. صخره های دیوارمانند قدمت اش از 200 میلیون سال در دره بالا تا دو میلیارد و نیم سال در قاعده میرسد. در نیمه بدنه دیوار رفیع لایه ای از صخره مسی رنگ به نظر میاید که از اکسید اهن غنی است و دیرینگی ان مربوط میشود به سیصد میلیون سال قبل. رسوبات سرشار از اهن که در اقیانوسها با اکسیژن ترکیب گردیدند، این لایه را بوجود اوردند. پاره ای از معادن غنی سنگ اهن که در سراسر گیتی در سینه خاکها مدفون است، حاصل گذشت دورانهایی بیش از دو تا سه میلیارد سال قبل است. بعد از این که اکسیژن اضافی از دریا به جو منتقل شد، این گاز با سرعت خود را به سطح بالای جو رسانید و در انجا لایه اوزون را تشکیل داد. این لایه که نوعی از اکشیژن با خاصیت مخصوصی است، مانند اب اسعه ماوراء بنفش را جذب مینماید. لایه اوزون بتدریج ضخیم گردید تا ان که از رسیدن اشعه ماوراء بنفش به سطح زمین جلو گیری کرد. در زیر این سپر محافظ، نباتات دریایی به تدریج به کرانۀ خاک خزیدند و سطح باطلاق ها و خلیج های کوچک و ابهای راکد را پوشاندند. از این زمان بود که حیات در خشکی از گیاه به حیوان انتقال یافت و این جانداران نیز پای بر سطح خاک نهادند. این که نخستین جاندار چه بود، هنوز روشن نیست، ان چه مسلم است این است که جانوری بود ذوالحیاتین، شاید شبیه به نوعی وزغ. با گذشت دورانی قریب 300 میلیون سال، قسمت اعظم سطح زمین را انواع گیاه و جاندار پوشاندند.&lt;br /&gt;فرایند تکامل و انتخاب برتر، طی قرون و اعصار حاصلش ایجاد جانورانی بود که شامل خزندگان، پرندگان و حشرات میشد که طی دورانی قریب به 65 میلیون سال پیش این جانداران حاکم بر سطح کره خاک بودند. در پایان این دوران، چنان که امروز اثار و مدارک گواهی میدهند، گویی عظیم شاید یک خرده سیاره یا ستاره دنباله داری، با ضربه ای ویرانگر، با کره زمین برخورد نمود و در دم رستاخیزی بر پا کرد. فشار برخورد بگونه ای بود که میلیاردها تن سنگ و غبار به اسمان برخاست و با ایجاد کمربندی به دور زمین، ده ها سال متمادی ظلمت کامل را بر کره خاک حاکم کرد. در نتیجه همین رستاخیز مرگبار و فقدان نور خورشید، اکثر نباتات و جانداران سطح خاک که اکثرشان همان دایناسور های عظیم پیکر بودند، مردند و دیگر اثری از این خزندگان باقی نماند. همین مرگ جمعی حیوانات بزرگ پیکر، راه را برای افرینش جانداران دیگر منجمله پستانداران باز کرد. باز هم دورانی حدود 60 میلیون سال طول کشید تا انسان اولیه در 5 میلیون سال پیش در نقطه ای از شرق افریقا، از خاندان میمون، پای به عرصۀ وجود گذاشت و سرانجام این ادم حاکم مطلق عرصۀ زمین شد که ان روز، مانند امروز مرتب در حال تحول می باشد.&lt;br /&gt;در ادوار اغازین، وقتی باران های سیل اسا اقیانوسها را بوجود اورد، کره زمین تنها یک قاره داشت که نام ان پانجیا بود. طی 300 میلیون سال گذشته، حرکت طبقات تکتونیک باعث قطعه قعطه شدن پانجیا شد و ان را به سطح زمینهای مختلف که ما انان را امروز به عنوان پنج قاره می شناسیم تقسیم کرد. بدین سان شگفت اور نیست که ویژگیهای سرحد جنوب شرقی و جنوب قارۀ امریکا را با افریقای باختری هم سان می بینیم. پس از گذشت پنچ میلیارد سال، زمین هم چنان دستخوش تحولات و دگرکونی های ارضی است و این زاد و ولد و تغییری ادامه دارد. [گزیده از کتاب شگفتی های جهان، نوشتۀ پروفسور ابراهیم ویکتوری]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;(چگونگی پیدایش حیات)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;زیست شناسان، شیمی دانان و فسیل شناسان به این نتیجه رسیده اند که بیلیونها سال طول کشیده است تا زندگی و جانداران روی کرۀ زمین از عناصر شیمیایی بیجان در شرایط مناسب محیطی به وجود بیایند. دانشمندان یاد شده راز زندگی روی کره زمین را نتیجه کنش و واکنش های شیمیایی در شرایط محیطی همین کره دانسته و باور دارندکه جانداران روی زمین فراوردۀ مستقیم خود زمین هستند و با عوامل متافیزیکی هیچگونه پیوندی ندارند. این تئوری در پیش نیز بوسیلۀ ارسطو و یک فیلسوف دیگر یونانی به نام انکسیمندر ابراز شده بود. در سال 1924، یک شمی دان آلی روسی به نام الکساندر اینانوویچ اوپارین بر اثر پژوهشهای خود به این نتیجه رسید که زندگی جانداران روی زمین را کنش ها و واکنشهای شیمیایی ناشی شده و تئوری خود را تکامل شیمیایی نامید. چند سال بعد، یک دانشمند انگلیسی به نام هالدین نیز درست به همین نتیجه دست یافت. تئوری تکامل شیمیایی دربارۀ پیدایش زندگی و جانداران روی کره زمین همان تئوری تکامل داروین دانشمند انگلیسی می باشد.&lt;br /&gt;بر پایۀ پژوهشهای دانشمندان بالا، عناصر شیمیایی ازادی که در فضا وجود دارند، مانند اکسیژن، هیدروژن و کربن با یکدیگر ترکیب میشوند و سبب ایجاد عناصر دیگری از قبیل متان، امونیاک، قندها و اسیدهای امینه میشوند. قندها و اسیدهای امینه نیز در برابر تابش نور خورشید با یکدیگر ترکیب و سبب ایجاد عناصر شیمیایی دیگری میشوند، مانند فسفات، نئوکلیدها و سلولز (دی ان آ ، آر ان آ). نئوکلیدها نیز به نوبۀ خود با پروتوئیدها ترکیب میشوند و در نتیجه ان، ژن ها به وجود میایند و در این حالت مقدمات زندگی گیاهی فراهم میشود. سپس، بر اثر نشو و نمای نئوکلیدها، امکان ایجاد حیوانات تک سلولی که ساده ترین شکل حیوان میباشند و سرانجام زندگی حیوانی و در پایان زینۀ تکامل، بشر حیوان باهوش و خردی که برتر موجودات عنوان گرفته است، پا به پهنۀ هستی می گذارد. در بدن اورگانیسم (انسان و یا حیوان) ترکیباتی وجود دارد که سبب ایجاد انرژی و حیات انها میشود. تا زمانی که بین یاخته های بدن انسان و یا سایر حیوانات، هم اهنگی وجود داشته باشد، انسان و یا حیوان (اورگانیسم) به زندگی ادامه خواهد داد، ولی زمانی که هم اهنگی یاد شده مختل شود، زندگی اورگانیسم باز می ایستد و به اصطلاح مرگ به وجود میاید. [گزیده از کتاب الله اکبر، نوشتۀ دکتر مسعود انصاری]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر گاه خرافات و تصورات واهی در جامعه حاکم شود ان جامعه رو به انحطاط و اضمحلال می رود. اگر به هر دلیلی روزنه های علم و دانش و اگاهی در جامعه باز شود، جامعه رو به پیشرفت و ترقی می رود و ارام ارام اگاهی جای نااگاهی را می گیرد&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-1006212321410511012?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/1006212321410511012/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=1006212321410511012&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/1006212321410511012'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/1006212321410511012'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2009/01/blog-post.html' title='انسان و زمین'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-1559162035862482613</id><published>2008-12-07T13:49:00.000-08:00</published><updated>2009-02-06T12:38:23.502-08:00</updated><title type='text'>فلسفۀ تدیّن</title><content type='html'>&lt;div  style="text-align: right;font-family:arial;"&gt;      &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;اغلب اوقات با این مغلطه روبه روییم که چرا با دین مردم ستیز میکنید؟ به اعتقادات مردم چه کار دارید؟ نخست باید گفت که هر عقیده ای محترم نیست و نقد دین نیز توهین به دین نیست، که البته باعث قرابت ما به حق و حقیقت میشود. من هرگز نمیتوانم به عقیدۀ صیغه شدن چهار زن با یک مرد احترام بگذارم، من هرگز نمیتوانم به عقیدۀ اعدام مخالفان احترام بگذارم، من هرگز نمیتوانم به عقیدۀ سر بریدن حیوانات در اجتماع به عنوان قربانی کردن احترام بگذارم، من هرگز نمیتوانم به عقیدۀ نصف حقوق زنان نسبت به حقوق مردان احترام بگذارم و ...، این قبیل عقاید مسبب تجاوز و اسارت و عقب ماندگی و نابودی انسان است و باید با این عقاید مبارزه کرد و انان را از اجتماع دور و محو کرد، تا بتوانیم زندگی کنیم. شوربختانه در اسلام نیز اعتقادات و سنن بسیاری هست که قابل احترام نیست ولی چون این عقاید از خداوند سرچشمه میگیرد، توجیه میشود و هر مسلمانی ناگزیر است ان را بپذیرد زیرا که خداوند میگوید! و ما مسلمانان نمی توانیم سخنان خداوند را نپذیریم.(که این خود مغلطه ای دیگر است، چون خداوند هرگز چنین سخنانی نمیگوید، در اصل خداوند حرف نمیزند) این است که این عقاید باید بدون هیچ شک و شبه ای اجرا شود. به همین دلیل است که از هر گونه تغییر و اصلاحی در اسلام باید اجتناب کرد و شاهد هستیم که قران نتوانست با زمان پیش برود و بعد از مدتی قوانین قران دیگر کارایی نداشت و با ساختن حدیث و فقه به صورت غیر مستقیم قران به کنار رفت و حدیث و فقه و تفسیر و تأویل جای ان را گرفت و امروزه هر کسی در هر زمانی از قران تفسیری جدید میکند تا با زمانه سازگاری پیدا کند. در طول تاریخ هر کسی با این عقاید اسلام ردای مخالفت بر دوش گرفت او را کافر و مرتد و مشرک خواندند و مردم نیز به سبب تعصب و نادانی، وی را دشمن دین و اعتقاد خود تصور می کردند و مجازات وی را خواستار میشدند. حال سخن من این است که این دین و دینداری تا چه اندازه مفید، و تا چه اندازه خطرناک است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;دین، زینتی بر زندگی هر انسانی است، نه مبنا و بن مایۀ زندگی و هر دینی با هر اصولی از این قاعده خارج است و ما باید تحقیق و کنکاش کنیم تا این دینی که اختیار میکنیم چگونه هست و چگونه باید باشد که ما را یاری دهد نه اینکه از پدران و مادران ما، به ما ارث برسد شاید اجداد ما خِنگ و خِرف بودند و این دین را انتخاب کردند. شاید از روی جبر و زور این دین را اختیار کردند چرا ما امروز متکی بر انتخاب اجدادمان هستیم. دین در زندگی هر انسانی نقش بسیاری مهم و اساسی را ایفا میکند. نتیجتاً باید با اگاهی، دینی اختیار کنیم که ما را در امور معنوی و روحانی و روانی مان به نیکی یاری دهد. در کشور ما از لحظه ای که فرزند از رحم مادر بیرون میاید اذان در گوش او میگویند و موقعی که رخت از جهان برمی بندد با اشهد و لااله الله وی را به خاک میسپارند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;ادیان اسمانی که مدعی رسالت از خداوند یکتا و بزرگ و اسمانی دارند میگویند ما باید تحت فرمان خداوند زندگی کنیم و این کتابها که همان تورات و انجیل و قران باشد از سوی خداوند است و این قوانین لایتغییر الهی تا ابد باید اجرا شود. این ادعا پوچ و مسخره به نظر میاید، چند ادمی برای تحول در قوم خود ادعایی در زمانی کردند و یک قدرت الهی نیز تکیه گاه خود قرار دادند تا مردم از ترس به حرف انان پناه ببرند. بعد از قرنها تعدادی به اسم متولیان و اخوندهای دینی برای کسب قدرت از این مکتب سوءاستفاده کردند و با توسعه و گسترش و تحمیل ان، حکومت دینی ساختند که این خود بحثی دیگر است ولی همین قدر بدانیم این اخوندها دین را اصل زندگی قرار داده اند که این خود خطای بزرگی است و نمیتوان دین را که یک امر سوبژکتیو (ذهنی) است با امر ابژکتیو (عینی) مخلوط کرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;انسان به لحاظ این که دارای وجدان است، پس موجودی اخلاقی است پس در گزینش ها و طرح اندازی ها قابلیت تشخیص و قیاس دارد و خوب را از بد متمایز میکند. دین نیز، که یک مکتب ساختۀ بشر است همین کار را در چهارچوبی با اداب و سنن خاص جغرافیایی در بر دارد که تمام شاخص های فرهنگی یک قوم را در دین اصیل ان قوم میتوان مشاهده کرد. منتهی در اثر جنگها و برخوردهای تمدنی در طول تاریخ، تبادل فرهنگی صورت گرفته و قسمتی از اداب به طور تحمیلی و قسمتی به طور ناخوداگاه به تمدن ها تزریق شده و این روند ادامه دارد. با این حال کسانی که درد دین دارند مانند دکتر علی شریعتی اعلام میکنند ایرانیان اسلام را به تساهل و تسامح پذیرفتند ولی اعراب را نپذیرفتند. ایشان نمیداند که دین اسلام همان فرهنگ و اداب و رسوم اعراب است و نمیتوان این دو را از هم جدا کرد، که این هم خود بحثی دیگر است. اما باید عنایت داشت که اسلام دینی عربی است و اکثر اعمال و رفتار ان از سرشت ایرانی به دور است به خاطر همین ایرانیان در نخست با تحولاتی گسترده دینی به نام شیعه ساختند و راه خود را از دین خشک و خشن اعراب جدا کردند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;نکات یا سوالهای دیگر این است که ما چرا باید دین داشته باشیم؟ و دینداری ما چه سودی دارد؟ ایا انسان دیندار نسبت به انسان بی دین برتری دارد؟ با توجه به بیانات قبل ملموس شد که در واقع خدای دین وجود ندارد ولی انسان به جهت متعالی شدن روح و روانش، احتیاج به چنین موجود ساختگی و تخیلی دارد، البته جبری در این انتخاب نیست. هر دینی یک سری اداب و اصول خاص خود را دارد دین شیعه نیز همین طور است و به مراتب از همۀ ادیان دیگر بر اجرای احکام خود تأکید میگذارد که از قرار تأسف، بیشتر ان خرافی و مسخره به نظر میاید. به اشتباه در اذهان مردم شیعه - مذهب، ادم بی دین خلاف کار و زشتکار و فاسد، می باشد و انان انسان خوب و درستکار را در تطابق دین و رفتار و کردار ان شخص با دین و رفتار و کردار خودشان متصور هستند و دیگر ادیان را ناحق و نجس و نادان و گمراه می دانند. این در حالی است که در سطح جامعه بیشترین خلاف ها و بزرگترین دروغ ها و تزویرها را شعیان بر عهده دارند و در وقت قضا هم یک عذر مقدسی (تقیّه، دروغ مصلحتی و...) از دینشان برای رغیب می اورند و بی گناهی خود را به ثبوت می رسانند. ادم هایی هستند که با هزار جنایت و کلاه برداری به وسیله دینداری پرده بر روی کارهای کثیف و زشت خودشان میگذارند و هر جا و هر زمان از دین و دین داری برای تظاهر و تملق استفاده میکنند. اخوندهای رافضی هم برای رونق کار خود هرچه بیشتر درصدد نفوذ به درون ذهن مردم با نشر اکاذیب و خرافه هستند مثلاً میگویند اگر در روضۀ حضرت سیدالشهدا حاضر شوی و یکی دو پُک قلیان بکشی، تمام گناه هانت بخشیده میشود!!!. بسیاری به خیال این که در عاشورای حسین بر سر میکوبند یا نماز سره وقت در مسجد می خوانند و یا 30 روز ماه رمضان را روزه میگیرند، دینداری میکنند و ادم های خوب و با خدایی هستند. این جاهلان نمیدانند که نماز خواندن و روزه گرفتن و همۀ رسومات دینی، برای این است که در رفتار و اَعمال اجتماعی ما اثر بگذارد و ما در اثر این کارها خود را برای بهتر بودن و انسان بودن اماده میکنیم وگرنه انجام این اعمال دینی هیچ فایده و سودی ندارد. من اگر تمام نمازهایم را سره وقت بخوانم ولی حقوق همسایه گی را زیر پا بگذارم، اگر شب قدر شب تا صبح قران روی سر بگیرم اما به پدر و مادرم احترام نگذارم، اگر همیشه خداوند را نیایش کنم ولی در اجتماع با دروغ و تزویر با مردم برخورد کنم، این دین و دیداری من هیچ ارزشی ندارد. انسان بی دین و انسان دیندار فقط در سطح اجتماع و در رفتار و کردارشان ارزیابی میشوند و مقام و مرتبه کسب میکنند. در جهان هم جنایت کار بی دین هست هم جنایت کار دین دار، مبنا و اساس ارزیابی هر انسانی، برآیند رفتار اوست. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;      &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-1559162035862482613?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/1559162035862482613/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=1559162035862482613&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/1559162035862482613'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/1559162035862482613'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/12/blog-post_7062.html' title='فلسفۀ تدیّن'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-1218739166048089116</id><published>2008-12-07T13:27:00.000-08:00</published><updated>2009-05-08T11:35:25.046-07:00</updated><title type='text'>ولایت فقیه</title><content type='html'>&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;ایت الله جوادی آملی، کتابی با نام "ولایت فقیه" به رشتۀ تحریر در اورده و در تفسیر و تأویل ولایت فقیه و نقش ان در حکومت اسلامی!، گویی یابوی فصاحت را به زیر ران کشیده و از هیچ نوع مغالطه ای دریغ نفرموده است. با اینکه این شخصیت در عرصۀ مذهب تشیع دارای مقام والایی است و به نیکی از فقه و مبانی ان مطلع است و از علمای اعلام قم (کثرالله امثالهم!) می باشد؛ به قول عوام &lt;u&gt;آخوند&lt;/u&gt; است و در هر صورت از سفسطه و مغلطه برّی نیست، زیرا که حرفۀ اخوندها چنین است و از ویژگی های اصلی و بنیادی انان محسوب می شود. ناگفته نماند که این شخص از تئوریسین های جمهوری اسلامی است. من نقدی مختصر بر این کتاب دارم و روشن میسازم، ایا دلایل و شواهد این عالم ربّای با معیارهای عقلی و منطقی سازگار است یا نه و اصولاً چنین کتاب ها و اندیشه ها در جهان جایگاهی دارند یا خیر و دیگر پرسش ها.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;روشن است که ازادی هیچ گاه نمی تواند مطلق و نامحدود باشد چرا که اوصاف هر موجودی تابع خود ان موجود است.25ص&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;افکار انسان بر&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;برهان و دلیل تکیه دارد و از این رو نه خود انسان میتواند عقیده ای را بر خود تحمیل کند و نه دیگران توان تحمیل ان را بر او دارند. اثبات و سلب فکر و عقیده بر دست کسی نیست و نیازمند مبادی و مقدمات علمی خویش است.33ص&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;*** کاملاً این دو جمله درست و صحیح است ولی ایا این روند ادامه دارد یا کلیشه سازی است برای حرفهای بعدی!؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;باید عنایت داشت که اگر چه خداوند انسان را تکویناً ازاد افریده است و او در انتخاب هیچ دینی مجبور نیست، لیکن تشریعاً موظف است که دین حق را که خواستۀ فطرت پاک و الهی اوست بپذیرد.30ص&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;*** اگر وظیفه ای در کار باشد چرا تکویناً این وظیفه در سرشت انسان نهاده نشده است که از خداوند اطاعت کند. وظیفه، جبر و زور به همراه دارد و اجبار، اختیار را مسلوب می کند پس خلاف حرف شما انسان ازاد نیست. دین حق نزد کیست؟ و چگونه می توان ثابت کرد که دینی واقعاً الهی است. همۀ ادیان مدعی حقانیت هستند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;قانون سعادت آور نه از خود انسان بر می خیزد و نه از طبیعت و جهان. زیرا نه انسان به عمق جهان اگاهی دارد و نه جهان از خودش با خبر است. چه رسد به اینکه از انسان و از رابطۀ او با خود خبر داشته باشد. قانونگذار فقط ان کسی میتواند باشد که انسان و جهان را افریده و رابطۀ متقابل انسان و جهان را تنظیم کرده است و او جز خدا نیست.53ص&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;بنابراین اگرچه انسان تکویناً موجودی مجبور نیست، ولی ازادی او در دایرۀ دین الهی و دستورات حیات بخش ان است نه فوق ان. و هیچ گاه کسی نباید بگوید من حق دارم دین الهی را نپذیرم. زیرا نپذیرفتن دین خداوند که مطابق فطرت انسانی اوست، در واقع از انسانیت و عقلگرایی اش خارج میگردد.31ص&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;لاحکم الا لله، سخن حق و گفته قران است و هیچ حکم و قانونی حق نیست مگر حکم و قانون خداوند.75ص&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;*** بر چه اساسی، بر چه اصولی ما قبول کنیم و بپذیریم شما و قران و پیامبران حقیقت را می گویید و این احکام از طرف خداوند است و ما باید بدون هیچ تأملی بپذیریم؟ اگر این احکام از طرف خداست و باید اجرا شود چرا از نخست خداوند با هر انسانی خصوصی در میان نمی گذارد تا همه باور کنند و بپذیرند، مگر نزد خداوند انسانها تفاوتی دارند که این لطف را فقط به پیامبران و متولیان دینی عطا میفرماید. اصلاً چرا این خدایان این قدر عقب افتاده و بی سواد اند چرا این قدر حرفهای متضاد و متناقض در کتابشان نوشته شده. اصلاً این خداوند کی هست که شما نماینده گان او هستند، ما این خداوند را ندیدیم و نمی شناسیم که شما نماینده گان او باشید. و اینکه علم و دانش انسان محدود است دلیل نمی شود که به هر امر لاطائلی متوسل شود. گذشته از این که این سخن مغالطه است زیرا ما در هر زمان بر اساس ان حدود فهم خودمان زندگی می کنیم و نیازی به فهم نامحدود و مطلق نداریم مگر پیشتر نگفتید اوصاف هر موجودی تابع خود ان موجود است، پس علم و دانش ما نیز باید محدود باشد و هست که البته به مرور زمان رو تکمیل می رود. منظور شما از قانون سعادتمند الهی، شلاق زدن و دست و پا بریدن و سنگسار کردن زنان و مردان و کشتن مخالفان است عجب قوانین سعادتمند و با عدالتی است!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;مطابق سوره ال عمران ایۀ 19، همانا دین پسندیدۀ نزد خدا ائین اسلام است.79ص&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;اسلام از ان جهان که دین الهی است و از ان جهت که کامل و خاتم همه مکتب هاست برای اجرای احکامش و برای ایجاد قسط و عدل در جامعه حکومت و دولت میخواهد.76ص&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;*** اینجا بحث ایدئولوژیک می شود. در بین صدها دین دیگر جهان، فقط این دین مبین اسلام است که حق است؟ و همه باید مسلمان باشند و هر کسی اسلام را نپذیرد احمق است؟! در همین جاست که ایات بُکش بُکش قران مجید ظاهر می شود و خواستار قتل عام مخالفان است. مگر به گفتۀ قران ادیان دیگری مانند مسحیت و یهودیت از طرف همین الله نیامده اند که حالا با امدن اسلام انان باطل می شوند و چگونه است که این الله دین های قبل از اسلام را ناقص تلقی می کند و اسلام را کامل، مگر ان ادیان نیز از سوی او نیامده اند؟.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;دین هرگز از حکومت و سیاست جدا نمی باشد. زیرا همان گونه که گفته شد دین موعظه و نصیحت و تعلیم محض مسائل فردی بدون اجتماعی و مسائل اخلاقی و اعتقادی بدون سیاسی و نظامی و مانند ان نیست بلکه احکام اجتماعی و سیاسی نیز دارد.73ص&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;*** این نظر شماست! ولی ایا همه باید این حرف را بپذیرند. شما یک حکومت دینی پیشرفته و مترقی در طول تاریخ به من نشان دهید، من هر انچه شما می گوید می پذیرم. مهمترین رکن و اصل مترقی بودن در دنیای امروز لائیسیته و سکولاریسم یا جدایی کامل دین از حکومت و سیاست است و این غیر قابل انکار است. البته اسلام نیاز به حکومت و قدرت دارد تا بتواند مردان را سر ببرد و زنان را سنگسار کند و هزار جنایت دیگر مرتکب شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;اکنون نیز که انسان ها نسبت به امم گذشته، از علم و تمدن بهرۀ بیشتری دارند، هرگز نمیتوان اختلافات انان را با مساله گویی و صرف نصیحت از میان برد. بلکه نظام و حکومتی لازم است تا احکام قضایی و جزایی و کیفری اجرا دراورد و حدود و قصاص و دیات و مجازات های مالی و اقتصادی را محقق سازد و اساساً قضا و داوری بدون حکومت امکان پذیر نیست. واین دو متلازم یکدیگرند و حکومت، مجری احکام قضای است.74ص&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;*** بزرگترین اشتباه شما این است که فکر می کنید دین باید سیاسی باشد و در همۀ امور دخالت مستقیم داشته باشد که نتیجۀ ان را امروز در ایران شاهد هستیم. و این سیاسی بودن دین مختص دین اسلام است و هیچ دینی در دنیا مدعی تلفیق مبانی دین در سیاست و حکومت نیست و ادیان دیگر فقط در راه اخلاقی کردن جامعه با مباشرت و مصاحبت فعالیت می کنند. دین اسلام به دلایل تاریخی از زمان هجرت پیامبر، به مقتضای شرایط، کاملاً از جنبۀ معنوی و اخلاقی خارج شد و برای تمرکز و تقویت مسلمانان برای غالب شدن بر اقوام دیگر به سیاست و حکومت روی اورد، از همین جهت احکامی خشن و عقب مانده در قران و سیرۀ نبوی، راه باز کرد. ولی این امور لزومی ندارد امروز بعد از قرنها به اجرا در آید و ما باید از اسلام انچه را که خوب است بگیریم و انچه را بد است رها کنیم. (به گفتۀ دکتر عبدالکریم سروش)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;اگر اسلام امده است تا جلوی همۀ مکتبهای باطل را بگیرد و تجاوز و طغیان طواغیب را در هم کوبد چنین انگیزه ای بدون حکومت و چنین هدفی بدون سیاست هزگز ممکن نیست.76ص&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;*** همۀ مکتب های انسانی و اخلاقی و دینی مدعی چنین گفته ای هستند که ما برای ازادی بشر از دست متجاوزان و ظالمان امده ایم و فعالیت میکنیم، اما نه با در دست گرفتن حکومت و سیاست، که این خود مسبب اسارت انسان میشود و جلوی متجاوزان ایستادن نیاز به حکومت و ارتش و بمب اتمی نیست. ما ملت ایران با برپا کردن یک حکومت دموکراتیک و با قانون اساسی دموکراتیک جلو متجاوزان و مکتبهای باطل را میگیریم و نیازی به اسلام و قوانینی ارتجاعی ان نداریم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;جامعه ای میتواند قیام به حق داشته باشد که زیر بنای ان اعتقاد عمیق به معارف الهی باشد نه اقتصاد یا دیگر شؤون مادی. زیرا در این صورت هدف قیام مردم ارضاء هوای نفس یا رفاه مادی خواهد بود نه بر قراری قسط و عدل و قانون الهی.80ص&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;*** شما که دم از نشر عدل و معنویت و قانون الهی در جامعه میزنید چرا با سایر مذاهب دیگر از جمله اهل تسنن سر نزاع دارید و مدام در کارهای ادیان دیگر دخالت میکنید و نمی گذارید به کارهای دینی خود برسند. در نظر شما، انسانی مورد قبول شماست که دینش شیعه اثناءعشری باشد در غیر این صورت بشر نیست و حق و حقوقی ندارد. ما انسانها فقط برای عبادت و اطاعت کردن از خداوند افریده شده ایم؟ ما کاره دیگری در این دنیا نداریم؟ اگر اقتصاد مهم نیست اگر شؤون مادی و علم و دانش مهم نیست چگونه شکم خود را سیر کنیم؟ چگونه با بیماریها مبارزه کنیم؟ چگونه زنده بمانیم؟ چه قدر این خدا ظالم است که ما را افریده که صبح تا شب فقط به دست و پای او بیوفتیم و درخواست امرزش کنیم؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;برهانی که حکما و متکلمان برای نبوت عام اقامه میکنند این است که بشر زندگی اجتماعی دارد و باید با دیگر انسانها مرتبط باشد و چون نیازمندی های خود را به تنهایی نمیتواند براورده کند و کارها و متاع ها در دنیا تقسیم شده اند قهراً باید معاملات متقابلی با همنوعات خود داشته باشد و برای انکه جلوی تعدی و تجاوز و هرج و مرج گرفته شود قانون لازم است و به دیلی ضعفها و نقصهایی که بشر در علم و عمل دارد خود او نمیتواند قانونگذار باشد و بنابراین باید کسی قانون را تدوین و اجرا کند که منزه از همۀ نقصها باشد و او ذات اقدس اله است که قانونش را به دست انسان کامل معصوم برای بشر فرستاده است.56ص&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;مهمترین هدفی که حکومت اسلامی به همراه دارد، دو چیز است: اول انسانها را به سوی خلیفة الله شدن راهنمایی کردن و مقدمات سیر و سلوک انان را فراهم نمودن و دوم کشور اسلامی را مدینه فاضله ساختن، مبادی تمدن راستین را مهیا نمودن و اصول حاکم بر روابط داخلی و خارجی را تعیین کردن، نصوص دینی اعم از ایات و متون احادیث و نیز سیرۀ مهصومین و پیشوایان الهی.100ص&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;*** ما نمی خواهیم به سوی خلیفة الله برویم، ما این بهشت و حوری و این بند و بساط ها را نمی خواهیم؛ ما می خواهیم زندگی کنیم و به یاری علم و دانش خودمان به سعادت برسیم این احادیث و این معصومین و این حکومت اسلامی ارزانی خودتان؛ دست از سر ملت ایران و مردم جهان بردارید. یکی از عوامل فساد و جنایت در حکومت ها، اخلاقی کردن سیاست و حکومت است. حکومت و سیاست، با مبادی علمی سروکار دارد و باید براساس مبانی علمی و منطقی لحاظ شود نه با دین و اخلاق. در اصل آخوندها با اخلاقی کردن سیاست، می خواهند راه خود را به حکومت باز کنند و در جامعه از قدرت و شوکت برخوردار باشند و گرنه اینان هیچ علاقه ای به نشر معرفت و اخلاقی کردن جامعه ندارند و به نیکی می دانند اگر دین از حکومت جدا شود، اخوندی از رونق می افتد به همین جهت سخت با سکولاریسم مخالفند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;ولایت فقیه، تفاوت اساسی با ولایت بر محجوران دارد. زیرا یکی مربوط به افراد ناتوان است و دیگری مربوط به ادارۀ جامعه اسلامی. یکی برای حفظ حقوق مردگان و سفیهان و محجوران و صغیران است و دیگر برای اجرای احکام اسلامی و تأمین مصالح مادی و معنوی جامعۀ اسلامی و حفظ نظام و کشور در برابر دشمنان و حفظ وحدت و تقویت خردمندی و دینداری و کمال یابی. تفاوت دوم اینکه، ولّی محجورین و ناتوانان گاهی غیر مستقیم و به صورت تسبیت و گاهی به صورت مستقیم و مباشرتاً در امور انان دخالت میکند و از سوی انان امورشان را به اجرا در میاورد و لذا انان "مورد کار" میباشند نه مصدر کار. اما ولّی جامعۀ خردمندان و امت اسلامی با تقویت اندیشه و انگیزه انان را به حرکت و قیام برای خدا و تحقق ارزشهای اسلامی دعوت مینماید، لذا مردم "مصدر کار" میباشند و مورد کار.128ص&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;- در جامعۀ اسلامی کارهای شخصی را خود افراد خردورز انجام میدهند و کارهایی را که به اصل مکتب بر میگردد و یا جنبه عمومی دارد، ولی مسلمین انها را به نحو مباشرت یا تسبیت انجام میدهد.129ص&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;- ولایت فقیه مدیریتی بر جامعۀ اسلامی است که به منظور اجرای احکام و تحقق ارزشهای دینی و شکوفا ساختن استعدادهای افراد جامعه و رساندن انان به کمال و تعالی در خور خویش صورت میگیرد.129ص&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;*** بدون تردید در ایران ولایت فقیه مردم را "مورد کار" قرار داده و مردم هیچ نقشی در سیاست و حکومت و سرنوشت خود ندارند. گذشته از این که ولایت فقیه چه خوب باشد چه بد باشد مورد قبول نیست. تجربه نشان داده است که اگر همواره قدرت دست یک نفر باشد فساد به بار میاورد و کم کم مردم از صحنۀ سیاست کنار میروند و امور دست زورگویان و متجاوزان میافتد، به مانند امروز ایران. ای کاش جمهوری اسلامی به همان قانون اساسی خود عمل میکرد و مشکل دیگر همین است که به قانون خودش هم احترام نمی گذارد و هر جا شرایط اقتضا کند قانون خودشان را زیر پا می گذارند و به نفع و بقاء خود عمل میکنند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;حاکمیت فقیه جامع الشرایط، همانند حاکمیت پیامبران و امامان معصوم است.213ص&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;عقل میگوید سعادت انسان، به قانون الهی بستگی دارد و بشر به تنهایی نمیتواند قانونی بی نقص و کامل برای سعادت دنیا و اخرت خود تدوین نماید و قانون الهی توسط انسان کاملی به نام پیامبر، برای جامعۀ بشری به ارمغان اورده میشود و چون قانون بدون اجراء تأثیرگذار نیست و اجرای بدون خطا و لغزش نیازمند عصمت است. خداوند پیامبران و سپس امامان معصوم را برای ولایت بر جامعه اسلامی و اجرای دین منصوب کرده است و چون از حکمت خداوند و از لطف او به دور است که در زمان غیبت امام عصر (عج) مسلمانان را بی رهبر رها سازد و دین و شریعت خاتم خویش را بی ولایت واگذارد، فقیهان جامع الشرایط را که نزدیکترین انسانها به امامان معصوم از حیث سر شرط علم و عدالت و تدبیر و لوازم ان میباشد به عنوان نیابت از امام زمان (عج) به ولایت جامعۀ اسلامی در عصر غیبت منصوب ساخته است.213ص&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;*** عقل من هیچ گاه نمی گوید سرنوشت خود را به دیگری به عنوان نمایندۀ خدا بسپار. من حاکمیت پیامبران و معصومین و حتی خدا را نمی پذیرم چه رسد به اخوندهای رافضی. زیرا که من عقل دارم و از عهدۀ کارهای خود بر می ایم. نیازی به سرپرست و ولیّ ندارم. انسانها همه بلااستثناء از یک گوهرند و کسی برتر از کسی دیگر نیست و نمایندگی از طرف خدا به هیچ کسی داده نشده است زیرا که این نفی قانون طبیعت است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;این اخوندها معتقدند پیامبر از سوی خدا امده و معصومین نمایندگان پیامبر و امام زمان نماینده معصومین و ما اخوندهای رافضی نمایندۀ امام زمان هستیم. نتیجتاً ما اخوندها نمایندگان خداییم! و هر کسی ما را نپذیرد، دشمن خداست و ما باید او را به جرم محاربه با خدا بکشیم. در افاضات این اخوند، انواع و اقسام مغالطه یافت میشود و مستحضر هستیدکه با&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;چه ترفند و حیله ای خود را نمایندگان خدا می نامند. ما باید اگاه باشیم و نگذاریم به عنوان دین و روحانیت به حقوق و شؤون انسانی ما تعدی و تجاوز کنند. واقعاً جای شرم و خواری دارد که ما ملت ایران در قرن بیست و یکم به جای این که با تلاش و کوشش، خود را با جهان و کشورهای پیشرفته وفق دهیم و سهم بسزایی در پیشرفت علم و دانش جهانیان داشته باشیم گرفتار چنین مسائل ایم. با این اشخاص و اندیشه های و این قضایا نمی شود مقام و مرتبه ای در جهان کسب نمود، نمی شود به کره ماه رفت، نمی شود کشوری پیشرفته و مدرن و آزاد داشت، حکومت اسلامی جز عقب ماندگی و فلج فکر و خرافه چیزی نیست. ما باید دندان های اسلام را بکشیم و ان را روانۀ مسجد کنیم ان موقع اسلام به مانند دیگر ادیان محترم است. امیدوارم قدری شرایط را درک کنیم و درصدد تغییر اوضاع باشیم ما سزاوار این اوضاع و احوال نیستیم. تنها و تنها زیر سایۀ دموکراسی اینده و سعادت ما تضمین است و ما ملت ایران تا وقتی اویزان ریسمان پوسیدۀ اسلام و بیضۀ اسب حضرت عباس و روضه خوانی های آقا اباعبدالله حسین، هستیم به جایی نمی رسیم. &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;i&gt;&lt;u&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;"  lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/u&gt;&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: justify;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="AR-SA" &gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-1218739166048089116?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/1218739166048089116/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=1218739166048089116&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/1218739166048089116'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/1218739166048089116'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/12/blog-post_07.html' title='ولایت فقیه'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-9096645806569551749</id><published>2008-11-21T09:39:00.000-08:00</published><updated>2009-05-08T11:38:47.685-07:00</updated><title type='text'>هستی و نیستی</title><content type='html'>&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: left;" align="right"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;ادمی نیازمند است که یک بار در زندگی اش خود را از بند همۀ تصورهای بدست امدۀ گذشته رها کند، تمامی باورها و عقاید خودش را ویران کند و همۀ ان ها را از نو با محک عقل بسنجد و&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;بسازد.(الکساندر کویره)&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;i&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;"  lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;همۀ انسان ها به نسبت کم و بیش، از همان کودکی تحت قالب ها و طرح های ساخته شدۀ محیط خود بزرگ و بالغ می شوند که این رشته طرح ها بیشتر برگرفته از مبانی دینی و اعتقادی والدین و اطرافیان می باشد و رفته رفته ذهن این کودک پاک سرشت ملهم از ان عقاید شده و او ملتزم به تابعیت و بنا نهادن زندگیش بر ان پایه می شود و هر گونه انتقاد را به مثابه توهین و هر گونه تغییر در اعتقاداتش را خیانت به تربیت و اموزش والدینش تلقی میکند و به هیچ روی حاضر به تحقیق و تجدید نظر در اعتقاداتش نیست. متأسفانه جامعۀ ما نیز دچار همین درد است که پویایی و شکوفایی از ان سلب شده و مشکلات مان از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و در بستر جامعه راهی برای اندیشه های نو باز نیست. از تحول خوف و واهمه داریم که نکند اوضاع بدتر از این شود و ما به همین وضعیت کنونی رضایت داریم. به محض اینکه کسی تحولی جزیی در افکارش دهد، جماعت نامی بر وی می گذارد و او را از جمع خود طرد می کند. مثلاً "او بی دین است"، "او غرب زده است". در اثر همین نام گذاری ها و برچسب هاست که روابط اجتماعی سالم از بین می رود و یک نوع گسستگی در اجتماع بروز میکند و افراد یک جامعه در اثر متفاوت بودن روش ها و اندیشه های &lt;u&gt;خصوصی&lt;/u&gt; از هم جدا می شوند و راه سوء ظن و عدم اعتماد باز می شود. اکثریت ملت ایران هنوز قادر به تشخیص و انفکاک مسائل عمومی و خصوصی از یکدیگر نیستند و بیشتر مشکل ما از همین جا ناشی می شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;ما اکثراً&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;از مرگ می ترسیم و سال ها به این موضوع فکر می کنیم و از خود سوال می کنیم که بعد از مرگ چه خواهد شد؟ و چه بلایی سر من خواهد امد؟ البته تئوری های دینی جواب هایی داده اند. ولی ایا ادیان در این مورد سخن درست و صحیح گفته اند؟ به نظر من تئوری های ادیان، به کلی دور از عقل و منطق است و برای یک انسان خردگرا این جواب ها قانع کنند نیست. پس باید با درک درست و تفکر سالم جواب های قانع کنند برای خود بیابیم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;سارتر مي گويد: چون مرگ همواره فراسوي سوبژکتويتۀ من قرار دارد، جايي هم براي ان در سوبژکتويتۀ من وجود ندارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;دکارت می گوید: چون ذهن بکلی از قید افکار پیشین رها شد و هیچ معلومی نماند که محل اتکاء بوده و مشکوک نباشد، متوجه شدم که هر چه را شک کنم این را نمی توانم شک کنم که شک می کنم. چون شک می کنم پس فکر دارم و می اندیشم پس کسی هستم که می اندیشم، پس نخستین اصل متیقن و معلومی که به دست امد این است که "&lt;u&gt;می اندیشم پس هستم&lt;/u&gt;".&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;این که ما خیال می کنیم دنیایی خارج از دنیای حاضر وجود دارد و مرگ پل ارتباطی میان این دو دنیاست و این دنیای حاضر فانی و ان دنیای دیگر ابدی است ناشی از مبانی دینی است. اگر خواهان حقیقت هستیم، باید بکلی از پیش فرض ها و اعتقادات خود دوری ورزیم و خالصانه به انچه درک میکنیم، معرفت یابیم و فکر کنیم، تا به حقیقت نزدیک شویم، در غیر این صورت سخنان من بیهوده است. نخست ما بعنوان انسان که اگاه به هستی و وجود خود هستیم و می دانیم روزی نخواهیم بود، برعکس چیزها و حیوانات و گیاهان که متوجه هستی خود نیستند و نمی دانند روزی نخواند بود، بنگریم چگونه تشخیص می دهیم که هستیم و روزی نخواهیم بود؟ ما انسان ها از پنج حس برخوداریم که به وسیلۀ این احساس هر انچه اعم از وجود خودمان و هر چیز دیگر را ادراک میکنیم و معرفت و بینش خود را از طریق این پنچ حس بدست میاوریم. اگر ما بر روی صندلی نشسته باشیم بدنمان حس میکند بر روی صندلی نشسته و من پی به وجود این صندلی می برم. اگر کتابی بر روی میز قرار دارد و من می بینم که ان کتاب روی میز است می گویم این کتاب وجود دارد و روی میز است. حال اگر من مُردم و بدنم جانش را از دست داد؛ نه می توانم ببینم و نه گوش کنم و نه بچشم و نه لمس کنم و نه بو کنم و نه حتی تفکر کنم. تخیل و تصورات من نیز وابسته به احساس و درک من از خارج و دنیای عینی است و اگر به هر دلیلی من فاقد احساس شوم، چیزی برای من قابل شناسایی نیست که من راجب ان تفکر و تخیل کنم. پس از بین رفته ام، نابود شده ام. چون من به واسطۀ احساسم زنده ام. من هستم چون می فهمم که هستم (فهمیدن مستلزم احساس کردن است) و نمی توانم بگویم که نیستم. یک انسان مرده درکی از وجود داشتن ندارد. پس مرگ تجربه نیست که ما بشناسیم و درک کنیم که بعد از مرگ چه می شود. زیرا بعد از مرگ "انسان" نیستیم. اپیکور حکیم سخن مرا در یک جمله در مورد مرگ بیان نموده، میگوید: (تا وقتی انسان هست، مرگ نیست و وقتی مرگ امد دیگر انسانی نیست تا مرگ برایش مایۀ ترس باشد). هر هستنده ای فقط از طریق "اگاهی" (یعنی درک وقایع از طریق احساس) تبدیل به حضور و هستی می شود و هستی شرط اشکارگی چیزهاست. نیستی هیچ صفت و ویژگی ندارد و چیزی نمی توان درباره اش گفت. دو نوع هستنده در این جهان هستند یکی "برای خود بودن" یعنی انسان، و دیگری "در خود بودن" یعنی چیزهایی به غیر از انسان که متوجه هستی خود نیستند و اصلی ترین وجه تمایز انسان با چیزهای دیگر در اگاهی به هستن خود و عدم اگاهی به هستن خود است. هر طرح اندازی انسان گشایشی به نیستی است، انسان می تواند میان گزینه های گوناگون برگزیند و بیافریند. می تواند چیزهایی را که نیستند، هست کند مثل اثر هنری، ابزار و اندیشه ها که پیشتر نبوده اند ولی انسان برای انها جایی در دنیا می گشاید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;مي خور که هزار بار بيشت گفتم ***** باز امدنت نيست چو رفتي، رفتي&lt;span style=""&gt;                        &lt;/span&gt;(خیام)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;بارون دو هولباخ، فیلسوف المانی در باب الهیات و اخلاق می گوید : (ساده ترین تفکر دربارۀ سرشت روح ادمی می باید انسان را متقاعد کند که اندیشه جاودانگی ان صرفاً توهم مغز است. به راستی روح انسان چیست مگر اصل فهم و احساس؟ اندیشیدن، لذت بردن و رنج کشیدن چیست جز احساس کردن؟ زندگی چیست جز مجموعه ای از تغییرات و حرکات که خاص موجود سازمان یافته ای است؟ پس به محض انکه بدن از زیستن بازایستد، حس و فهم ان نیز دیگر نمی تواند کار کند و دیگر نمی تواند دارای تصورات و به تبع ان اندیشه ها باشد. چنانکه ثابت کرده ایم تصورات تنها از طریق حواس برای انسان حاصل می شوند؛ حال چگونه می گویند که وقتی انسان از حواس خود محروم شده باشد، باز هم می تواند احساساتی دریافت کند، ادراکاتی داشته باشد و تصوراتی تشکیل دهد؟ چون انها روح ادمی را موجودی مجزا از بدن زنده تصور می کنند، پس چرا حیات را نیز به عنوان موجودی ممتاز و جزا از بدن زنده نپنداشته اند؟ زندگی در یک بدن کلیت حرکات ان است؛ احساس و اندیشه جزئی از این حرکت اند؛ پس در مُرده، این حرکات همانند همه حرکات دیگر باز می ایستند... اعتقاد به ان که روح پس از مرگ بدن دارای احساس و اندیشه و لذت و رنج خواهد بود، مثل این است که بگوییم که ساعتی که هزار تیکه پاره شده باز هم میتواند زمان را نشان دهد و توانایی تعیین حرکت زمان را داراست. انان که می گویند که روح ادمی میتواند با وجود نابودی جسم زنده بماند، اشکارا از این نظر حمایت میکنند که تغییر شکل بدن ان را به حفظ خویش توانا میکند حتی پس از انکه ذهن نابود شده باشد؛ اما این گفته کاملاً بیهوده است).&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;مراجعه میکنیم به دین و قضیۀ نکیر و منکر و فشار قبر و این داستان های احمقانه و ابلهانه که چیزی جز حجاب دانش و آفت عقل نیست و واقعاً از بازگو کردن ان کراهت دارم و این قضایای هولناک دینی صرفاً به جهت ترساندن و ایمان اوردن انسان هاست. اساساً این که تصور کنیم چیزی از اسمان امده و پیامبران از سوی خدایی مبعوث شده اند، خطا و گمراهی است؛ ادیان همگی ساختۀ بشرند. یک سری انسان های نسبتاً شریفی به اقتضای زمان و مکان خویش ادعاهایی کردند و با تخیلات و دانش خود مکتبی را با نیت راهبری جوامع ان روزگاران ساختند و این ادیان هم زیر مجموعۀ علم و دانش بشرند. تنها وجه ارزش ادیان همان امور معنوی و اخلاقی ان است و ما می توانیم از بخش های برگزیدۀ ادیان بهره برداری کنیم نه کل دین که باعث واپسگرایی و عقب ماندگی شود. مثلاً اینجا که دین چیزی را به اسم "&lt;u&gt;روح&lt;/u&gt;" ابداع کرد، تا ماله ای بر روی تناقضات خود بکشد و ادعا کرد هنگام شکل گیری جنین در رحم مادر خداوند تبارک و تعالی روح را در بدن ان جنین می دمد و ان روح طی حیات ان شخص در بدنش هست و نیز هنگام خواب روح است که از بدن خارج، و سبب خواب دیدن می شود و بعد از مرگ روح از بدنش خارج می شود و این روح است که لایزال و فناناپذیر است و در روز رستاخیز برای دادگاه عدل الهی حاضر می شود تا مکان ابدی وی معلوم گردد!.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;یکی مرغ به کوه بنشست و خاست ***** چه افزود به کوه و از وی چه کاست&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;تو ان مرغی و این جهان کوه تو ***** چو رفتی جهان را چه اندوه تو ؟ (نظامی)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;با اینکه در کتاب های اسمانی! مفهوم نیست که اخر انسان بعد از مرگ به صورت مادی یا غیر مادی است و یا این روح ایا یک امر متافیزیکی است یا فیزیکی؟ ما در دو حالت فیزیکی و مابعدالطبیعه روح را مورد بررسی قرار می دهیم. ما قبلاً به جنبۀ مادیِ بعد از مرگ پرداختیم و ثابت نمودیم که چنین چیزی هرگز میسر نیست. ولی ایا واقعاً چیزی به نام روح وجود دارد و ایا این روح بعد از مرگ، از بدن انسان جدا می شود؟ روح، اگر یک امر فیزیکی و طبیعی است، پس ماده است و در زمان و مکان خاصی قرار دارد و جا اشغال میکند و شکل دارد و قابل شناسایی است و فانی است و همواره در یک شکل خاص نیست پس روح نمی تواند مادی باشد. اما اگر روح یک امر مابعدالطبیعه است، گذشته از این که امور متافیزیکی و مابعدالطبیعه در قلمرو علم خرافه به حساب می اید. چون به هیچ وجه قابل شناسایی و اثبات نیست و همواره این قضایای مابعدالطبیعه جزء خیالات و توهمات محض می باشد و جایگاهی در علم ندارد. مگر امکان دارد چیزی که ماده نیست در ماده قرار بگیرد و چیزی که شکل دارد و حرکت دارد و به درون ماده ای دمیده می شود، فیزیکی نباشد. به گفتۀ قران وقتی انسانی می میرد روح ان شخص که دارای دو بال است به سوی اسمان پرواز می کند! اگر روح یک امر متافیزیکی است چگونه گرانش زمین بر ان اثر می گذارد که با پرواز کردن به اسمان برود و حرکت کاملاً یک پدیدۀ فیزیکی است، چگونه یک امر متافیزیکی از یک نقطه ای حرکت میکند طی یک زمانی به یک نقطۀ دیگر می رسد. اگر قرار باشد بعد از مرگ روح انسان به صورت متافیزیکی باشد چگونه به شکل ماست و شکل دار بودن مختص ماده است. وقتی کسی میمیرد می گوییم از این دنیا رفت و وقتی کسی از رحم مادر بیرون اورده می شود می گوییم به این دنیا امد. این قبیل جملات باعث گمراهی ما شده است و ناخود اگاه در ذهن مان این تصور بیمار بوجود میاید که دنیایی خارج از این دنیای کنونی وجود دارد. هیچ چیزی اعم از انسان و حیوان و گیاه، به این دنیا نمی اید که با مرگش از این دنیا برود. هنگامی که شخصی به خواب میرود می پندارد که روح اش از بدنش جدا میشود و به سیر و حرکت در میاید و به همین خاطر او خواب می بیند!. کسی که خواب می بیند کاملاً مستغرق اموریست که در مقابل ذهنش می گذرد و به خود نمی گوید که ایا انچه می بینم در خواب است یا در بیداری. تازه اگر هم بگوید باز هم در خواب و خیال است نه با فکر و تعقل. خواب ببیننده عالم دیگری را که عالم بیداری باشد تصور نمی کند و به مقایسۀ این دو عالم خواب و بیداری نمی پردازد تا یقین کند که کدام یک از انها حقیقی است. پس خواب دیدن تخیلات ذهنی هر ادمی است و هیچ ارتباطی با واقعیت و اتفاقات پیشه رو ندارد. (خواهشاً ! این خرافات چند هزار ساله را برای یک بار از ذهن خود جارو کنیم و راهی زباله دان سازیم)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span  lang="FA"  style="font-family:Arial;font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-9096645806569551749?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/9096645806569551749/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=9096645806569551749&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/9096645806569551749'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/9096645806569551749'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/11/blog-post.html' title='هستی و نیستی'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-9023741269100475369</id><published>2008-10-28T03:07:00.000-07:00</published><updated>2009-01-25T09:42:34.509-08:00</updated><title type='text'>آیا قران کلام خداست ؟</title><content type='html'>&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;در مورد اینکه قران کلام خداست، همۀ اخوندها با صراحت و سماجت، الهی بودن این کتاب را مدعی هستند ولی با خواندن و تفهیم متون این کتاب، به وضوح زمینی بودن این کتاب برای ما اشکار میشود زیرا که مشحون از تضاد، تعارض، تجلی احساسات و هیجانات انسانی، ترغیب به جنگ و غارت و تصاحب اموال و زنان اقوام دیگر است و به مراتب شاهد هستیم که الله تبارک و تعالی در مورد بحث و جدل میان محمد و زنانش و ماجراهایی که مربوط به همان زمان و مکان مدینه و مکه میشود و لاغیر، ایه نازل کرده است. به همین دلیل، جامع و کامل بودن و ازلی و ابدی بودن قران (مطابق ایات "21 و 22 البروج" و "4 الزخرف") زیر سوال می رود. از نظر علمی، دانش و جهانبینی الله مدینه در حد یک ادم معمولی است که محدود به همان مکه و مدینه میشود و بسیاری از مطالب را نیز از فلاسفه یونان اتخاذ کرده؛ از جمله: انسان از طرف خدا امده و باز به خدا باز میگردد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;اسمانها و زمین را در شش روز افریدیم (بقره 117) و شب را تاریک و روز را روشن افریدیم ... پس زمین را بگستراندیم و کوهها را ستونهای اسمان ساختیم (نازعات 27-33) و ابها را به صورت دو دریای شور و شیرین افریدیم و این دو دریا را با حائلی از یکدیگر جدا کردیم (فرقان 53) و همه جانوران را از اب افریدیم که بعضی از انها بر شکم راه روند و برخی بر دوپا و برخی نیز بر چهار پا (نور 45) و ادم را از خاک افریدیم (ال عمران 59) و به کاملترین صورت افریدیم (مومن 64) و روح خویش را بر او دمیدیم (حجر 29) و چراغهای اسمان را برای راهنمایی او در تاریکی های بیابان و دریا افروختیم (انعام 97)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;در قران به کرّات امده که زمین و اسمانها را در شش روز افریدیم و هرگز خسته نشدیم و کوهها را به مانند میخ بر زمین کوبیدیم و ستارگان را برای اشکاری راه حج گذاشتیم و صدها مهمل دیگر که خر مرده به ان می خندد، چه رسد به مرغ پخته!! جالب تر این که در سوره انعام ایه 59 ذکر شده که هیچ تر و خشکی در جهان نیست که در این کتاب راجبش نوشته نشده باشد؛ فقط در مورد یک کلیه انسان صدها کتاب نوشته شده و هنوز مرموز به نظر میاید. ولی در قران مجید هیچ گونه اشاره این نشده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;در قلمرو این کتاب باید بگویم : الله مدعی است، تمام انسانها و زمین و اسمان ها را افریده و همه ملک اوست؛ چطور بعد از چندین هزار سال زندگی بشر بر روی زمین، ناگهان سر از صحرای عربستان در میاورد و این قران عظیم شأن را بر تعدادی عرب بیابانی عقب افتاده نازل میکند و به انان وعده میدهد در راه من جهاد کنید و بقیۀ مردمان جهان را با شمشیر مسلمان کنید و مخالفان مرا قتل عام کنید، تا بعد از مرگ شما را به بهشت موعود رهنمون کنم و انجا برایتان دختران باکره و شیر شتر و عسل و شراب بهشتی اماده میکنم که تا ابد از این نعمت ها کیفور و مسرور باشید. در مورد سوره های مکی و مدنی، میبینیم چه تضادهای فاحشی وجود دارد. زیرا که سوره های مکی قبل از بقدرت رسیدن و هجرت پیامبر به مدینه طی مدت 13 سال بر ایشان نازل شده و اغلب ایات صلح امیز و علیه بتها و مبارزه با ظالمان است ولی بعد از هجرت به مدینه سوره های مدنی بر ایشان نازل شد و مصادف با به قدرت رسیدن پیامبر است و میبینیم ایات معمولاً تهاجمی و تجاوزی است. و اما در مورد حقوق انسانی باید توجه کنیم؛ طبق ایات (111 توبه و 36 احزاب) الله مدینه به صراحت حقوق انسانی یک مسلمان را به بهای بهشت از وی خریداری کرده است و یک مسلمان هیچ اختیاری از خود ندارد و پیوسته در لجام الله به سر میبرد. اما در مورد زبان قران باید توجه داشت که در زمان پیامبر خط متداول، کوفی و سریانی بوده است و اعراب نداشته و قرانی که امروز به این شیوه در دست ماست هرگز سنخیت و ارتباطی با خط ان دوران ندارد و بعضی مغالطه کاران اسلامی میگویند خط عربی به لحاظ اعرابش کاملترین زبان دنیاست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;مغالطه ای که در قران امده و اخوندها هم از ان استفاده میکنند این است که اگر قران کلام خدا نیست شما یک ایه مثل قران بیاورید. جواب من این است که صدها کتاب با ارزشتر و فاخرتر از قران، قبل از پیدایش قران وجود داشته که اخوندها و قران مجید از ان غافل اند مثل کتابهای فلسفه یونان باستان، کتاب زرتشت، بیانیه حقوق بشر کورش کبیر و ... علیرغم این که کل قران به لحاظ ادبی و حماسی به اندازۀ یک بیت شاهنامه ارزش ندارد. تا جایی که خرد من می سنجد الله ی وجود ندارد و این محمدبن عبدالله برای تصدیق واعتبار حرفهای خود این خدای خیالی را ابتکار کرد تا بدین وسیله به اهداف جاه طلبی اش برسد و با برانگیختن عواطف مشتی عرب بیابانی وحشی، جان و مال مردمان جهان را به خطر انداخت و باعث شد مدنیت و پیشرفت انسان برای چند هزار سال به تعویق بیوفتد. حال اگر قران کلام خدا نیست پس سخن چه کسی است؟ اخوندها میگویند حضرت محمد (ص) با توجه به قران و احادیث و تاریخ، "امی" بوده است و امکان نداشته بتواند چنین کتابی را خود بسازد. امی بودن محمد به هیچ عنوان بی سوادی وی را نمیرساند و به گزارش تاریخ و علمای مرجع امی بودن پیامبران یعنی دارای کتاب بودن پیامبران. به گزارش تواریخ معتبر اسلام پیامبر از همان نوجوانی به همراه عموی خود در مسافرت به شهرهای مختلف با متولیان مذهبی اشنایی پیدا کردند و از همان نوجوانی استعداد و علاقه به اموختن داشته اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;                  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;گوشه ای از درسهای اخلاق و عرفان قران مجید:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;با هر که که از اهل کتاب (یهود و نصاری) که ایمان به خدا و روز قیامت نیاورد و انچه را خدا و رسولش حرام کرده حرام نمیدانند و بدین حق اسلام نمیگروند قتال و کارزار کنید تا انگاه که با ذلت و تواضع به اسلام جزیه دهند (توبه – 29)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;هر جا مشرکان را یافتید به قتل رسانید و از شهرهاشان برانید چنانکه انان شمار را از وطن اواره کردند (بقره – 191)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;شما با ان کافران به قتال و کارزار برخیزید تا خدا انان را بدست شما عذاب کند و خوار گرداند و شما را بر انها منصور و غالب نماید ( توبه – 14(&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;این مردم پلید بدکار راندۀ درگاه حقند باید هر جا یافت شوند انان را گرفته و جداً به قتل رسانید (احزاب – 61)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;پس چون ماههای حرام درگذشت انگاه مشرکان را هر جا یابید بقتل رسانید و انها را دستگیر و محاصره کنید و هر سو در کمین انها باشید چنانچه از شرک توبه کرده موحد شدند و نماز اسلام بپا داشتند و زکات دادند پس از انها دست بدارید که خدا امرزنده و مهربان است (توبه – 6)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;پس اگر کناره نگرفتند و تسلیم شما نشدند و از ازار شما دست نکشیدند در این صورت انها را هر جا یافتید گرفته و به قتل رسانید ما شما را بر جان و مال این گروه تسلطی کامل بخشیدیم (نساء – 91)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;طبق اخرین ایه سوره لقمان، سه چیز است که هیچکس جز الله مدینه از ان سر در نمیاورد، یک زمان چه وقت است و دوم کی باران میبارد و سوم کودکی که در شکم مادر است پسر است یا دختر!&lt;o:p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-9023741269100475369?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/9023741269100475369/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=9023741269100475369&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/9023741269100475369'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/9023741269100475369'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/10/blog-post.html' title='آیا قران کلام خداست ؟'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-2453217981147918707</id><published>2008-07-18T11:56:00.000-07:00</published><updated>2009-05-08T11:36:11.164-07:00</updated><title type='text'>خدا چیست!؟</title><content type='html'>&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;i&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;"  lang="FA"&gt;خداوند زاييده ترس انسان از طبيعت است&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/span&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: left;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;i&gt;&lt;span dir="ltr" style=";font-family:Arial;" &gt;Petronius Arbiter&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;"  lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;ابريق&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;مي&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;مرا&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;شکستي&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;ربي ***** بر&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;من&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;در&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;عيش&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;را&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;ببستي&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;ربي &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: left;" align="right"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;من مي، خورم و تو ميکني بد مستي ***** خاکم به دهن، مگر که مستي ربي&lt;span style=""&gt;                                            &lt;/span&gt;(خيام)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;بخش اعظم بحث و جدل ها در فلسفه مربوط است به "خدا" که همانا مسائل متافیزیکی و ماوراءطبیعی میباشد، و اینکه خدا چه ماهیت و غایتی را شامل است. برخی از فلاسفه با توجه به اینکه منظور داشتن علل غایی در اعتقاد به خداوند - یعنی اینکه خدا عالم را بر اساس غایت و برای غایاتی به انتظام می اورد -&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;با اشکالاتی مواجه می شود، اساساً مخالف لزوم دخالت علل غایی هستند. به نظر سقراط دخالت دادن غایت در اعمال خداوندی نوعی ناسزا به ساحت اوست زیرا در این صورت ما خود را در موضع خداوند قرار داده ایم. ارنست رنان می گفت خدا نیست، خدا خواهد بود. یعنی بشر تدریجاً با سیر تکاملی خود به شناخت او نایل خواهد امد. هر فیلسوفی نظر و دیدگاه متفاوتی در مورد خدا ارائه داده است و دشوار می توان نظر صحیح را تشخیص داد. خداوند نه دارای قوا است و نه دارای صفات و نه دارای ماهیت و طبیعت. زیرا اوست که ماهیت و طبیعت را بوجود می اورد. اثبات وجود باری به عقیدۀ افلاطون به استدلال میسر نیست به کشف و شهود است همچنان که وجود خورشید را جز به مشاهدۀ ان نتوان مدلل نمود که افتاب امد دلیل افتاب. اما می توان گفت چون کلیه موجودات متحرک اند البته محرکی دارند و چون همه طالب خیرند پس البته خیر مطلق غایت وجود است. غزالی متکلم معروف ایرانی معتقد است، "&lt;u&gt;در خدا وجود و ماهیت یکی است و از هم جدا نیست&lt;/u&gt;". این عبارت دو گونه برداشت را در بر دارد. نخست، وجود و ماهیت، منحصر به ماده است و این جسم است که از ماده تشکیل شده و دارای صورت و شکل است (سفیدی به تنهایی وجود ندارد ولی اسب سفید وجود دارد زیرا ماده ای هست که ماهیت ان سفیدی است) و با این حساب این سخن درست نیست. دوم اینکه وجود و ماهیت خدا در هم است و شناختن ان برای انسان مقدور و میسر نیست که این برداشت به گونه ای درست و قابل قبول به نظر میرسد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;ما انسان ها همواره با تأثیر گرفتن از صورت و شکل و ماهیت درصدد شناخت طبیعت هستیم ولی خدا هیچ گونه صورت و شکلی ندارد و فقط می توانیم بگوییم: هست، چیزی به عنوان خدا یا واجب الوجود هست و لاغیر. دوم اینکه اگر در انسان، وجود او مقدم بر ماهیت اوست و در صانعات ماهیت مقدم بر وجود است، در خداوند وجود و ماهیت هیچ تقدّم و تعقّبی ندارد. با این حال برداشت نخسین از این حیث معقول به نظر میاید، که منکر هرگونه ماهیت و شکل و تصور برای خداست. پس سخن امام غزالی مرکب است و بستگی به برداشت ما از ان دارد. موجودات عالم بی شک همه ممکن اند و علت موجبۀ انها در خودشان نیست و عقل حکم می کند به اینکه سرانجام باید وجودی باشد که علت موجبه اش در خودش باشد یعنی قائم به ذات و واجب الوجود باشد و او البته بیرون از ممکنات و مقدم بر انهاست. این برهان را اروپاییان برهان جهانی نام نهاده اند. برهان دیگر که لمّی است همان برهان وجودی آنسلم است که دکارت نیز ان را تجدید نمود و حاصل ان این است که همین که ما تصور ذات کامل را داریم دلیل است بر اینکه او وجود دارد و لایبنیتس این برهان را تکمیل میکند به اینکه تصور ذات کامل و نامحدود مانع عقلی ندارد یعنی متضمن تناقض نیست پس البته موجود است. اگر از جنبۀ علت و معلول وارد شویم هر علتی، معلولی، و هر معلولی، علتی به همراه دارد و اگر از خود و اطراف خود شروع کنیم نهایتاً به یک علت می رسیم که وجودش علت خود می باشد و به اصطلاح علت العلل و قائم به ذات است. با این تعبیر قضیۀ علت و معلول ادامه دارد تا واجب الوجود و بعد از ان جوابی برای ما ندارد که علت خدا چیست؟، چرا خدا هست؟ و این خدا از کجا امده؟ این سوالات را اغلب بی پاسخ می گذارند و علتی را برای خدا اوردن بی معنی است زیرا هر علتی برای خدا قائل شدن نفی خداست. اگر (الف) را در هست بودن هرگز اغازی نیست [یعنی حادث نیست] و اگر ممکن نیست که چون غیری بیرون از خود معلوم خود باشد، برای این که او خداست. از سوی دیگر در این جهان مادی ما انسان ها، هر پدیده ای (خدا پدیده نیست) علتی دارد. غالباً در مسائل فلسفی مانند اثبات وجود خدا همواره اقامۀ برهان و دلیل بسبب درستی و تصحیح ادعایی اشتباه و نادرست است زیرا ان دلیلی صحیح است که کمترین خطا و تناقض را در خود داشته باشد. تصور کنید من بگویم خدا هست؛ این ادعا مسائل و مصائب عدیده ای را پیش رو میگذارد و سوالات بسیاری را به ذهن متبادر میسازد و همچنین اگر بگویم خدا نیست، مسائل دیگری را بوجود میاورد. معهذا بین این دو ادعا ان استدلالی صحیح است که دارای تناقض کمتری باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;استدلال دین از این قرار است که چون خدا این جهان را افریده، پس در این جهان هست و همه چیز تحت اختیار و اراده اوست. مثلاً اگر سنگی از روی سنگی بلغزد با مشیت الهی است. این ادعا دارای تناقضات بسیاری است از جمله این که اگر خدا با غایت خود این جهان را افریده چگونه دست به تغییر ان میبرد. چطور چند هزار سال پیش مردم در اثر سستی اعتقادشان نسبت به خدا مورد غضب شدید قرار میگرفتند مثل قوم ثمود و نوح و موسی و غیره و خداوند تبارک و تعالی دقیقه به دقیقه پیامبر و کتاب از اسمان میاورد، ولی امروز با وجود این همه جنایت و خشونت و ظلم و ستم، این خداوند بزرگ و توانا یک نیم ایه هم نازل نمی فرماید!. از طرف دیگر بی خدایان معتقدند خدایی وجود ندارد و نباید در جستجوی علتی برای این جهان باشیم. این ادعا نیز مورد قبول نیست و بلاخره این جهان از چیزی به وجود امده و نمی توان توجیه کرد که کائنات از اول! بوده و یا از هیچ درست شده است. من معتقدم چیزی یا نیرویی هست (با خدای مذهب اشتباه گرفته نشود) که این جهان را افریده است ولی هیچ دخالتی در امور این جهان ندارد و از کائنات بیرون است. با این استدلال بیشتر تناقضات از بین میرود چون هم علتی برای این جهان قائل شده ایم و هم بی عدالتی و اتفاقات ناگوار این جهان را از دوش خداوند برداشته ایم. به عبارتی این همه عبادت و سجود و عجز و لابۀ انسان به درگاه باری تعالی چیزی جز بیهوده کاری نیست زیرا خدایی وجود ندارد که به این امور توجه کند و اساساً چرا ما باید خدا را بپرستیم؟ خیلی مشکل به نظر میرسد که انسانی ناگهان خدا را فراموش کند ولی متأسفانه واقعیت به غیر از مراد و خواستۀ ماست. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;به نظر من قضیۀ علت و معلول مربوط و منحصر به جهان مادی ما انسان هاست و در این جهان هر پدیده (پدیده یعنی هر چیزی که بر ما اشکار و ملموس میشود) علتی دارد و یا معلول علتی است. اما خدا به جهت اینکه خارج از دنیای مادی ما انسان هاست و دخالتی در جهان مادی ما ندارد و نمی تواند داشته باشد، پدیده حساب نمی شود و نهایتاً از حیطۀ دنیای علت و معلولی خارج است. ما انسان ها قادر به شناخت خدا نیستیم چون نمی توانیم به قبل از بیگ بنگ برگردیم و مشاهده کنیم که چه اتفاقی افتاد که یک نقطه انرژی در یک انفجار عظیم تدریجاً تبدیل به ماده شد و چون قبل از بیگ بنگ ماده وجود نداشته که حرکت و تغییر و تحول وجود داشته باشد نتیجتاً زمانی هم وجود نداشته است که حتی با قوانین و روابط ریاضی و فیزیک و غیره قادر به شناخت و وجود و عدم وجود خدا یا چیز دیگر باشیم. علت خدا یا همان خدا تا زمانی که بر ما معلوم نشود به ثبوت نمی رسد و همواره در حوزۀ متافیزیک باقی خواهد ماند و چون ما در قلمرو فلسفه ملزم به پذیرش یک علت واهی برای این جهان هستیم، باید واجب الوجود را بپذیریم که البته این خطاست. فرضاً این خدای غایی و نامتناهی وجود داشته باشد، به هیچ عنوان در معلول که از غایت خودش سرچشمه می گیرد، نمی تواند دخالت کند و دخالتی نکرده است زیرا که ناقض غایت خویش می باشد. اگر خداوند این جهان را افریده، قطعاً این جهان با غایتی که از خودش سرچشمه می گیرد افریده است و اگر به هر دلیلی بخواهد در غایت خودش دخالت کند و تغییر دهد، غایت خویش را انکار می کند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;اشتباه بزرگ ما انسانها این است که خدا را با معیارها و اوصاف انسانی خود تصور و تعریف میکنیم. هر انسانی رابطه با خدا را در همان طرح رابطه با دوستش یا مدیرش یا پدرش می بیند. یعنی خدا را در قالب همین روابط خودش با اشیاء و افراد اطراف خودش، با ابعاد بزرگتری تصور میکند. به چه دلیل خدا مهربان و کریم و رحیم است؟ چون کریم بودن و رحیم بودن و مهربان بودن در روابط انسانی ارزش محسوب می شود. به هر صورت و به هر شکلی، هر انسانی صفتی به خدا نسبت دهد وی را محدود کرده است. اگر خدا عادل و بر حق است چگونه می تواند بخشنده و مهربان و امرزنده باشد. از بسیاری می شنویم که "خدا گفته" یا "خداوند میفرماید" این قبیل جملات مغالطه است زیرا خدا هرگز نمی تواند بفرماید! و سخن بگوید! و سخن گفتن مختص انسان است. ما به هیچ نحوی نباید صفاتی مثل حرف زدن و نشستن و دیدن و شنیدن (مانند قران) را به خدا نسبت دهیم زیرا که این صفات مادی و فیزیکی است و هر امر فیزیکی و مادی نابود شدنی و متغییر و زوال پذیر است و این نمی تواند به خدا نسبت داده شود. قطعاً اگر خدایی باشد، هیچ التزامی نمی رود که خواهان رابطه با انسان باشد و اساساً فلسفۀ افرینش را به تمسخر میکشاند. اینکه می گویند خدا بینهایت و لایتناهی است اشتباه است زیرا بینهایت تعریف ندارد و خدا نیز اگر وجود داشته باشد قطعاً عدد و محدود است ولی بیشتر از انچه که ما فکر میکنیم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;در تورات جمله ای از موسی نقل شده که میگوید: "و خدا انسان را افرید". اگر تغییری جزیی در این جمله دهیم اشتباه ان رفع میشود و ان عبارت است از اینکه "و انسان خدا را افرید". این انسان ها هستند که خدایان را می افرینند به قول کنفسیوس با هر انسانی یک خدا به دنیا می اید و با مرگ هر انسانی یک خدا می میرد و همچنین تالس معتقد بود جهان مملو از خدایان است. ماهیت خدای هر انسانی عصارۀ اندیشه ها و افکار ان شخص است و تا انجایی که این خدا قصد تجاوز به حقوق دیگری و اعمال زشت را نداشته باشد از خدای دیگری حقیرتر نیست. بزرگی یا خفت و خواری هر خدایی در رفتار و کردار شخص معتقد و متعبدش اشکار می شود. هیچ خدایی در این جهان حق سروری بر خدای دیگری را ندارد و حق از ان کسی و چیزی نیست. هر کسی حق و حقیقت را به ظن خود دریافت میکند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;بسیاری از خاخام های یهودی با اینشتاین ملاقات می کردند و از وی می خواستند تا خدایش را برای انان شرح دهد و بگوید به چه خدایی معتقد است و اینشتاین هم همیشه از پاسخ به این سوالات مهمل امتناع می ورزید و یک روز بلاخره سکوت را شکست و گفت من خدای اسپینوزا را قبول دارم. اگر بخواهیم خدای اسپینوزا را بشناسیم باید به فلسفه رواقیان و وحدت وجود مراجعه کنیم. خداوند از نظر اسپینوزا طبیعت، طبیعت ساز یعنی جنبۀ خلاقیت طبیعت است. خلاصۀ بیان اسپینوزا دربارۀ ذات واجب الوجود این است که خداوند وجودی است یگانه و واجب و قائم به ذات و لایتغیر و جاوید و نامحدودِ مطلق و دارای صفات بی شمار نامحدود و او به تنهایی جوهر است و موجودات دیگر از جسمانی و غیر جسمانی همه اعراض و حالات او و قائم به ذات او هستند و به اقتضای ذات او به وجود امده اند و از او جدا نیستند. یعنی اسپینوزا خدا را در همۀ موجودات می بیند و هراینه اگر جوهر خدا از این طبیعت جدا شود طبیعت رو به اضمحلال و نابودی می رود و به طوری می توان گفت وجود خدا ناظم و تنظیم کنندۀ این طبیعت است. این نوع تصور خدا به زعم من بهترین و معنوی ترین تصور وجود خداست که البته به تصوف ایرانی وارد شده و یک مکتب عرفانی و معنوی ژرف و عمیقی را به وجود اورده است و نمونه های ان را می توان در اشعار مولانا یافت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;خدا چیست؟! اساساً هر پاسخی به این سوال، مهمل است چون ما هیچ دانش و علمی از وجود یا عدم وجود و ماهیت خدا در دست نداریم و تمام پرسش و پاسخ های رایج به حوضۀ حدس و فرضیه محدود می شود. در عالم بشری دو نوع خدا وجود دارد؛ خدای مذهب که زاییدۀ ذهن پیامبران است و دیگری افریدگار یا علت اول.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;انسان های گذشته هنگامی که با عوامل طبیعی مواجه می شدند، به خاطر ندانستن و نشناختن قوانین طبیعت همواره علت را به یک موجود فرا طبیعی و غیبی نسبت می دادند که این مسبب پیدایش خدا شد. خدای مذاهب، در ادیان مختلف، دارای شکل و شمایلی است که در طی زمانی طولانی به لحاظ شیوۀ زندگی و شرایط جغرافیایی انسان های همان ناحیه بوجود امده است. تاریخ بشری حدود چند هزار سال پیش تاکنون به سه دوره تقسیم می شود. نخست دورۀ جادوگری و افسونگری؛ دوم دورۀ ادیان بت پرستی و بعد یکتاپرستی و سوم دورۀ علم و دانش. اگر به تاریخ دین عنایت کنیم، سه منشأ برای افکار و احساسات دینی می یابیم. نخست اعتقاد به وجود داشتن قوایی نظیر جان و روان مادر طبیعت و از انجا باران و ابر و رعد و برق و زمین و اسمان را چون خدایان پنداشتن. دوم، تصور یک فرمانفرمای مطلق در عالم بالا که مقیم در اسمان و در بلندی ها جای دارد، قادر مطلق است و همه چیز را میداند و موضع هر شئ را تعیین می کند. در جنب این دو منشأ باید بی درنگ منشأ سوم را که پرستش نیاکان است قرار داد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;خدای اسمانی، متعلق به مناطق کویر و بی اب و گیاه است زیرا همیشه انسان ها بالا را مشاهده می کنند و در انتظار باران و نعمت اسمانی اند و چیزی روی زمین یافت نمی شود تا به ان متوسل شوند. ادیان ابراهیمی از این دسته اند. ولی مناطقی مثل هندوستان که مملو از بتهای مختلف است، انسان ها، هر انچه را بخواهند روی زمین می یابند و نیازی به دست به اسمان بالا بردن ندارند (ویژهای فرهنگی هر ملتی متناسب با جغرافیای ان ملت است). مغالطه کاران و نادانان یکتاپرست! مرتب اذعان می کنند چه طور بعضی ها گاو یا بت می پرستند و به این حماقت ادامه می دهند و یکتاپرست نمی شوند!؟ دریغ از این که&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;یکتاپرست ها خود هم بت پرست اند، منتها با این تفاوت که بت پرستان عیناً و فیزیکی خدایی روی زمین دارند و یکتاپرست ها خدایی موهوم را در اسمان ها! پرستش می کنند، هر دوی این خدایان موهوم و کاذب اند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;انسان به جهت ارجعیت احساس اش، همیشه معطوف به مادیّات و محسوسات است و شاهدیم در همین ادیان یکتاپرست برای خدای اسمانی هزاران واسطه ساخته اند و به نام یکتاپرستی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;انان را می پرستند و در ایران ما نیز بازار امامزاده گان بیش از خدا رونق دارد و مردم بیشتر متمایل به امام زاده ها اند تا خدای یکتا. خدای مذاهب به هیچ عنوان وجود خارجی ندارد و در کتب به اصطلاح اسمانی! و مقدس! شاهدیم خدا را کریم و رحیم و قادر و توانا و نامحدود و بدون هیچ گونه عیب و ایراد خطاب می کنند که در اصل ناخواسته با کاربرد این کلمات، "هیچ چیز" را تعریف می کنند. خدایی که کامل و نامحدود است چطور مخلوقی ناقص و معیوب، مثل انسان می افریند؟ جهانی که خود به خود بوجود نمی اید چه طور خدا خود به خود بوجود امده است؟ و خدایی که بخشنده و رحمان و بزرگ و توانا و بی عیب است چرا این همه بی قانونی و مصیبت و بدبختی دچار مردم بیگناه است؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;اگر پیشرفت علم و دانش توسط فیلسوفان و دانشمندان پیگیری نشده بود، اگر روشن اندیشانی مثل ولتر و دکارت و هیوم و باخ و... نبودند هنوز در عصر جاهلیت این ادیان بسر می بردیم و هنوز اخوندها مردم بی گناه را تکفیر و تعزیر می کردند. اما با امدن کپلر و کپرنیک و گالیله و نیوتن و... هویت کاذب و دروغ های شاخدار این ادیان اشکار گشت و در دورۀ رنسانس و به خصوص در عصر روشن اندیشیِ غرب، انسان ها خواستار حقوق و مقام انسانی خود شدند و با مقاومت توانستند سر رشته امور خود را از کلیسا و اخوند و خدا و پیامبران و کتاب های ارتجاعی اسمانی بگیرند. با این وجود باقیماندگان این ادیان در گوشه و کنار این جهان هنوز دست تطاول و تعدی به جان و مال انسان ها می بردند و حکومت دینی بر مردم حاکم کرده اند که در اینده ای نه چندان دور شاهد فروپاشی تمام نظامهای مذهبی هستیم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;در اسلام خدا با نام الله، خدای نادیدۀ اعراب پیش از اسلام شهرت دارد. در تاریخ گریمبرگ امده است: «در اغاز قرن هفتم میلادی زمان با شتاب به نقطه ای رسیده بود که جوانان مکه جمعیت شبه جزیره را – که بخش اعظم انان بدویان بودند – برای پرستش خدای واحد – الله – گرد می اوردند. با این ترتیب محمد (ص) به هیچ وجه خدا پرستی تازه ای را به همنژادان خویش تحمیل نمی کرد. در ان زمان جمع کثیری از اعراب یکتاپرست بودند و الله را به عنوان خالق اسمان و زمین ستایش میکردند».&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;با توجه به قران می توان به ماهیت این خدای موهوم پی برد که درست موافق خلق و خوی اعراب ان زمان است و همیشه این الله تبارک و تعالی در تمام مراحل زندگی پیامبر دربست در خدمت خواسته های حضرت ختمی مرتبت است و این خدای بزرگ و توانا، این همه کهکشان ها و کائنات را کنار می گذارد، به حل مشکل جنسی محمد با زنانش می پردازد و به کرّات دستور قتل و غارت و تجاوز صادر میکند. در یهود نیز خدا به مانند یک انسان است. به طوری که با پیامبر خود یعقوب کشتی می گیرد و با انان معاشرت تنگاتنگی دارد. مقصود این است، همچنان که قبلاً متذکر شدم خدای مذاهب وجود ندارد ولی براساس اعتقاد به چیزی، برای تسکین روان و تکیه گاه معنوی و روحانی مردم مؤثر است؛ به قول مارکس: مذهب تریاک و افیون ملت هاست. مذاهب تا جایی که در صدد کسب قدرت و دستگاه نباشند و بر اساس یک اصول اخلاقی و عقلی استوار باشند محترم و مفید هستند. اما انجایی که به قدرت رسید و چماق به دست شد و تمام مفاهیم عقب مانده و ازلی و ابدی خود را به کل مردم تحمیل کرد، مثل جمهوری اسلامی، خطرناک است و بزرگترین فجایع و مفاسد را متحمل خواهد شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;افریدگار یا علت اول که به نظر بخشی از دانشمندان خالق این کائنات است، شاید وجود داشته باشد و ماهیت ان نیز مشخص نیست و فقط به عنوان نیرو و یا علت اول مطرح است. بخشی دیگر از دانشمندان، غالباً کمونیست ها مصرانه ناقض وجود هر عامل و علتی هستند و می گویند اگر خدا خلق نشده و از اول بوده پس این جهان هم می تواند از اول بوده باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;این جهان به گفتۀ علما از یک نقطۀ انرژی خیلی زیاد "ولی نه نامحدود و بی نهایت" ، نزدیک به 15 میلیارد سال پیش پا به عرصۀ وجود نهاد (بیگ بنگ) و طبق فرمول اینشتاین، ان انرژی رفته رفته با کاهش درجه حرارت به ماده تبدیل شد؛ به این طریق که کوارک ها پس از فروکش کردن حرارت بوجود امدند و انها باعث پیدایش پروتن و نترون و بعد الکترون شدند و بعد از ان اتم هیدروژن تشکیل شد و با جذب شدن متواتر اتم های هیدروژن خوشه های هیدروژنی بوجود امد و در اثر بزرگ شدن این خوشه ها هستۀ انها به دلیل فشار و حرارت زیاد، یک امتزاج هسته ای را بوجود اورد و تبدیل به یک ستاره شد و پس از چند میلیارد سال سوختن هیدروژن، و تبدیل ان به هلیم و به عناصر سنگین تر، ستاره در انفجاری فوق العاده بزرگ و مهیب بنام انفجار ابر نو اختری متلاشی شد و تمام مواد خود را به بیرون از خود فرستاد و زمینۀ پیدایش سیاره ها و منظومه ها به وجود امد. پنج نیروی شناخته شده، این کائنات را طی 15 میلیارد سال به شکل امروزی در اورد. نظریه پردازان علت اول معتقدند زمان از بیگ بنگ اغاز شده است ولی ان گروه مقابل شان زمان را بی اغاز می دانند. ولی در این که اگر علتی غایی باشد نمی تواند در معلول دخالتی کند متحد و متفق اند و هر دو گروه خدای مذهب را مهمل می شمارند. بارها شنیده ام که می گویند این خدا چه طور این زمین را با این نظم و ترتیب ساخته؟ یا مثلاً ((خلقت خدا را ببینید که این شتر چه طور در این بیابان های بی اب و غذا زندگی میکند و نمی میرد!)). جواب من این است که اولاً نظمی بر قرار نیست و هر لحظه ممکن است این زمین نابود شود و دوماً خدایی نیست که این زمین را بوجود اورده باشد و این زمین با توجه به قوانین طبیعت و شرایط مناسب و طی زمان طولانی به این شکل درامده است. همۀ موجودات این کره، ساختۀ طبیعت اند نه خدا؛ این طبیعت است که شتر را متناسب با شرایط خود به وجود اورده نه اینکه کسی شتر را برای بیابان طراحی کرده باشد. ولتر می گوید دماغ را نساخته اند که عینک را روی ان بگذارند، عینک را طوری ساخته اند که روی دماغ بگذارند. قریب به 5 میلیارد سال پیش زمین از غبار کیهانی اطراف خورشید بوجود امد و طبق قانون طبیعت یعنی "جاذبه" شکل کروی به خود گرفت و به گردش به دور خورشید درامد. بعد از میلیارد ها سال دمای ان رو به کاهش رفت و دریا ها بوجود امد و ارام ارام جو و هوا کره بوجود امد و شرایط برای حیات محیا شد و حدود 2.5 میلیارد سال پیش اولین موجود زنده میکروسکوپی در دریا بوجود امد و کم کم این شرایط بهتر و بهتر شد تا زمینۀ بوجود امدن موجودات دیگر را فراهم ساخت. البته در قسمت "انسان و زمین" این مطلب به تفصیل اورده خواهد شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style=""&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-2453217981147918707?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/2453217981147918707/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=2453217981147918707&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/2453217981147918707'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/2453217981147918707'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/07/blog-post_18.html' title='خدا چیست!؟'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-4576505074560254814</id><published>2008-07-14T10:10:00.000-07:00</published><updated>2008-07-14T10:17:00.187-07:00</updated><title type='text'>لائیسیته چیست؟</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;    &lt;p class="MsoNormal" style="margin-right: -0.75pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;لائیسیته واژه ای است در دهه ی هفتاد سده ی نوزدهم در فرانسه ابداع و از ان پس وارد دانشنامه ها و گفتمان سیاسی شد. لائیسیته دریافتی سیاسی است که بر حسب ان، از یک سو، دولت و حوزه ی عمومی از هیچ دینی پیروی نمیکنند و از سوی دیگر، دین، با برخورداری از همه ی ازادی ها در جامعه ی مدنی، هیچ قدرت سیاسی ای اعمال نمیکند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;جنبش برای تحقق لائیسیته و دولت لائیک (غیر دینی) را لائیسیزاسیون مینامند. لائیسیزاسیون در کشورهای کاتولیک غربی و در مقابل با کلیساسالاری شکل میگیرد. در این رشته از کشورها، فرایند دنیوی شدن، و تغییر و تحول دولت و دین-دینی که فاقد کلیسایی متقدر چون کاتولیسیسم است- را سکولاریسم مینامند. لائیسیته و سکولاریسم با وجود تشابهاتی، دو مقوله و پدیدار سیاسی- تاریخی متفاوتند. در عین حال، لائیسیته جزئی از «جدایی دولت و جامعه ی مدنی» (یا جدایی حوزۀ عمومی از حوزۀ خصوصی) است که یکی از بنیادهای عصر مدرن را تشکیل میدهد. جدایی دولت و جامعۀ مدنی پیش شرط لائیسیته است. در قرون وسطی و در نظام های استبدادی، چون جامعۀ مدنی جدا و مستقل از دولت وجود ندارد و یا بسیار ضعیف است، لائیسیته به معنای واقعی کلمه نمیتواند تحقق یابد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;        &lt;p class="MsoNormal" style="margin-right: -0.75pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;لائیسیته دین ستیز نیست، بلکه ضامن فعالیت ادیان در همۀ عرصه های اجتماعی سیاسی است. دین باوران، همچون بی دینان، میتوانند انجمن، سازمان و حزب سیاسی تشکیل دهند، انتخاب کنند و انتخاب شوند. استقلال دولت نسبت به ادیان و ازادی ایدان در جامعۀ مدنی دو شرط لازم و ملزوم لائیسیته به شمار میایند. جدای دولت و دین، به قول مارکس، پایان دین نیست بلکه گسترش دین در سطح جامعه با خروجش از حاکمیت سیاسی است. لائیسیته جدایی دین از دولت است و نه از سیاست، و دولت محدود به حکومت یا قدرت اجرایی نمیشود. لائیسیته ایدئولوژی، فلسفه و یا دکترین جدیدی نیست که به جای دین نشینه، چه در این صورت نافی خود میشود. لائیسیته مشکل گشای همۀ معضلات سیاسی و اجتماعی جامعه نیست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;جدایی دولت و دین به این معناست که شهروندی، یعنی شهروند بودن و از حقوق شهروندی برخوردار شدن، هیچ رابطه ای با مذهب افراد جامعه ندارد. دولت و نهادهای اجتماعی سیاستهای خود را بر اساس دین، در پرتو دین و یا انطباق با اصول دین تببین نمیکنند. سرانجام، دولت و نهادهای عمومی برای تعیین حقوق و ازادی شهروندان اعتقادات مذهبی انان را به هیچ رو ملاک کار خود قرار نمیدهند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;لائیسیته ضد دین نیست، زیرا کاری به دین ندارد؛ بلکه تنها میخواهد امر دولت را از امر دین جدا سازد و ضامن ازادی کامل برای فعالیت ادیان در جامعه است. &lt;b&gt;غیر دینی کردن دولت و تضمین ازادی ادیان، دو اصل لائیسیته به شمار میروند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;لائیک صفتی است که در وصف یک نهاد به کار میرود و به فرد یا جامعه اصلاق نمیشود؛ زیرا، معرف استقلال و جدایی ان نهاد از نهاد دین است. عبارت "فرد لائیک" تنها در تأویلی میتواند پذیرفته شود که مقصود از ان، نه بیان خصلت دینی یا غیر دینی بودن ان فرد بلکه تبیین نقطه نظر سیاسی او در طرفداری از دولت لائیک و لائیسیته باشد. در چنین صورتی، فرد لائیک میتواند مذهبی، اگنوستیک و یا ملحد باشد و در عین حال نیز از جدایی دولت و دین یعنی از دولتی لائیک طرفداری کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="margin-right: -0.75pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="margin-right: -0.75pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="rtl"  lang="FA" style="font-family:Arial;"&gt;ملاحظاتی درباره ی قضیه ی حجاب اسلامی در فرانسه:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p class="MsoNormal" style="margin-right: -0.75pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;ماجرا در پاییز 1989 اغاز میشود. سه دختر مسلمان در مدرسه ای واقع در شهر کریل با حجاب اسلامی وارد کلاس درس میشوند. نمونه های مشابه در مدارس دیگری نیز پیدا میشوند. این رویداد کوچک و نادر و بظاهر کم اهمیت، اما در شرایط ویژۀ فرانسه، ابعاد اجتماعی و سیاسی بزرگی به خود میگیرد و به مسئلۀ جمهوری تبدل میشود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;پوشش اسلامی این دختران اما، در مواردی، همراه هست با امتناع انها از شرکت در کلاس درس بیولوژی، کلاس موسیقی، ورزش یا شنا. در چند مورد، دانش اموزان دختری که در حفظ حجاب اسلامی خود در مدرسه مصمم بودند، پس از طی مراحلی از مدرسۀ دولتی اخراج میشوند. ولی عموماً ماجرا از طریق پادرمیانی و صحبت با والدین، با متقاعد شدن دانش اموز به برداشتن روسری اسلامی خود در صحن مدرسه و یا در سر کلاس خاتمه پیدا میکند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;با این همه و با وجود این که دختران محجبه در مدارس فرانسه شمار بسیار اندکی را نسبت به کل دانش اموزان تشکیل میدهند، قضیه موسوم به روسری اسلامی، از این تاریخ به بعد، میرود تا به یکی از مسایل مورد مشاجره و اختلاف در جامعه فرانسه تبدیل گردد. رسانه ها و مطبوعات، مدیران مدارس، پرسنل اموزشی و معلمان، روشنفکران، انجمن های مدافع حقوق بشر، انجمن های دفاع از حقوق مهاجرین، نهادهای مذهبی، سازمانها و احزاب سیاسی و بلاخره قوۀ قضاییه، مجلس و دولت... همه و همه درگیر این موضوع اجتماعی- دینی میشوند. سرانجام در 10 فوریه 2004، لایحۀ قانونی دولت دربار، ممنوعیت حمل علامتهای نمایش گرایانۀ مذهبی در مدارس دولتی فرانسه، با رضایت اکثریت عظیم مردم فرانسه و با رأی اکثریت شکننده ای از نمایندگان راست و چپ، از طرفداران حکومت تا اپوزیسیون چپ، به تصویب دو مجلس ملی و سنا میرسد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p class="MsoNormal" style="margin-right: -0.75pt; text-align: left;"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;(برگرفته از کتاب "لائیسیته چیست؟" به قلم شیدان وثیق)&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  &gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-4576505074560254814?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/4576505074560254814/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=4576505074560254814&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/4576505074560254814'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/4576505074560254814'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/07/blog-post_14.html' title='لائیسیته چیست؟'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-2951888810962896891</id><published>2008-07-14T10:04:00.000-07:00</published><updated>2008-07-14T10:10:16.683-07:00</updated><title type='text'>چرا اسلام با دموكراسی و حقوق بشر ناسازگار است؟</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;    &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;1- شريعت اسلامي كوشش دارد جزئيات زندگي يك فرد را در قانون تعيين كند، به گونه اي كه در اسلام يك فرد بر اراده و آزادي ندارد درباره زندگي خود انديشه كند و يا تصميم بگيرد؛ بلكه بايد هر گامي را كه در زندگي برميدارد، با اراده الله، آنهم آنگونه كه علما تفسير كرده اند، برابري داشته باشد. نتيجه اينكه در اسلام مانند يك كشور دموكراسي آزاد، مجموعه كاملي از اصول و مقررات اخلاقي و ارزش هايي &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;كه در بر گيرنده تمام جنبه هاي زندگي باشد، نه وجود دارد و نه ميتواند وجود داشته باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;2- سطح فرهنگ هرگونه دموكراسي در دنيا، بر پايه ارزشي كه آن جامعه براي زنان و اقليتها در نظر گرفته، تائين ميشود. ولي، شريعت اسلام حقوق زنان و اقليتهاي غير مسلمانان را انكار ميكند. اسلام در برابر مشركين و كافران، هيچ نرمشي نشان نميدهد و اين افراد بايد يا به اسلام گرايش پيدا كنند و يا كشته شوند. جامعه اسلامي به يهوديان و مسيحيان به عنوان شهروندان درجه دوم نگاه ميكند. چون شريعت اسلام، باور دارد كه محمد آخرين پيامبر برحق است و اسلام كاملترين و آخرين كلام خداست، برخي فرقه هاي اسلامي مانند فرقه احمديه زير فشار قرار داشته و مورد پيگردي و حمله نيز قرار ميگيرند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;مسلمانان بايد به اين حقيقت آگاه باشند كه دموكراسي تنها (( حكومت اكثريت )) نيست: در حكومتهاي دموكراسي بايد پيوسته مراقب ستمگري اكثريت بود و هر جامعه دموكراسي بايد مواظب باشد كه (( عقايد و افكار اكثريت به عنوان اصول و مقررات رفتار همگاني به مخالفانشان تحميل نشود. ))&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;با توجه به اينكه من در ساير جستارهاي اين كتاب درباره زنان و افراد غير مسلمان در اسلام سخن خواهم گفت، در اينجا تنها به شرح كوتاه وضع حقوقي آنها ميپردازم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;از نظر مذهبي، زنان در اسلام پست تر از مردان به شمار ميروند و از حقوق و مزاياي كمتري برخوردارند. از لحاظ پول خون، شهادت و ارث، در اسلام زن نصف مرد به شمار ميرود. در ازدواج حقوق او بمراتب كمتر از مرد است و شوهر وي حتي ممكن است در مواردي او را كتك بزند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;(( شاخت )) درباره وضع حقوقي غيرمسلمانان نوشته است:&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;پايه و اساس نظر اسلام درباره كافرين، قانون جنگ است. بدين شرح كه افراد كافر و غير مسلمان يا بايد به اسلام درآيند، يا فرمانبردار و يا ( به استثناي زنان، بچه ها و برده ها ) كشته شوند. كشتن غير مسلمانان، هنگامي انجام ميگيرد كه آنها دو مورد نخست را انكار كنند. استثناي اين قاعده آن است كه به كافران عرب اختيار داده ميشود كه بين پذيرش اسلام و يا كشته شدن، يكي را گزينش نمايند. اسران جنگي نيز يا به شكل برده درمي آيند، يا كشته ميشوند و يا به عنوان ذمي و يا زنهاري ( كسي كه براي زنده مانده به او امان داده شده )، باقي ميمانند و يا با اسران مسلمان در جنگ مبادله ميشوند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;بر پايه پيمان نامه تسليم، به افراد غير مسلمان امان داده ميشود و آنها را ذمي ( زنهاري ) مينامند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;اين پيمان نامه حاكي است كه افراد غير مسلمان بايد تسليم شده و تمام شرايط ناشي از آن بويژه پرداخت جزيه و خراج را بر دوش بگيرند... افراد غير مسلمان بايد لباس هاي مشخصي بپوشند و روي خانه هاي خود نشان ويژه بگذارند تا از خانه هاي مسلمانان تميز داده شود و همچنين خانه هاي غير مسلمان نبايد بلندتر از خانه مسلمانان ساخته شود. افراد غير مسلمان حق سوار شدن بر اسب و يا حمل سلاح ندارند و هر زماني كه با مسلمانان برخورد كردند بايد راه را براي آنها باز كنند. غير مسلمانان نيابد در جلوي مسلمانان به انجام مراسم مذهبي و يا عادات ويژه خود، مانند شراب خوردن بپردازند. غير مسلمانان، همچنين حق ساختن كليسا، كنيسه و يا پرستشگاه مذهبي ندارند و بايد با فروتني خراج و جزيه بپردازند. لازم به گفتن نيست كه غير مسلمانان حق بهره برداري از مزاياي اجتماعي مسلمانان را نيز ندارند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;فرد ذمي ( زنهاري )، نه ميتواند بر ضد يك نفر مسلمان شهادت بدهد و نه اينكه قيم يك كودك مسلمان شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;اثل چهاردهم اصلاحيه قانون اساسي كشور ايالات متحمده آمريكا ميگويد: " هيچ ايالتي در سرزمين خود نميتواند كسي را از داشتن حق برابر با ديگران در برابر قانون محروم كند." اين اصلاحيه در پايه براي نگهداري حقوق سياهپوستان به وجود آمد و بعدها به نگهداري حقوق افراد در برابر تبعاضات غير نژادي گسترش يافت و بر پايه آن حقوق بسياري از اقليت ها براي نخستين مرتبه تامين شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;3- اسلام به گونه داوم با خردگرايي، استدلال منطقي و بحثهاي دگرانديشانه كه زيربناي دموكراسي و پيشرفتهاي علمي و اخلاقي را به وجود مي آورد، دشمني ميورزد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;اسلام نيز مانند موسويت و مسيحيت، هر گونه ديد منطقي را محكوم ميكند. حديثهاي زيادي وجود دارد كه نشان ميدهد، هنگامي كه از محمد درباره چگونگي نابود شدن جوامع پيشين، به سبب مخالفت با خدا، پرسش به عمل مي آمد، وي برآشفته ميشد و از پاسخ به پرسش خودداري ميورزيد. حديثي در اين باره ميگويد: "هرگاه الله نيز به مردم نشان داده شود، آنها خواهند گفت: چه كسي او را آفريده است؟"&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;4- در اسلام، فرض اينكه يك انسان اخلاقي قادر به گرفتن تصميمات منطقي بوده و مسئوليت اعمال و رفتار آزادانه اش را خود پذيرش ميكند، وجود خارجي ندارد. در دين اسلام، اخلاق مفهوم فرمانبرداري دارد. البته، در اسلام اين قاعده وجود دارد كه هر كسي مسئول تعهدات حقوقي و شرعي خود ميباشد ولي مفهوم اين قاعده آن نيست كه هر فردي اختيار داشته باشد، هدف هاي زندگي اش را بر پايه ميل و دلخواه خويش تعيين كند و زندگي خود را به هر گونه اي كه ميل دارد، هدايت نمايد. در اسلام، الله و قانون مقدس او، براي انسان و چگونگي زندگي او تصميم ميگيرند و تكليف تعيين ميكنند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;بي مناسبت نيست تاكيد كنيم كه لايحه حقوق بشر آمريكا، ضامن نگهداري حقوق مدني و سياسي انسان در برابر حكومت است. به گونه اي كه (( جفرسون )) نوشته است: "لايحه حقوق بشر ضامن حقوق افراد انسان در برابر حكومت بوده و هيچ حكومتي نميتواند آنرا انكار نمايد." هيچ هدف و يا اراده سري جمعي نميتواند حقوق افراد را ناديده بگيرد. (( فون هايك )) &lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:Arial;"&gt;Von Hayek&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;، نوشته است: "آزادي فردي افراد را نميتوان تابع يك هدف يگانه برتر قرار داد و اظهار داشت كه تمام افراد جامعه بايد براي هميشه از آن پيروي كنند." ده اصلاحيه نخست و اصلاحيه چهاردهم قانون اساسي آمريكا، قدرت حكومت ها را محدود ميكند و حقوق افراد مردم را در برابر اقدامات غير دادگرانه حكومت نگهداري ميكنند. اصول ياد شده، همچنين آزادي مذهب، بيان، رسانه هاي گروهي، دادخواهي و اجتماع مسالمت آميز و حقوق افرادي را كه بر ضد حكومت متهم به ارتكاب جرم شده اند، نگهداري ميكنند. اصول ياد شده، همچنين حكومت را از محروم كردن افراد از حقوق خود باز ميدارند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;دموكراسي آزاد، دامنه آزادي هاي انسان را گسترش ميدهد و زن و مرد را به تمام ارزشهاي انساني متجلي ميسازد. اسلام، فردگرائي نميشناسد و پيوسته سخن از اراده جمعي مسلمانان و الله به ميان مي آورد. در اسلام، از حقوق فردي كه در سده هيجدهم در غرب به وجود آمد نشاني به چشم نميخورد. شعار دائمي فرمانبرداري از خليفه، سايه الله در روي زمين، جائي براي وجود فلسفه فردگرايي باقي نميگذارد. دشمني اسلام با حقوق فردي از فحواي بخشي از نوشتار يكي از نويسندگان مسلمان به نام (( بروهي )) كه وزير پيشين قانون و امور مذهبي پاكستان بوده و حقوق بشر را از ديدگاه اسلامي شرح داده، بخوبي ميتوان درك كرد:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;حقوق و تكاليف بشر با شدت تعريف شده و اجراي كامل آن كار اجتماعات انساني و بويژه وظيفه رسمي سازمان هاي اجراي قانون در هر حكومتي است و هرگاه لازم باشد، فرد انسان بايد قرباني سود و مصلحت اجتماع شود. حقوق جمعي يكي از فروزه هايي است كه در اسلام به حقوق بشر افزوده شده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;(( در اسلام )) حقوق و آزادي هاي افراد بشر به شكلي كه در انديشه و ايمان انسان امروزي جاي گرفته، وجود خارجي ندارد. انسان مسلمان تنها بايد از الله فرمانبرداري كرده و تابع قوانين الهي بوده و بداند كه حقوق بشري كه او از آن سخن ميگويد، در واقع از تكاليف او در برابر الله ناشي ميشود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;ماهيت خودكامه فلسفه اسلام درباره حقوق بشر بر پايه گفته بالا آشكار بوده و جمله زير مهر تاكيد بر آن ميگذارد: "فرد بشر با پذيرش زندگي كردن در قيد بندگي الله، آزادي مي آموزد." اين جمله ما را به ياد گفته وحشتناك (( اورول )) &lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:Arial;"&gt;Orwell&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;، مي اندازد كه اظهار داشته است: "آزادي يعني بردگي."&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;نويسنده مسلمان ديگري در سال 1979 نوشته است&lt;/span&gt;:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;تاكيد غربي ها روي واژه "آزادي" براي اسلام بيگانه بوده و نامفهوم ميباشد... آزادي شخصي ( در اسلام ) مفهومش اينست كه انسان بايد آزادانه به اراده الله تسليم شود... مفهوم آزادي در اسلام اين نيست كه موهبت آزادي انسان را از بند نيروهاي خارجي آزاد كند... هنگامي كه انسان در اسلام به مرز آزادي فردي و آزادي اجتماعي ميرسد، مفهوم و سرشت آزادي تغيير ميابد... حقوق بشر در اسلام تنها وابسته به تعهداتي است كه انسان بر گردن ميگيرد... بخش بيشتر دانش حكمت الهي در اسلام به راضي بودن به حكومت خود كامگي وابسته ميشود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;با در نظر گرفتن نوشتارهاي بالا، هيچ ترديدي درباره خودكامه بودن ماهيت اسلام باقي نميماند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;5- عقيده به لغزش ناپذري يك كتاب و يا يك گروه، مانع پيشرفتهاي اخلاقي، سياسي و علمي خواهد شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;6- يك فرد مسلمان حق تغيير مذهبش را ندارد. در اسلام مجازات برگشتي از دين، مرگ است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;7- در اسلام آزادي انديشه به هر شكلي سرزنش شده و نوآوري و كفر به شمار ميرود و مجازاتش مرگ است. شايد يكي از بزرگترين عوامل بازدارنده براي رسيدن دموكراسي در اسلام، تاكيد اين عقيده است كه اصول و احكام اسلام و تازينامه كلام آخر الله و روش غايي كردار بشري است: اسلام هيچگاه و بهيچوجه درگرانديشي را مجاز نميكند. برعكس، در يك دموكراسي آزاد، مفهوم آزادي انديشه، بيان و آزادي رسانه هاي گروهي عبارتند از: حق بحش كردن، آزادي مخالفت با بحث، هركسي حق دارد بر خلاف ديگران بيانديشد، اكثريت حق ندارد اقليت را از بيان انديشه هاي مخالفش بازدارد و هركسي ميتواند انتقاد و دگرانديشي کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: left; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;برگزفته از کتاب ""&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:Arial;"&gt;Why I'm not a Moslem? Ibn Warragh&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-family:Arial;"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt; ترجمه دکتر مسعود انصاری&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-2951888810962896891?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/2951888810962896891/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=2951888810962896891&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/2951888810962896891'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/2951888810962896891'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/07/blog-post.html' title='چرا اسلام با دموكراسی و حقوق بشر ناسازگار است؟'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-4996480005716657055</id><published>2008-06-17T05:08:00.000-07:00</published><updated>2008-12-01T11:27:52.537-08:00</updated><title type='text'>دموکراسی و ازادی</title><content type='html'>&lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: center;font-family:arial;" align="center"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;سیاوش نیم، نز پریزاده گان &lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;***** &lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;از ایرانم از تخم ازاده گان&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;یک قرن از مشروطه ایران میگذرد و بعد از ان همه جان فشانی ها و فداکاری های مردم ازادیخواه از جمله ستارخان و باقرخان و دیگر رجال میهن، که اسطوره های مشروطۀ ایران هستند، هنوز مردم ایران زیر سیطرۀ استبداد و دیکتاتور بسر میبرد، هنوز استعمار با دست های الودۀ خود منابع و منافع ملت ایران را به تاراج میبرد. اکنون وقت ان رسیده است که ملت ایران دست در دست یکدیگر زیر لوای اتحاد و همبستگی ملی، برای نهادینه کردن دموکراسی و ازادی به تمام معنا، قدم به میدان بگذارد و دل به یاری بیگانه نبندد که دموکراسی را باید بدست اورد نه هدیه گرفت. ما ایرانی هستیم و تاریخ از ما بعنوان ازادمنش و بزرگمنش یاد کرده، شأن و منزلت ایرانی اجازه نمیدهد امریکا یا هر کشور دیگری برای ایجاد دموکراسی به کشورش حملۀ نظامی کند و تردیدی نیست که ایران بدست فرزندانش اباد و ازاد خواهد گشت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;به نظر شخص من مهمترین عوامل استقرار نظام های استبدادی و دیکتاتوری در کشور ما، عدم دانش سیاسی مردم و بی تفاوتی انان نسبت به مسائل و مشکلات پیرامون کشورمان است و تا هنگامی که تودۀ مردم از منافع خصوصی و مسائل شخصی دست برندارد و به مصالح عمومی و همگیر معطوف نشوند تا ابد ناکام و درمانده خواهیم ماند. وقتی من نوعی، بعنوان مسلمان فقط در جهت احقاق حقوق مسلمانی خود کوشا باشم و مصالح شخصی که بهایی میباشد را در نظر نگیرم، ان شخص بهایی هم مثل من عمل خواهد کرد، در نتیجه اجتماع یک کشور که مملو از مذاهب و ایدئولوژی های گوناگون و متنوع است؛ هر صنف و دسته راه خود را دنبال میکند لذا روابط &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;اجتماعی گسسته میشود و راه خودکامگی و دیکتاتوری حکومتها تسامح و میسر میشود. حال اگر حکومتی مثل جمهوری اسلامی دنبال رو مذهب تعداد کثیری از مردم باشد، و منافع و حقوق دیگران، که بعنوان انسان در این کشور زندگی میکنند ولی مسلمان نیستند را در نظر نگیرد، من مسلمان فقط به عنوان انسان بودنم باید به جمهوری اسلامی اعتراض کنم تا در میان من و ان بهایی یا هر کس دیگری به مساوات و عدالت برخورد کند و یک حکومت مطلوب همیشه در میان مردم نقش میانجی و بی طرفی را ایفا میکند. گذشته از این که جمهوری اسلامی اعتراضی را نمی پذیرد ولی تا&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;حدی که مقدور و امکان پذیر است باید وظیفۀ خود را انجام دهیم. معذلک همینطور که بارها گفته ام وقتی مردم یک کشور خواهان حق خود و ازادی خود نباشند و دولت و حکومت خود را استیزا نکند و بگوید: "هر چه پیش اید خوش اید" و " راضی ام به رضای خدا" و " انشاء الله درست میشود" و " دست ما نیست، ما کسی نیستیم" هرگز به خوشبختی و سعادت نمیرسد و اوضاع را بدست جنایتکاران میسپارند و به دست خود گور خود را میکَنند. ملتی که خود را بدست باد بسپارد و هر طرف که باد بوزد او را هم با خود ببرد و فراموش کند که منشاء عمل است، بزرگترین خیانت را به خود روا داشته است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;با نظر افکندن پیرامون خود، امدن صدها فیلسوفان بزرگ در تاریخ، پیشرفت شگفت افرین دانش بشری، گردش و چرخش زمین، و... فقط یک حرف را برای گفتن دارد و این ازادی و رهایی انسان از هر بند و اسارت است و اساساً انسان به اختیار خود زندگی کردن است. اگر هر عاملی حتی خدا مانع ازادی و اختیار بشر باشد باید زدوده شود. مذهبی که هر گونه تکلیفی برای انسان تعیین کند و حق تفکر و تعقل را از بشر سلب کند فاقد ارزش است. به نظر من بزرگترین خوشبختی ازادی و اختیار انسان است و کسی نیست که در بند و اسارت چیزی نباشد. در هر جای عالم بنگیریم انسانها به نسبت کم و بیش زیره سیطره و تحمیل عاملی بسر میبرند ولی حتی الامکان باید خواستار بیشترین ازادی را باشیم و نگذاریم چیزی بر اختیار ما مستولی شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;    »» در توضیح ویژگی های کلی دموکراسی بر چند نکته اساسی معمولاً تاکید میگذارند:&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;1&lt;/span&gt;. دموکراسی حکومتی است که مبتنی بر آراء و افکار عمومی و باید مستمراً نسبت به ان احساس مسئولیت کند؛ به سخن دیگر صرف دموکراتیک بودن منشاء حاکمیت برای دموکراسی کافی نیست، بلکه مسئولیت در مقابل مردم باید مستمر باشد و حکومت دائماً منشأ دموکراتیک خود را تجدید کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;2&lt;/span&gt;. فکار عمومی به شیوه ای ازاد و اشکار ابراز شود و شیوه های مناسبی برای ابراز ان همچون روزنامه های ازاد، انتخابات، تحزّب، مراجعه به آراء عمومی و غیره وجود داشته باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;3&lt;/span&gt;. در مورد مسائل مورد اختلاف در نزد افکار عمومی، باید افکار اکثریت عددی را در نظر گرفت و برای تأمین نظر اکثریت، باید حق رأی و مشارکت سیاسی را به همه گروهها و اقلیت ها بسط داد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;4&lt;/span&gt;. حکومت دموکراسی در فضایی عمل میکند که سرشار از نهادها و انجمن های مستقل و خودجوش و متعددی باشد که در مقابل خودکامگی احتمالی حکام از حقوق و ازادیهای افراد و انجمن ها پشتیبانی کنند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;5&lt;/span&gt;. حکومت دموکراسی مستلزم کثرت گرایی اجتماعی است؛ یعنی این واقعیت که هر جامعه ای مرکب از منافع و علائق و ارزشهای گوناگون است، باید در نظر گرفته شود. حکومت دموکراسی نمیتواند به سود یکی از این اجزاء عمل کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;6&lt;/span&gt;. دموکراسی مستلزم نسبی گرایی ارزشی و اخلاقی است و بنابراین هیچ گروهی حق ندارد در جایگاه حکومت، هیچ فلسفه یا ایدئولوژی خاصی را بر گروه های دیگر تحمیل کند. با تغییر افکار عمومی، حقایق و اخلاقیات هم دگرگون میشوند. پس دموکراسی حکومتی است که در ان امکان تبدیل اقلیت های فکری به اکثریت همواره وجود دارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;7&lt;/span&gt;. شرط عملکرد رضایت بخش نهادهای دموکراتیک رعایت ازادیهای اساسی از جمله ازادی بیان، انجمن و قلم است؛ ازادی همچون جریان خون ارگانیسم حکومت دموکراسی است.[دانش سیاسی / حسین بشیریه]&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;یک مقایسۀ مبهم و خلاصه؛ اقای خامنه ای ادعا دارد که در جمهوری اسلامی دموکراسی برقرار است. نخست اینکه وجود شخص ایشان ناقض دموکراسی محسوب میشود و کسی که خود را ولی مردم و صاحب و مصلحت اندیش مردم قلمداد کند، نمیتواند ادعای دموکراسی کند. دوم این که در نظام دموکراسی وجود مؤسسات ضروری و حیاتی است و باعث انسجام دموکراسی و تحکیم ازادی برای شهروندان است؛ در نظام جمهوری اسلامی تمام موسسات دولتی و تحت انحصار حکومت بسر میبرند. در جمهوری اسلامی کدام حزب و انجمنی موجود است که مخالف سیاستهای حکومت باشد و فعالیت کند؟ در جمهوری اسلامی چه کسی میتواند اعتراض کند؟ و صدها عیب و ایراد دیگر...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;حکومت جمهوری اسلامی غیر قانونی، نامشروع، توتالیتر و مستبد است. از این جهت من با این حکومت سازشی ندارم و هر کسی اگاهانه از این بساط ظلم و ستم پیروی و تبعیت کند خیانت کار و خائن است و در تمام جنایات این حکومت شریک و سهیم است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-4996480005716657055?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/4996480005716657055/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=4996480005716657055&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/4996480005716657055'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/4996480005716657055'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/06/blog-post_17.html' title='دموکراسی و ازادی'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-7566926781915598955</id><published>2008-06-17T05:07:00.000-07:00</published><updated>2008-06-21T04:54:12.149-07:00</updated><title type='text'>یک انقلاب، عمری پشیمانی و پریشانی</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;با این که حدود 30 سال از وقوع انقلاب ایران میگذرد، وضعیت امروز نه به همان منوال قبل از انقلاب بلکه ده ها بار مصیبت بارتر از ان زمان است. نخست اجمالاً به دلایل وقوع انقلاب 57 میپردازیم که چه نیازها و چه اهدافی موجب تحریک مردم برای انقلاب شد. بدون تردید مهمترین عامل و بهانه، نبودن ازادیهای سیاسی مورد نیاز بود که عدم ان تعدادی را ازار میداد، مضافاً تعدادی هم بودند که مقاصد شخصی را دنبال میکردند. دومین عامل دخالت دولتهای بیگانه بود که پیشرفت روز افزون ایران را میدیدند و متوجه خطر ان میشدند و درصدد سرنگونی شاه فقید بودند و در رادیو تلویزیون های خود با انعکاس اخبار معکوس و جعلی سعی در اخلال اوضاع و افکار مردم داشتند. سومین عامل وجود منحوس روحانیون و روشنفکران دینی بود که قوت شگفت اوری برای تحریک عوام بحساب میامدند و شاهد پیشروی پدیدۀ نوین سکولاریزاسیون و بیرون راندن دین از حیطۀ سیاست و حکومت بودند و ان را خطری برای ادامۀ بقاء و موجودیت خود تقلی میکردند. ایت الله خمینی که یک اخوند حوضه ای بیش نبود از نخست در اندیشۀ سرنگونی نظام شاه بود و بعد از فوت ایت الله بروجردی، مرجع تقلید بزرگ قم، به وسیلۀ شاگردانش به مردم معرفی شد و الحق و الانصاف با شهامت و جسارت بی اندازه ای که نسبت به دیگر روحانیون داشت توانست با چند سخنرانی علیه شاه ایران، جمعیتی را به گرد خود اورد و نفوذ خود را در افکار متعصب بازاریان و عوام افزایش دهد و بدین ترتیب با کسب قدرت مالی از طریق گرفتن خمس و ذکات و سهم امام، تقویت شد و از همان سال 42 که توسط ایشان شورشی شد قطب دیگری از مبارزه را بر علیه شاه فقید بوجود اورد. با تبعید ایشان مدتی به ظاهر اشوب خوابیده شد ولی از ان طرف توطئۀ بیگانه گان را در سرمایه گزاری روی ایشان متساهل کرد. در داخل هم با همین بودجۀ جاهلیت مردم، بعد از تبعید خمینی، اخوندها بالای منبر، از طرفی با یاوه گویی و فریبکاری خانوادۀ پهلوی را در ترویج مواد مخدر، فاسد مالی و اخلاقی متهم میکرند و از طرفی دیگر دست به تعریف و تمجید اقای خمینی میزدند که عکس امام خمینی در ماه است، موی امام خمینی لای قران است. و افراطیون مذهبی هم دست به هر جنایت و ریاکاری میزدند که چهرۀ شاه فقید و خانوادۀ ایشان را در نظر مردم الوده و خلاف کار جلوه دهند که از جمله این کارها به اتش کشیدن سینما رکس ابادان بود، [که فتوای ان را اقای خامنه ای به اقای موسوی تبریزی داد و خود داستان اندوه ناک دیگریست].&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایت الله خمینی خلاف نظر خودش به یاری و همراهی چند تن مزدور به نوفل لوشاتو رفت و اقای ابراهیم یزدی همان جا مقدمات مصاحبات بین المللی را برای ایشان تدارک میدید و یک جملۀ ایشان را چند جمله ترجمه میکرد و او هم میخواست از خمینی پلی برای رسیدن به اهداف خودش استفاده کند و خوب میدانسد که خمینی نیروی مردم را به دنبال دارد. ایت الله خمینی و همراهیانش باور نمی کردند شاه ایران از این مملکت خارج شود و ممکلت را به انان واگذارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه طور شد که ایت الله خمینی در اخرین روزها حاضر به دیدار با اقای بختیار به عنوان نخست وزیر ایران شد که با تماس تلفنی اقای منتظری و اقای خلخالی و چند تن دیگر ایشان منصرف و اقای بختیار را با استعفا نامه پذیرا شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در واقع در سالهای قبل از انقلاب کشور از نظر اقتصادی و ازادی روز به روز رو به صعود بود و در مدت محدودی اکثر کشورهای جهان را پشت سر گذاشته بود اما در اثر بعضی تنگ نظری ها و توطئه ها این سیر در سال 57 به اضمحلال رفت. انقلاب ایران به نظر من یک اتفاق پیچیده ای بود و هنوز هم بسیاری از اسرار ان برای بسیاری از مردم در پس پردۀ ابهام مانده است. حضور مرموز ژنرال چهار ستاره به نام هایزر که مأمور خروج شاه فقید از ایران بود توطئۀ امریکا را اشکار میکند و وجود سفیران انگلیس و امریکا و دخالت انان در مسائل کشور و ارتش، دست های اشوب و هرج و مرج را بیشتر میکرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محمدرضا شاه فقید بر عکس پدر بزرگوارش متدین و مذهبی بود و به همین دلیل او را به ائتلاف با روحانیون ملزم میکرد که سرانجام چوب این همنشینی با انان را خورد و بی شرفی و مصیبت اخوند را دید. به قول احمد کسروی" ملت ایران یک حکومت به اخوند بدهکار است تا بفهمد این چه موجودی است. امروز این ملایان یاوه گو وقوع انقلاب57 را در جهت زنده کردن اسلام و حجاب و ارزشهای اسلامی جلوه میدهند که به طور کل مغایر ان چه اتفاق افتاده، گفته میشود. مردم قبل از انقلاب فقط و فقط برای راهیابی به دموکراسی به تمام معنا و برداشتن کلیه محدودیت های سیاسی، انقلاب کردند ولی امروز روزانه خود را صدها بار لعنت میکنند که چرا انقلاب کردند و این نشان از نادانی و گمراهی انان در ان دوران را دارد&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-7566926781915598955?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/7566926781915598955/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=7566926781915598955&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/7566926781915598955'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/7566926781915598955'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/06/blog-post.html' title='یک انقلاب، عمری پشیمانی و پریشانی'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-6986222603665137524</id><published>2008-05-22T01:33:00.000-07:00</published><updated>2009-01-25T09:41:24.205-08:00</updated><title type='text'>نماز</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right; font-family: arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;تنها کسانی که به ایات ما ایمان می اورند انان هستند که چون متذکر شوند به سجده رخ بر خاک نهند و به تسبیح و تنزیه ستایش پروردگار کنند و ابداً به کبر و نخوت سر از فرمان حق نکشند. (سجده 15)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نیایش در ادیان مختلف، متفاوت است و در دین مبین اسلام هم روش هایی مرسوم است که جای بررسی دارد. اصولاً در هر دینی که معتقد به یک موجود فراطبیعی است، نیز روشی برای ستایش ان موجود دارد که موجب ارامش روان و خاطر، تقرب به نیکی ها و تهذیب رفتار معتقدان می شود و قاعدتاً امریست نیک و مورد پسند. ولی اسلام فارغ از سنن ادیان دیگر، ستایش از خدا و گفتوگو با خدا به طریقی مضحک و بی معنا انجام میشود. نخست، شرایط سخت و مراحل طاقت فرسا؛ دوم، به زبانی مخصوص است که برای اکثراً مفهوم نیست؛ سوم اینکه سراسر مملو از چاپلوسی و چرب زبانی از خداست؛ چهارم، باید هر روز سر ساعت، کلماتی را طوطی وار به عرض خدا برسانیم. درصورتی که نیایش با خدا نباید زمان معینی داشته باشد و کلاً وابسته به نیاز و میل انسان به گفتوگو با خداست نه اینکه هر روز به صرف این که خدا محتاج ستایش ماست، نماز اقامه کنیم. در کار دین هیچ الزام و ضرورتی نباید محرک ما باشد زیرا وقتی عبادت و کار نیک ارزش دارد که به اختیار باشد. این تاثیری که در اعمال ما ندارد، هیچ، کیفیت تدین ما را از بین می برد. مضافاً انگیزه و رغبت ما را سرد می کند و بهتر است هیچ موقع انجام نگیرد. باید بدانیم اگر کسی خیال نیایش به درگاه باری تعالی را دارد، انسان گونه؛ به طریقی که عواطف و کردار ادمی را تحت شعاع قرار بدهد و انسان بعد از ان با روح و روانی سرشار از محبت و امید به زندگی ادامه دهد و همیشه از عبادت و چنگ زدن به ریسمان الهی لذت ببرد. مسخره تر از این یک اتاق سنگی را در عربستان مشخص کردند که متشکل از چهار دیوار و یک سقف است و به گفتۀ قران ساختۀ دست ابراهیم، خلیل الله است که این هم جای شک و تردید دارد و اگر چنین بود و اصالت یهودی داشت، در ان مناطق انقدر یهودی بود که از ان استفاده کنند و جایگاه بتهای اعراب نمی شد. بعد از ان، مسلمانان به لحاظ اینکه خانۀ الله تبارک و تعالی است مثل مگس دور ان می چرخند که من نمی دانم معنی این کار جز بت پرستی چیست. سالیان درازی است که عربستان از همین جاهلیت مردم پول کلانی به جیب زده و اسفناک است که مردم ایران با هزار کلاهبرداری و دزدی، پولی دست پا می کنند و به زیارت الله قاسم و جباری مشرف می شوند. و در بین راه چند سنگی هم به شیطان حواله می کنند.&lt;br /&gt;طبق قران و احادیث، نماز فقط برای تحقیر انسان در مقابل افریگار است و به نوعی انسان با پیشانی به خاک زدن و خار کردن خویش، افریدگار را ستایش می کند و این تأسف انگیز است. واقعا کمی بیاندیشیم، برای چه نماز می خوانیم و این نماز خواندن ما به سودی برای خدا دارد؟ و ایا به این طریق نیایش کردن درست است؟ ایا این خدایی که شخصیت و غرور انسانی را از ما می گیرد شایستۀ ستایش است؟&lt;br /&gt;اعراب مدینۀ ان زمان، یاغی و مغرور بودند و پیامبر برای شکستن غرور این مردان سرکش چیزی به نام نماز ابداع کرد و در قصه ای به نام معراج و رفتن وی با یک قاطر بال دار به اسمان هفتم و دیدار با خدا، گنجانده شد و پس از بارها تخفیف و چانه زنی با خدا، سرانجام از 50 بار در روز به 5 بار در روز تقلیل یافت و این جای بسی خوشبختی است!!!. در ان دوران نماز متناسب با حرکت خورشید انجام میگرفت زیرا که نه ساعت داشتند و نه دانشی از زمان میدانستند. به همین منظور امروز نماز ما وابستگی کلی به گردش خورشید دارد و متاسفانه رسول الله تدبیری برای انان که نزدیک قطب شمال و قطب جنوب و مناطق استثنایی این جهان هستند نکرده که شب روز زمان مشخصی ندارد و بیشتر نمازهایشان قضا میشود. همچنین چون این اعراب از اب دور بودند؛ وضو را هم برای اینان به ارمغان اورد که در جای و زمان خود برای این قوم عقب مانده کاری بسیار مفید و ارزشمند بود.&lt;br /&gt;الله تبارک و تعالی در ارش کبریا روی تختی که هشتاد هزار فرشته ان را نگاه می دارند منتظر است، مسلمانان روزی 5 بار به او سجده کنند و زانو به زمین بکوبند و پیشانی به خاک بمالند تا شاید انان را مورد رحمت و استغفار خویش قرار بدهد. به نظر من این مکتب بیشتر شکل و شمایل به همان ارباب و رعیت خودمان را دارد و به وجهی که دریافت میشود این الله دانا و حکیم و مهربان و امرزنده، تا حد زیادی دچار جنون و خود بزرگ بینی و غرور هم هست که اینگونه از بندگان مخلص و بدبخت خود توقع و انتظار دارد.&lt;br /&gt;گذشته از اینها درخصوص معنا و درک این نماز باید بدانیم که هیچ معنوتی و عرفانی در ان یافت نمی شود. علاوه بر ان از اشتباه و تناقض هم مصون نیست. به عنوان مثال "قُل هواللهُ و اَحَد" یعنی (بگو او خدای یکتاست). در اصل ما که در مقابل خدای ایستاده ایم به خدا امر میکنیم که بگو او خدای یکتاست!.&lt;br /&gt;باز هم گذشته از اینها، ما ایرانیان با پیشانی بر مُهر گذاشتن، که از خاک کثیف و پر مرض اعراب ساخته شده به هویت و شخصیت ملی خود توهین میکنیم و شگفتا، اغلب اخوندها داغ مُهری بر پیشانی خود دارند که ناشی از سنگینی ماتحت شان بر پیشانی است و مفتخر به این سند جاهلیت هستند. هر چه زودتر باید تدبیری برای این اعمال بیخردانۀ خود بکنیم&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-6986222603665137524?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/6986222603665137524/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=6986222603665137524&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/6986222603665137524'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/6986222603665137524'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/05/blog-post_5718.html' title='نماز'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-1722386884611106027</id><published>2008-05-22T01:31:00.000-07:00</published><updated>2008-10-28T02:59:14.674-07:00</updated><title type='text'>حجاب</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: center; font-weight: bold;" align="center"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;شد پردۀ سیاهی معیار پاکی زن ***** ای صبح در گریزان معیارتان سیاه است&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: center; font-weight: bold;" align="center"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: center;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;ای پیغمبر با زنان و دختران خود و زنان مومنان بگو که خویشتن را به چادر فرو پوشند که این کار برای اینکه انها شناخته شوند تا از تعریض و جسارت ازار نکشند بر انان بسیار بهتر است و خدا امرزنده و مهربان است. (احزاب 59)&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;مسئلۀ حجاب در اسلام از جمله مشکلات لاینحل است که ناخوداگاه یا خوداگاه گریبان گیر بانوان ایرانی شده و موجب ازار قسم کثیری از انان است. تاسف انگیز است که در خیابانهای کشور ما، بانوان ایرانی را به سبب تزلزل یا عدم حجاب ننگین اسلامی به شدت مضروب و مجروح میکنند و تعدادی به اصطلاح مرد میاستند و تماشا میکنند. اینجاست که باید غیرت ما فوران کند که قوادان و مزدوران بر سر مادران و خواهران ما میریزند و با زور و ضرب و شتم به حریم خصوصی انان دست درازی میکنند. از طرفی خوشبختانه بانوان ایرانی هوشیارانه با این بیگانه گان ستیز میکنند و اعتنایی به کردار و پندار زشت و پلید این حکومت و جیره خوارانش ندارند و این است طریقۀ مبارزه؛ و با وجود محدودیت و ترس و ارعاب تام، در مقابل متجاوزگران ایستادن و از حقوق خود دفاع کردن.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;با توجه به ایۀ مذکور، الله تبارک و تعالی به پیامبر متذکر میشود که با وجود ازدیاد زنانت به انان بگو که جدا از زنان دیگر نوعی پوشش خاصی داشته باشند تا در رفت و امد بین مردم شناخته شوند و مورد تعرض قرار نگیرند زیرا که زنان پیامبر در میان زنان غنیمت گرفته شده گلچین میشد و معمولا&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;قشنگترین و سفید ترین و خوش اندام ترین زنان از ان پیامبر عظیم و شأن اسلام میشد و به همین منظور اعراب دیگر با چشم بد به انان نگاه میکردند و این مورد رضایت پیامبر نبود و نکته ای دیگر این است که زنان ازاد بوده اند که محجبه باشند یا نباشند و به گفتۀ الله برای انان بهتر است که حجاب بر سر کنند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;واقعا با کمی اندیشیدن پی میبریم که حجاب در اسلام برای پیشبرد مقاصد شخصی پیامبر(ص) تأیید و تأکید گشته است و بعد از ان اخوندهای اسلامی از ان فقه تهیه کردند تا قدرت زنان را در جامعه کم رنگ، و انان را خانه نشین و وسیله ای برای مردان قلمداد کنند زیرا که در زمان پیامبر زنی شاعر، اشعاری بر ضد نبوت پیامبر سروده بود که پیامبر بعد از به قدرت رسیدن، وی را به حربۀ شمشیر سپرد و مبرهن و اشکار است که اسلام از همان اول از قدرت زنان خوف و واهمه داشت و بیشترین ظلم و ستم را به انان روا داشت و میدارد. البته ناگفته نماند که حجاب قبل از اسلام هم در ممالک دیگری رواج داشت ولی اختیاری بود. از دیدگاه اسلام ناب محمدی زن سر تا پا الت تناسبی است و باید در پوشش فرو رود تا فقط در رختخواب مورد استفاده قرار گیرد و همچنین با مشاهدۀ احادیث ائمه اطهار متوجه میشویم که زن در اسلام چه مقام ومنزلتی را دارد. تمام اسلامگرایان دچار بیماری جنسی هستند و با توجه به کردار و گفتار ائمه اطهار هم پی میبریم که اینان یک مشت ادمهای خمس و ذکات خوری بودند که از صبحگاه تا شامگاه کارشان جماع بوده و امام حسن (ع) دومیم امام ما شیعان که زبان بسته، مظلوم ترین و بی گرد و خاک ترین امام ماست به قول اخوندهای شیعه 60 کنیز داشته است و فقط الله میداند که چگونه با انها معاشرت و نزدیکی میکرده و الله هم از این نعمت بی شک بی نصیب نبوده و امام جعفر صادق (ع) نیز از متخصصین سکس بوده است تحقیقات و پژوهشات بسیار عمیق و ژرفی در این باب ثبت کرده است که امروز مورد استفاده اخوندها قرار میگیرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;حلیه المتقین: از حضرت صادق پرسیدند که اگر کسی زن خود را عریان کند و به او نظر کند چونست؟ فرمودند: مگر لذتی از این بهتر میباشد. و پرسیدند که اگر کسی بدست و انگشت با فرج زن و کنیز بازی کند چونست؟ فرمود باکی نیست اما بغیر اجزای بدن خود چیزی دیگر در انجا نکنید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;حلیه المتقین: از حضرت صادق منقول است که زن بمنزله قلاده ایست که در گردن خود میافکنی پس ببین که چگونه قلاده برای خود میگیری و فرمود که زن صالحه و غیر صالحه هیچ یک قیمیت ندارند و از برای نطفه خود زنی را پیدا کنید که شایسته ان باشد که فرزند از ان بهم رسانید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;حلیه المتقین&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;: به سند معتبر از حضرت رسول منقول است که: بهترین زنان شما زنیست که فرزند بیاورد و دوست شوهر باشد و صاحب عفت باشد و در میان خویشان عزیز باشد و نزد شوهر ذلیل باشد و از برای شوهر خود زینت و بشاشت کند و از دیگران شرم کند و عفت ورزد، هرچه شوهر گوید شنود و انچه فرماید اطاعت کند چون شوهر با او خلوت کند انچه از او خواهد مضایقه نکند اما بشوهر در نیاویزد که او را بهر تکلیف بر جماع بدارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;حلیه المتقین: حضرت علی فرمود: مردی که کارهای او را زن تدبیر کند ملعون است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;حلیه المتقین&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;: از امام صادق و امام باقر منقول است که حق تعالی برای زنان غیرت جایز نداشته است و از برای مردان غیرت قرار داده است زیرا که از برای مردان چهار زن و از کنیز انچه خواهد حلال گردانیده است و از برای زن بغیر از یک شوهر حلال نکرده است اگر شوهر دیگر طلب کند نزد خدا زنا کار است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;حلیه المتقین&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;: حضرت صادق فرمود که جماع مکن در اول ماه و میان ماه و آخر ماه که&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;این باعث این میشود که فرزند سقط شود، و نزدیک است که اگر فرزندی به هم رسد دیوانه&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;باشد یا صرع داشته باشد. نمی بینی کسی را که صرع میگیرد اکثر آن است که یا در اول&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;ماه یا در آخر ماه میباشد؟&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;حلیه المتقین&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;: از حضرت صادق منقول است که نباید مرد را دخول نمودن به زن خود در&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;شب چهارشنبه&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;حلیه المتقین&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;: در حدیث حسن از حضرت صادق منقول است که چون در شب زفاف به نزد&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;عروس بروی، موی پیشانیش را بگیر و رو به قبله آور و بگو: اللهم بامانتک اخذتها و&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;بکلماتک استحللتها، فان قضیت لی منها ولداً فاجعله مبارکاً تقیاً من شیعه آل محمد،&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;ولا تجعل للشیطان فیه شرکاً ولانصیباً&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;حلیه المتقین&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;: از حضرت صادق منقول است که هرکه عقد کند یا زفاف کند و ماه در&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;عقرب باشد عاقبت نیکو نبیند. در روایت دیگر منقول است که هرکه در تحت الشعاع عقد یا&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;زفاف کند بداند که فرزندی که منعقد شود پیش از تمام شدن سقط&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;میشود&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;ملا محمد باقر مجلسی از جمله علمای کبیر شیعه است و امام خمینی دانشش را از ایشان اتخاذ کرده و این احادیث از معتبرترین احادیث شیعه به حساب میاید. مسلمانان شیعه اثنا عشری به هیچ عنوان نمیتوانند سخنان امامان و پیامبر اسلام را نادیده بگیرند و همواره باید در همین جهات زندگی کنند. ایا شما اینگونه زندگی را دوست دارید؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-1722386884611106027?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/1722386884611106027/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=1722386884611106027&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/1722386884611106027'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/1722386884611106027'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/05/blog-post_8815.html' title='حجاب'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-6144608249611419621</id><published>2008-05-22T01:29:00.000-07:00</published><updated>2008-05-22T01:33:49.798-07:00</updated><title type='text'>جایگزین ها</title><content type='html'>&lt;div style="font-family: arial;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right; font-family: arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نظام فکری&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;گویا نظام فکری ای که اسلام معرفی میکند مبتنی بر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;ایمان&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;و اتفاقات غیر عادی و&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;تقلید و اینگونه مسائل است، بجای نظام فکری اسلامی که مسلمانان از آن رنج میبرند،&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;خردگرایی و عرفی گرایی را میتوان بهترین نظام&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;و روش فکر کردن دانست&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: arial;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: arial;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right; font-family: arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نظام سیاسی&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;نظام سیاسی ای که اسلام از ابتدای پیدایش خود&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;تابحال داشته است نوعی سلطنت مطلقه بوده است که اسامی مختلفی از قبیل خلافت، سلطنت&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;و ولایت مطلقه فقیه را به خود گرفته است. نظامی که در آن مخالف حق حیات ندارد و&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;سرکوب و اختناق و سانسور و اندیشه کشی و تروریسم از استراتژیهای اصلی به شمار&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;میرفته و همچنان میرود! اسلامگرایان جدید سعی میکنند با پر رنگ کردن قضیه بیعت&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;گرفتن با خلیفه، نظام سیاسی اسلام را مبتنی بر مردمسالاری جا بزنند، این ادعا بقدری&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;مضحک و مسخره است که حتی ارزش بررسی را نیز ندارد، بجای نظام سیاسی اسلام میتوان&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;مردمسالاری&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;را معرفی کرد&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: arial;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: arial;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right; font-family: arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نظام اقتصادی&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;قوانینی که سیستم اقتصادی اسلام را تشکیل میدهند از&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;قبیل زکات، خمس، جزیه، فطریه، حرمت ربا و... بقدری مسخره هستند که حتی خود مسلمانان&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;امروز به این قضیه پی برده اند که این مسئله اقتصاد کشور را نابود خواهد کرد و کل&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;نظام بانکداری را بطور جدی با اخلال مواجهه خواهد کرد. این است که خود با تعاریف&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;جدید و کلاه شرعی گذاشتن این قوانین مسخره را به نوعی در کشورهای اسلامی حذف کرده&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;اند. اسلام برنامه مشخصی بعنوان نظام اقتصادی ندارد، به نظر میرسد نظام اقتصادی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;اسلام، فئودالیسم و برده داری رسمی باشد که در کشورهای اسلامی به تازگی منع شده&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;است. میتوان بجای نظام اقتصادی اسلام، نظام سوسیالیسم و یا کاپیتالیسم را معرفی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;کرد&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: arial;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: arial;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right; font-family: arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نظام قضایی و حقوقی&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;قوانین اسلامی و حقوق اسلامی به غیر از موارد اندکی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;هیچ کدام چیزهای جدیدی نبوده اند. همگی قوانین اعراب بیابانگرد و اجداد محمد و یا&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;قوانین قوم یهود هستند. قوانین و حقوق و مجازات های اسلامی مثل سنگسار، دست و پا قطع کردن، قصاص، شلاق، صیغه،&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;محلل، ازدواج با خردسالان تنها در شان مردمی که این قوانین بینشان وجود داشت یعنی اعراب بیابانگرد،&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;و بازماندگانشان یعنی حزب اللهی ها و اسلامگرایان است. نظام قضایی و حقوقی محدود به&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;قوانین جهانشمول حقوق بشر و میثاقهای آن و قوانین تصویب شده در مجلس&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آزاد&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;توسط نمایندگان&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA"&gt;واقعی&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;مردم میتواند بهترین جایگزین برای قوانین کثیف الهی باشد&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: arial;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: arial;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right; font-family: arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نظام متافیزیکی&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;به نظر میرسد با توجه به خرافات و اراجیف بیشمار&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;راه یافته به مذاهب اسلامی و یا اصلی ترین اصل اسلام یعنی قرآن؛ اسلام&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;کاملا مکتبی ایده آلیسم&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt; (&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;Idealism&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;) &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;است. میتوان مکتب ماده&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;گرایی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt; (&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;Materialism&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;) &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;یا واقع گرایی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt; (&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;Realism&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;) &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;را جایگزینهایی برای مکتب ایدالیستی اسلام دانست&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: arial;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: arial;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: arial;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right; font-family: arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نظام پزشکی&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;نظام پزشکی اسلامی همان قضایای شفا یافتن بیماران&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;توسط امامان شیعی و یا مطالب مضحک امام رضا و مطالب حلیه المتقین&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;و کشکول شیخ بهایی یا خود آزاری توسط روزه&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;دانست. تغذیه مناسب و نظام پزشکی مبتنی بر دانسته های پزشکی و بیمارستانی را میتوان&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;جایگزین مناسبی برای این خرافات دانست&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;در ضمن خردگرایان تعصبی روی این قضیه که تمامی جنبه&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;های اسلامی غلط هستند ندارند، خردگرا میتواند چیزهای خوب اسلام را بیاموزد و چیزهای&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;بدش را دور بیاندازد. بعنوان مثال ممکن است نظام پزشکی اسلامی واقعا به درد مسئله&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;توریسم بخورد، بنابر این میتوان جایگزین آنرا در کنار این نظام عرضه کرد، زیرا بعضی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;از این جایگزین ها با خود اسلام تناقض چندانی ندارند. بعنوان مثال آیت الله سیستانی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;بزرگترین مرجع شیعی وقتی بیمار شدند به جای رفتن به حرم امام رضا یا قبرستان بقیع،&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;برای درمان به کشور انگلستان رفتند. البته منتقدان مختلف اسلام جایگزینهای مختلفی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;برای اسلام در نظر دارند، جایگزینهایی که در اینجا مطرح شد تنها جایگزینهای&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;پیشنهادی غیر دینی و زمینی هستند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: arial;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: arial;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;توسط آرش بیخدا&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-6144608249611419621?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/6144608249611419621/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=6144608249611419621&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/6144608249611419621'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/6144608249611419621'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/05/blog-post_22.html' title='جایگزین ها'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-6945010506486977861</id><published>2008-05-02T22:27:00.000-07:00</published><updated>2008-10-28T02:56:54.640-07:00</updated><title type='text'>غیرت یا تعصب</title><content type='html'>&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;بسیاری از ما مردان ایرانی وقتی حرف از غیرت میزنیم فوراً به یاد ناموس خانواده می افتیم و فرق غیرت و تعصب را نمیدانیم. وقتی خواهر ما کمی دیر وقت به خانه میاید و یا مادرمان با مردی غریبه ای صحبت میکند و از این قبیل مسائل مربوطه بوجود میاید، رگ گردنمان بیرون میزنه و خون جلوی چشمانمان را میگیرد و به اصطلاح به رگ غیرت مان بر میخورد؛ باید بدانیم که این ناشی از تعصب ماست و ما را ناخوداگاه به بحث و جدل و حتی دعوا میکشاند و نتیجه ای جز پشیمانی و ناروایی های روحی و روانی چیزی به ارمغان نمیارود. اصولاً غیرت باید در جاهایی فوران کند که به حریم ما و ارزشهای ما تجاوز شود و کسی یا چیزی به اجبار و زور قصد دست درازی به ما را داشته باشد که بی تردید ما باید با او مقابله کنیم و این غیرت است که موجب این مقابله میشود. جامعۀ ایران در زیر سایۀ اسلامی ناب محمدی و ولایت فقیه، از هیچگونه فساد و فجایع دهشتناکی مصون نیست و این مردم هستند که تحت هر شرایطی باید از ارزشها و منافع خودشان حفاظت و صیانت کنند و متاسفانه در این میان دختران بیشتر از هر چیزی اسیب پذیرترند و باید بیشتر از حیثیت خود حراست کنند. همین موضوع باعث شده که محدودیتهای گاه بی موردی از طرف خانواده ها بر دختران اِعمال شود که وضعیت ازادی انان را وخیم تر کرده زیرا که علاوه بر فشار خانواده ها، زیر یوغ اسلام عزیز! نیز واقع هستند. حال میخواهم به نوبۀ خود کمی با اگاهی به ویژگیهای فرهنگیمان که گریبان گیر دختران ایرانیست، اشاراتی کنم. روی سخنم با مردان و پسران متعصب است که فکرشان اغشته به اندیشه های هولناک اسلامی است. حجابِ اسلامی برای دختران ناخوداگاه به مثابه یک زندان روحی - جسمی است. دخترانی که از این نوع پوشش اسلامی دفاع میکنند تنها دلیل خود را با واجبات دینی خود توجیه میکنند و نمی دانند که این نوع پوشش چه مضارّ جسمی و روحی به انها وارد میکند گرچه مختارهستند اینکار را انجام دهند ولی نمیتوانند یک عمل ننگین را به کل زنان جامعه تحمیل کنند. البته من با پوشش های بدن نمای متداول غربی هم مخالفم و این هم به نوبۀ خود اسارت زن را در جامعه غرب نشان میدهد که خوش اندامی و زیبایی یک زن معمولاً هویت و ارزش اوست و اینجاست که زن به راحتی تحت استثمار مرد قرار میگیرد البته نباید فراموش کنیم که در مجامع غربی دموکراسی و قانون مردمی برقرار است و هرکسی ازاداست هرانچه را بخواد انتخاب کند و اگر لباس مناسبی استفاده نمیشود در اثر مسائل فرهنگی و عدم اگاهی است و ربطی به حکومت ندارد ولی در ایران به واسطه حکومت استبدادی همه چیز تحت نظارت و انحصار حکومت است و یک سری ایدئولوژی های واپسگرا و عقب افتاده را با زور چماق به ملت ایران تحمیل میکند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;اگر مردی همسر خود را با مرد دیگری ببیند که حتی در حال هم اغوشی یکدیگرند و ببیند که همسرش به اختیار و میل خودش راضی به این کار شده است و بداند که ناشی از گمراهی وی نیست، نباید دخالتی کند و همین طور بالعکس. مرد و زن وقتی پیمان قلبی زن و شویی را می بندند دلیل بر اختیار تن یکدیگر نیست. من حقی ندارم که به همسر خود بگویم فقط با من سکس داشته باش و تن تو باید فقط در اختیار من باشد و او هم نمیتواند چنین ادعایی داشته باشد. در ایران به اشتباه ارزشهای مرسوم است که مایۀ ننگ و شرم است. همیشه دختر وسیله ای بوده برای معامله، اگر به این عقد اسلامی نگاه اجمالی بیندازیم متوجه میشویم که حرف من صادق است. در مراسم عقد اخوند مینشیند و میگوید: اَنکَحتُکَ نفسی فِی المدتِ المعلوم و البلغِ المعلوم. و از دختر میخواهد که در مقابل مهریه و پولی که داماد به او پرداخته به نکاح داماد در بیاید؛ یعنی به بردگی جنسی او تبدیل بشود و عضو جنسی خود را به مبلغی معلوم به شوهر بفروشد، فقط صحبت از استثمار زن است و هیچ پیمان عشقی و قلبی و یا مسئولیتی در ازدواجهای اسلامی مطرح نیست و همچنین که دختر باید تا شب عروسی باکره باشد و اگر نباشد ارزشی ندارد و کالای دست دوم تلقی میشود؛چرا؟ ایا معیار ما برای ازدواج با یک دختر این چیزاهاست؟ ایا این رسوم خجالت اور و تأسف برانگیز نیست؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;وقتی من خواهر خود را با پسری در خیابان مشاهده کنم دلیل بر بی غیرتی!! من نمیشود. در اصل من به عنوان بزرگتر تکلیفی در مقابل خواهرم یا حتی دخترم بر عهده دارم که او را با روابط اجتماعی و خواه جنسی اگاه کنم و راه خوب و بد را به او نشان دهم تا وی معیار و ارزشی برای انتخاب دوست خود کسب کند. {اگاهی اخلاق میاورد} نه اینکه حقوق انسانی و ازادی او را بگیرم به واسطۀ امنیت او؛ و مدام اعتراض کنم که چرا دوست پسر انتخاب میکنی و چرا به گردش میروی و چرا...؟ و یادمان نرود بد رفتاری ما بزرگترها، زمینه ای برای لجاجت و کنجکاوی انان بوجود میاورد و بیشتر انان را به منجلاب خطر میکشاند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;جمهوری اسلامی، با تدبیرهای موزیانه ای در طی حیات خود در تغییر احوال مردم به هر شکل ممکن، برامده و تودۀ مردم را در مشکلات معیشتی گذاشته و تعداد متعددی از جوانان را با انواع مواد مخدر و شیمیایی زمینگیر کرده و نیز تعدادی گمراه و متعصب را با مراسمات و داستانهای مذهبی سرگرم کرده. در این میان هیچ شوق و ذوقی برای ارمانهای ملی و ازادیخواهی پیدا نمیشود و مردم درست یا غلط در ارزوی یک حملۀ نظامی به کشور هستند یا که دست بر اسمان برده و ارزوی ظهور امام زمان جعلی و دروغین را میکنند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;امروز می بینیم که غیرت ما که همان تعصب ما نسبت به ناموسمان است، فقط با کوتاه شدن مانتوی خواهرمان و همسرمان قلیان میکند. در عوض مزدوران این حکومت در زندانها به دختران و مادران ما تجاوز میکند، در خیابانها جلوی چشم ما انان را کتک میزند و ما مثل بزدل ها می ایستیم و تماشا میکنیم. در جایی دیگر کشورهای بیگانه به فرهنگ و تمدن ما توهین میکنند، یا قصد تجاوز به خاک ما را دارند و ادعای مالکیت جزایر ما را میکنند، و ما همواره سر به زیر داریم و لب از روی لب تکان نمیدهیم و دریغ از یک فریاد، یک اعتراض. واقعا باید به حال خود گریه کنیم و بنگریم که چه بر سر ما امده که این قدر نسبت به ارزشهای ملی و میهنی خود بی تفاوت شده ایم. با اینکه میدانیم در طی تاریخ پر فراز و نشیب ایران خونها ریخته شده و سرها بریده شده که این اب و خاک با همۀ عظمت و بزرگی اش امروز در دست ماست و چرا ما به نوبۀ خود از این میراث پاسداری و دفاع نمیکنیم. نسل های اینده در مورد ما چه قضاوتی خواهند کرد. هموطنان بیایید دست در دست هم نهیم و با صدایی مشترک و متفق اساس این حکومت ظالم و جنایتکار را منهدم سازیم و ایمان داشته باشید که ما پیروز خواهیم شد زیرا که حق با ماست.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-6945010506486977861?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/6945010506486977861/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=6945010506486977861&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/6945010506486977861'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/6945010506486977861'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/05/blog-post.html' title='غیرت یا تعصب'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-4003447304086428603</id><published>2008-04-22T05:55:00.001-07:00</published><updated>2008-04-22T05:56:49.146-07:00</updated><title type='text'>منشور حقوقي زنان</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;اصل اول: تمامي انسان ها فارغ از رنگ پوست، نژاد و جنسيت باهم برابر مي‌باشند از اين رو حكومت‌ها موظفند با پيش گرفتن تمهيداتي اين برابري را در تمام جوامع به اجرا در آورند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;اصل دوم: حقوق قانونی زنان شامل برخورد مساوی قانون با آنها و دسترسی به منابع قانونی است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;1-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;برابري از برخورداري از ارث ميان زن مرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;2-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;برابري در حق مالكيت &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;3-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;برابري ايراد شهادت ميان زنان و مردان در مجامع قضائي. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;4-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;بر خورداري از حق قضاوت براي زنان.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;5-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;حق ايراد دادخواست طلاق.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;6-&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;حق بر خورداري از شرايط استخدام مشابه مردان در مشاغل مختلف.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;7-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;برابري تمام حقوق مادي و معنوي ميان زن و مرد در هنگام ازدواج.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;اصل سوم: حق حضانت زنان&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;1-&lt;span style=""&gt;     &lt;/span&gt;امكان بر خورداري از حق سرپرستي (حكومت‌ها&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;بايد با در نظر گرفتن تمهيداتي در هنگام متاركه تنها با در نظر گرفتن فرزندان&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;حق سرپرستي را به زوج و يا زوجه كه توان ايجاد شرايط&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و امكانات بهتري در پرورش روحي، رواني، تربيتي، تحصيلي فرزندان را دارد الحاق نمايند).&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;2-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;حق ملاقات هفتگي در صورت از دست دادن سرپرستي كودكان.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;3-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;زنان نیز در صورت داشتن امتیازات لازم حق کفالت بستگان درجه یک خود را در مواردی که قانونگذار مشخص کرده است دارند( حکومتها موظف هستند با وضع قوانین برابر در ایجاد زمینه حق قیومیت زن اقدام نمایند)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;اصل چهارم: حقوق فردی و اجتماعی زنان&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;1-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;بر خورداري از حق تحصيل برابر. (توضيح: هيچ حكومت، تفكر و يا فردي حق ايجاد وقفه&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و يا محروم كردن افراد&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;از تحصيل، با هر عنواني را ندارند)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;2-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;امكان مشاركت در تنظيم و اجرای قانون اساسی و قوانين ديگر از حقوق اجتماعی زنان می باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;3-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;حقوق سياسی زنان شامل حق شركت در انتخابات، اشتغال در مشاغل دولتی، مشاركت در حاكميت و سازماندهی سياسی است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;4-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;زنان و دختران بايد به آموزش ابتدايی دسترسی داشته باشند. آنان نبايد از شركت يا تدريس در مدارس يا دانشگاه ها منع شوند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;5- &lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;حق انتخاب در ازدواج و طلاق (حکومت ها موظف اند با در نظر گرفتن تمهیدات و آموزش های عمومی لازم در برچیده شدن ازدواجهای اجباری اقدام نماییند)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;اصل پنجم: حقوق اقتصادی زنان، برای آنها امكان نظارت بر دارايی های اقتصاديشان را فراهم می سازد و به آنان كمك می كند تا از روابط پر مخاطره جنسی و احتمال سوء استفاده دوری كنند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  &gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;1-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;شرايط و مقياس های مشابه استخدام در مقايسه با مردان.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;2-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;مصونيت از ابطال استخدام به دليل بارداری يا ازدواج.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;3-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;مشاركت در برنامه هايی از قبيل استفاده از وام های اشتغال زايی كوچك و آموزش مشاغل كه برای زنان امكان كسب درآمد را فراهم می سازد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;4-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;حق برخورداری از درآمد، رفتار و احترام مساوی در محل كار.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;اصل ششم: حق برخورداری از مکانات بهداشتی و رفاهی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;1-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;مراقبت های بهداشتی عمومی، پيشگيری از بيماری ها و مراقبت های پيش از زايمان.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;2-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;پيشگيری از بيماری ايدز، بهبود مراقبت های بهداشتی ارايه شده به مبتلايان، و كاهش از انتقال اين بيماری از طريق مادر به فرزند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;3-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;مبارزه با قاچاقچيانی كه زنان و دختران را به دام فحشای اجباری يا بردگی داخل خانواده ها از طريق اغفال، تقلب يا اعمال زور می اندازند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;4-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;مبارزه با آنچه پيشتر گردشگری جنسی ناميده می شد و اغلب زنان و كودكان را مورد سوء استفاده قرار می داد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;5-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;آموزش پيامدهای بهداشتی و اجتماعی ازدواج زود هنگام به خانواده ها.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;6-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;حمايت از مراكز قربانيان از جمله مراكز خشونت های خانوادگی و بحران های ناشی از تجاوزات.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;7-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;آموزش كاستن از خشونت های خانوادگی به پليس، وكلا، قضات و هيات های پزشكی و خانواده ها.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;8-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;پايان بخشيدن به ختنه كردن زنان.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;9-&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;پایان بخشیدن به احکام غیر انسانی همچون رجم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"&gt;&lt;span style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;    &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-family:Arial;font-size:100%;"  lang="FA" &gt;باور کردن این مسائل برای من خیلی سخته که در قرن بیست و یکم در کشورم هنوز زنان دچار این محدودیت ها باشند، و بخاطر این که از حقوق اولیۀ انسانی برخوردار باشند، حتی مجازات و تنبیه شوند. شرم اور است که یک حکومتی در قرن بیست و یکم با زور و سرکوب مردم را به انجام احکامی وادار کند که هیچ اصول اخلاقی و انسانی در ان وجود ندارد. مگر ما انسان نیستیم مگر ما عقل و خرد نداریم که شیوه و راه زندگی خود را انتخاب کنیم. اینجاست که باید فریاد زد "مرگ بر جمهوری اسلامی" "مرگ بر استبداد". ما جوانانی که در سال 57 هنوزبدنیا نیامده بودیم چرا باید امروز توان بی خردی پدران و مادرانمان را پس بدهیم، ایا این حکومت مردگان بر زندگان نیست؟ همۀ این گرفتاریها برگرفته از بی خردی ماست و تا وقتی که نفهمیم و بیدار نشویم همواره این ملایان و بر پشت ما سوارند و توی سر ما میزنند. وای بر انهایی که منتظر امام زمان نشسته اند و خود را با این اراجیف و مزخرفات گول میزنند. غرب و استکبار امروز در پی وجود یا عدم وجود خداوند است و یا در ان سوی کائنات به کاوش و جستوجو حیات میگردد و ما مسلمانان شیعه که خود را داناترین و اگاه ترین و بهترین مردم جهان تصور میکنیم، باید وضعیت کشورمان به این صورت کنونی باشد و یا انتظار ظهور شخصی که از چاه بیرون بیاید و ما را نجات بدهد و دنیا را اکنده از عدل و داد کند. "کمی اندیشه لازم است". &lt;o:p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-4003447304086428603?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/4003447304086428603/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=4003447304086428603&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/4003447304086428603'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/4003447304086428603'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/04/blog-post_8181.html' title='منشور حقوقي زنان'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-3515793407351614747</id><published>2008-04-22T05:43:00.000-07:00</published><updated>2008-04-22T05:58:26.723-07:00</updated><title type='text'>قانون اساسی جمهوری اسلامی</title><content type='html'>&lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اصل دوم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;جمهور اسلامي‏، نظامي‏ است‏ بر پايه‏ ايمان‏ به‏: 1 - خداي‏ يكتا ( لااله‏ الاالله‏ ) و اختصاص‏ حاكميت‏ و تشريع به‏ او و لزوم‏ تسليم‏ در برابر امر او. 2 - وحي‏ الهي‏ و نقش‏ بنيادي‏ آن‏ در بيان‏ قوانين‏. 3 - معاد و نقش‏ سازنده‏ آن‏ در سير تكاملي‏ انسان‏ به‏ سوي‏ خدا. 4 - عدل‏ خدا در خلقت‏ و تشريع. 5 - امات‏ و رهبري‏ مستمر و نقش‏ اساسي‏ آن‏ در تداوم‏ انقلاب‏ اسلام‏. 6 - كرامت‏ و ارزش‏ والاي‏ انسان‏ و آزادي‏ توام‏ با مسيوليت‏ او در برابر خدا، كه‏ از راه‏ : الف‏ - اجتهاد مستمر فقهاي‏ جامع الشرايط بر اساس‏ كتاب‏ و سنت‏ معصومين‏ سلام‏ الله‏ عليهم‏ اجمعين‏، ب‏ - استفاده‏ از علوم‏ و فنون‏ و تجارب‏ پيشرفته‏ بشري‏ و تلاش‏ در پيشبرد آنها، ج‏ - نفي‏ هر گونه‏ ستمگري‏ و ستم‏ كشي‏ و سلطه‏ گري‏ و سلطه‏ پذيري‏، قسط و عدل‏ و استقلال‏ سياسي‏ و اقتصادي‏ و اجتماعي‏ و فرهنگي‏ و همبستگي‏ ملي‏ را تامين‏ مي‏ كند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اصل پنجم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;در زمان‏ غيب‏ حضرت‏ ولي‏ عصر "عجل‏ الله‏ تعالي‏ فرجه‏" در جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ و ولايت‏ امر و امامت‏ امت‏ بر عهده‏ فقيه‏ عادل‏ و با تقوي‏، آگاه‏ به‏ زمان‏، شجاع‏، مدير و مدبر است‏ كه‏ طبق‏ اصل‏ يكصد و هفتم‏ عهده‏ دار آن‏ مي‏ گردد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اصل یازدهم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;به‏ حكم‏ آيه‏ كريمه‏ "ان‏ هذه‏ امتكم‏ امه‏ واحده‏ و انا ربكم‏ فاعبدون‏" همه‏ مسلمانان‏ يك‏ امت‏ اند و دولت‏ جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ موظف‏ است‏ سياست‏ كلي‏ خود را بر پايه‏ اچتلاف‏ و اتحاد ملل‏ اسلامي‏ قرار دهد و كوشش‏ دير به‏ عمل‏ آورد تا وحدت‏ سياسي‏، اقتصادي‏ و فرهنگي‏ جهان‏ اسلام‏ را تحقق‏ بخشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اصل دوازدهم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;دين‏ رسمي‏ ايران‏، اسلام‏ و مذهب‏ جعفري‏ اثني‏ عشري‏ است‏ و اين‏ اصل‏ الي‏ الابد غير قابل‏ تغيير است‏ و مذاهب‏ ديگر اسلامي‏ اعم‏ از حنفي‏، شافعي‏، مالكي‏، حنبلي‏ و زيدي‏ داراي‏ احترام‏ كامل‏ مي‏ باشند و پيروان‏ اين‏ مذاهب‏ در انجام‏ مراسم‏ مذهبي‏، طبق‏ فقه‏ خودشان‏ آزادند و در تعليم‏ و تربيت‏ ديني‏ و احوال‏ شخصيه‏ ( ازدواج‏، طلاق‏، ارث‏ و وصيت‏ ) و دعاوي‏ مربوط به‏ آن‏ در دادگاه‏ ها رسميت‏ دارند و در هر منطقه‏ اي‏ كه‏ پيروان‏ هر يك‏ از اين‏ مذاهب‏ اكثريت‏ داشته‏ باشند، مقررات‏ محلي‏ در حدود اختيارات‏ شوراها بر طبق‏ آن‏ مذهب‏ خواهد بود، با حفظ حقوق‏ پيروان‏ ساير مذاهب‏.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اصل پنجاه و هفتم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;قواي‏ حاكم‏ در جمهور اسلامي‏ ايران‏ عبارتند از: قوه‏ مقننه‏، قوه‏ مجريه‏ و قوه‏ قضاييه‏ كه‏ زير نظر ولايت‏ مطلقه‏ امر و امامت‏ امت‏ بر طبق‏ اصول‏ آينده‏ اين‏ قانون‏ اعمال‏ مي‏ گردند. اين‏ قوا مستقل‏ از يكديگرند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اصل هفتاد و دوم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏ نمي‏ تواند قوانيني‏ وضع كند كه‏ با اصول‏ و احكام‏ مذهب‏ رسمي‏ كشور يا قانون‏ اساسي‏ مغايرت‏ داشته‏ باشد. تشخيص‏ اين‏ امر به‏ ترتيبي‏ كه‏ در اصل‏ نود و ششم‏ آمده‏ بر عهده‏ شوراي‏ نگهبان‏ است&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;‏&lt;b&gt; اصل صد و دهم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;وظايف‏ و اختيرات‏ رهبر: 1 - تعيين‏ سياستها كلي‏ نظام‏ جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ ثس‏ از مشورت‏ با مجمع تشخيص‏ مصلحت‏ نظام‏. 2 - نظارت‏ بر حسن‏ اجراي‏ سياستهاي‏ كلي‏ نظام‏. 3 - فرمان‏ همه‏ پرسي‏. 4 - فرماندهي‏ كل‏ نيروهاي‏ مسلح‏. 5 - اعلام‏ جنگ‏ و صلح‏ و بسيج‏ نيروهاي‏. 6 - نصب‏ و عزل‏ و قبول‏ استعفاي‏ : الف‏ - فقه‏ هاي‏ شوراي‏ نگهبان‏. ب‏ - عاليترين‏ مقام‏ قوه‏ قضاييه‏. ج‏ - رييس‏ سازمان‏ صدا و سيماي‏ جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏. د - ريييس‏ ستاد مشترك‏. ه‏ - فرمانده‏ كل‏ سپاه‏ پاسداران‏ انقلاب‏ اسلامي‏. و - فرماندهان‏ عالي‏ نيروهاي‏ نظامي‏ و انتظامي‏. 7 - حل‏ اختلاف‏ و تنظيم‏ روابط قواي‏ سه‏ گانه‏. 8 - حل‏ معضلات‏ نظام‏ كه‏ از طرق‏ عادي‏ قابل‏ حل‏ نيست‏، از طريق‏ مجمع تشخيص‏ مصلحت‏ نظام‏. 9 - امضا حكم‏ رياست‏ جمهوري‏ پس‏ از انتخاب‏ مردم‏ صلاحيت‏ داوطلبان‏ رياست‏ جمهوري‏ از جهت‏ دارا بودن‏ شرايطي‏ كه‏ در اين‏ قانون‏ مي‏ آيد، بايد قبل‏ از انتخابات‏ به‏ تاييد شوراي‏ نگهبان‏ و در دوره‏ اول‏ به‏ تاييد رهبري‏ برسد. 10 - عزل‏ رييس‏ جمهور با در نظر گرفتن‏ مصالح‏ كشور پس‏ از حكم‏ ديوان‏ عالي‏ كشور به‏ تخلف‏ وي‏ از وظايف‏ قانوني‏، يا راي‏ مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏ به‏ عدم‏ كفايت‏ وي‏ بر اساس‏ اصل‏ هشتاد و نهم‏. 11 - عفو يا تخفيف‏ مجازات‏ محكوميت‏ در حدود موازين‏ اسلامي‏ پس‏ از پيشنهاد رييس‏ قوه‏ قضاييه‏. رهبر مي‏ تواند بعضي‏ از وظايف‏ و اختيارات‏ خود را به‏ شخص‏ ديگري‏ تفويض‏ كند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;[با تفکر و تعقل در اصول مذکور میتوان چنین استنباط کرد که جمهوری اسلامی یک حکومت دیکتاتور و توتالیتر است که بر طبق ان ایدئولوژی اسلامی را در همۀ حوزه های زندگی فرد و جامعه دخالت میدهد و میکوشد ان ایدئولوژی را بر واقعیت تحمیل کند. در نتیجه اصل تنوع عقیده ها و شیوه های زندگی زیر سوال میرود و همۀ قوانین و دستورات باید طبق موازین اسلامی تبیین شوند. همچنان؛ در صدد کنترل بر کلیه وسایل ارتباط جمعی و دستگاههای اموزشی و فرهنگی است. و با از میان بردن نهادهای خودجوش جامعۀ مدنی، میکوشد تا برای تحکیم قدرت خود، نهادهایی را از بالا بر جامعه حاکم کند و انچه با کلیت ایدئولوژی خود سازشی ندارد را از میان بردارد. به هیچ عنوان نقش میانجی منافع متضاد را ایفا نمیکند، بلکه منافع مغایر با خود را از بین میبرد.و به نام هدف و غایتی جهان شمول عمل میکند که همگان باید از ان پیروی کنند و اصول اخلاقی مطلق و عینی تلقی میشود. هر اعتراضی به اسم گناهکار، کافر، مرتد و منحرف قلمداد میشود که مجازات ناروایی را در پی خواهد داشت. در نظر این حکومت مردم همواره مصلحت واقعی خود را تشخیص نمیدهند و فردی فرا قانون باید حاکم بر زندگی خصوصی و اجتماعی مردم باشد و خواست وی همواره خواست ملت و امت است. با این حال کسانی که جیره خوار این دولت هستند دم از دموکراسی دینی میزنند که معنی این دموکراسی را فقط خودشان میدانند. تنها خطای حکومت، این است که از بیشتر جوانان امروز غافل است و نمیداند که گروهی از جوانان با اندیشه و ارمانهای نو و تازۀ خود به جنگ جهالت و ستمرانی اینان میروند و این اتش زیر خاکستر دیر یا زود اساس این ظلم و ستم را در هم میکوبد. اینک زمان ان رسیده است که در ایران اتفاقاتی صورت بگیرد].&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اصل هفدهم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;مبدا تاريخ‏ رسمي‏ كشور هجرت‏ پيامبر اسلام‏ ( صلي‏ الله‏ عليه‏ و آله‏ و سلم‏ ) است‏ و تاريخ‏ هجري‏ شمسي‏ و هجري‏ قمري‏ هر دو معتبر است‏، اما مبناي‏ كار ادارات‏ دولتي‏ هجري‏ شمسي‏ است‏. تعطيل‏ رسمي‏ هفتگي‏ روز جمعه‏ است‏.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;[یکی از ننگترین اَعمال این حکومت، دستکاری تاریخ این سرزمین اریایی است. شروع تاریخ هر کشوری از نقطۀ اغاز تمدنش سرچشمه میگیرد و چه اغازی برای ما بهتر از پادشاهی کوروش کبیر که دست مایۀ افتخار ما ایرانیان است. نه فرار کردن شخصی از شهری، که سند 1000 سالۀ تاریخ درخشان ما را قبل از اسلام زیر سوال میبرد که در این مدت با سربلندی و سرافرازی بر نیمی از دنیا حکومت میکردیم و شهرت و شکوه مان شهرۀ افاق بود]&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اصل هجدهم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;پرچم‏ رسمي‏ ايران‏ به‏ رنگهاي‏ سبز و سفيد و سرخ‏ با علامت‏ مخصوص‏ جمهوري‏ اسلامي‏ و شعار "الله‏ اكبر" است‏.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;[بی شک پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان، پرچم رسمی و ملی ماست که نشان از فرهنگ و تمدن 3000 سالۀ ما دارد. هر انکس که پیروی از نام و نشان دیگری کند، از نظر من تجزیه طلب و مزدور به حساب میاید].&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اصل بیست و سوم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;تفتيش‏ عقايد ممنوع‏ است‏ و هيچكس‏ را نميتوان‏ به‏ صرف‏ داشتن‏ عقيده‏ اي‏ مورد تعرض‏ و مئاخذه‏ قرار دارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اصل بیست و هفتم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‏ پيمايي‏ ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏ كه‏ مخل‏ به‏ مباني‏ اسلام‏ نباشد آزاد است‏.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اصل سی و هشتم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;هر گونه‏ شكنجه‏ براي‏ گرفتن‏ اقرار و يا كسب‏ اطلاع‏ ممنوع‏ است‏. اجبار شخص‏ به‏ شهادت‏، اقرار يا سوگند، مجاز نيست‏ و چنين‏ شهادت‏ و اقرار و سوگندي‏ فاقد ارزش‏ و اعتبار است‏. متخلف‏ از اين‏ اصل‏ طبق‏ قانون‏ مجازات‏ مي‏ شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اصل سی و نهم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;هتك‏ حرمت‏ و حيثيت‏ كسي‏ كه‏ به‏ حكم‏ قانون‏ دستگير، بازداشت‏، زنداني‏ يا تبعيد شده‏، به‏ هر صورت‏ كه‏ باشد ممنوع‏ و موجب‏ مجازات‏ است‏.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;[این چند اصل که به ظاهر نمای خوشی دارد هیچگونه دست اجرایی ندارد بلکه جنبۀ شعاری دارد. و به طور کل با شیوه ی این حکومت سنخیتی ندارد و ما میبینیم که جمهوری اسلامی تمام مواد قانون حقوق بشر را در سازمان ملل امضا کرده ولی هر انچه به صلاح خود و ادامه ی بقای خود باشد انجام میدهد]&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:arial;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اصل صد و چهل و چهارم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;ارتش‏ جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ بايد ارتشي‏ اسلامي‏ باشد كه‏ ارتشي‏ مكتبي‏ و مردمي‏ است‏ و بايد افرادي‏ شايسته‏ را به‏ خدمت‏ بپذيرد كه‏ به‏ اهداف‏ انقلاب‏ اسلامي‏ مومن‏ و در راه‏ تحقق‏ آن‏ فداكار باشند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;[ارتش هر کشوری متعلق به ملت ان کشور است و باید در جهت احقاق حقوق عموم مردم گام بردارد و دفاع کند نه از حکومت و نظام. حکومتها در زمانهای مختلفی میایند و میروند ولی یک کشور با ملتش همواره میماند].&lt;/span&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-3515793407351614747?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/3515793407351614747/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=3515793407351614747&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/3515793407351614747'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/3515793407351614747'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/04/1.html' title='قانون اساسی جمهوری اسلامی'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-4570690622944783200</id><published>2008-04-22T05:23:00.000-07:00</published><updated>2008-04-22T05:43:12.294-07:00</updated><title type='text'>زایش امام زمان (عج)...!!!؟</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;…&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-family:&amp;quot;;"  lang="FA"&gt; مهدی تا ان اندازه خون خواهد ریخت تا خدا را راضی و خشنود گرداند &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;…&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-family:&amp;quot;;"  lang="FA"&gt; مهدی چیزی جز شمشیر به مردم نمیدهد &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;…&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-family:&amp;quot;;"  lang="FA"&gt; مهدی بر جن و انس غلبه میکند و یکنفر از افراد فرومایه را در روی زمین باقی نمیگذارد &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;…&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-family:&amp;quot;;"  lang="FA"&gt; این امر واقع نمیشود مگر اینکه نه دهم مردم از بین بروند &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;…&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-family:&amp;quot;;"  lang="FA"&gt; به خدا قسم از هر صد نفر انها بلکه از هر هزار نفر انها یک نفر را باقی نمیکذارد &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;…&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-family:&amp;quot;;"  lang="FA"&gt; لشگریان امام قائم قصد هر شهری را میکنند، انجا را خراب و ویران مینمایند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;(ملا محمد باقر مجلسی، بحارالانوار)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-family:&amp;quot;;"  lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-family:&amp;quot;;"  lang="FA"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;زایش امام زمان&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;محمد باقر مجلسی به نقل از امام علی النقی و امام حسن عسکری مینویسد، که چون خداوند اراده کند امامی را بیافریند، قطره ای از اب بهشت در ابری قرار میدهد و ان قطره اب در میوه ای از میوه های بهشتی میچکد و امام ان را میخورد و از این میوه نطفۀ امام بسته میشود. هنگامی که نطفه در شکم مادر تبدیل به جنین و چهل روزه شد، سخن مردم را میشنود و زمانی که چهار ماهه شد، بر روی بازویش ایه 115 سوره انعام نوشته میشود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;وهمچنین ادامه میدهد، هنگامی که امام زایش میاید، به امر خداوند می ایستد و نوری از او به اطراف جهان میتابد و بدان وسیله مردم و اعمال انها را میبیند و در ان نور است که امر الهی بر او نازل میشود و به هر طرف که رو کند ان نور جلوی چشم اوست&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;…&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-family:&amp;quot;;"  lang="FA"&gt; تا اینکه روزی حسن عسکری به حکیمه خاتون میگوید، عمه انچه تو پیوسته از خدا برای من ارزو میکردی، امشب زایش خواهد یافت، حکیمه پرسش میکند از چه کسی؟ حسن عسکری پاسخ میدهد، از نرجس و از عمه اش تقاضا میکند ان شب را که پانزدهم شعبان بوده، نزد انها بماند و به جریان زایش نرجش کمک کند. حکیمه خاتون نزد نرجس میرود، ولی اثری از بارداری در او نمیبیند. انگاه نزد حسن عسکری بازگشت میکند و جریان را با او در میان میگذارد. حسن عسکری لبخندی میزند و اظهار میدارد، ما امامها مانند افراد عادی مردم در شکمهای مادرانمان قرار نمیگیریم و از ران راست مادرانمان خارج میشویم. زیرا ما نور خداییم و پلیدیها قادر نیستند، نور را الوده سازند. انگاه میافزاید که اثر حمل نرجس در هنگام سپیده دم ظاهر میشود. حکیمه میگوید، ان شب تا هنگام سپیده دم نرجس را زیر چشم داشتم. او نزد من خوابیده بود و پهلو به پهلو میشد. نزدیک سپیده دم، ناگهان از جای برخاستم، به سوی او رفتم و ویرا به سینه چسباندم و نام خدای را بر او خواندم. حسن عسکری با صدای بلند اظهار داشت، عمه سوره انا انزلنا را بر او بخوان. از نرجس پرسیدم: «حالت چگونه است؟» پاسخ داد: «انچه اقا گفت، ظاهر گردید».&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;هنگامی که سوره انا انزلنا را بر او خواندم، جنین او نیز با من شورع به خواندن کرد. سپس جنین به من سلام نمود. چون صدای او را شنیدم وحشت کردم. اما حسن عسکری اظهار داشت: «عمه از کار خدا شگفتی مکن!»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;هنوز سخن امام پایان نیافته بود که نرجس از نظرم ناپدید گشت. گوئی میان من و او پرده ای اویخته شد. از این رو فریاد کنان به سوی امام شتافتم&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و امام گفت: عمه! برگرد که که او را در جای خود خواهی دید. هنگامی که بازگشتم، مشاهده کردم پرده ای که بین من و نرجس ایجاد شده بود، برداشته شد و نوری از وی درخشیدن میکرد که دیدگانم را خیره نمود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;سپس طفلی را مشاهده کردم که مشغول سجده است. انگاه طفل روی زانو نشست و در حالیکه انگشتان خود را به سوی اسمان گرفته بود، اظهار داشت:«اشهدان لااله الا الله و ان جدی رسول الله و ان ابی امیرالمومنین» پس از ان تمام امامها را نام برد تا به خودش رسید، سپس گفت: انچه به من وعده داده بودی مرحمت کن و سرنوشتم را به انجام برسان! قدمهایم را ثابت بدار و بوسیله من زمین را پر از عدل و داد کن!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;امام حسن میگوید، عمه جان! فرزندم را نزد من بیاور. هنگامی که حکیمه خاتون فرزند را نزد حسن عسکری میبرد، امام دست زیر رانها و پشت بچه میگذارد و پاهای او را به سینه میچسباند و زبان در دهانش میگرداند و دست بر چشم و گوش و بندهای او میکشد و میگوید: فرزندم! با من حرف بزن و بچه اشهد میخواند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;(ملا محمد باقر مجلسی، مهدی موعود)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-4570690622944783200?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/4570690622944783200/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=4570690622944783200&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/4570690622944783200'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/4570690622944783200'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/04/blog-post_22.html' title='زایش امام زمان (عج)...!!!؟'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-5855130202053673438</id><published>2008-04-13T01:39:00.000-07:00</published><updated>2009-01-25T09:33:36.575-08:00</updated><title type='text'>معجزه</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right; font-family: arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;معجزه نقض قوانین طبیعت است؛ و چون این قوانین به موجب تجربه ای استوار و تغییر ناپذیر برقرار شده اند، دلایل خلاف معجزه که از نفس ماهیت امور گرفته شوند، به اندازه هرگونه استدلال متصوری کامل هستند که از تجربه برخیزد.... هیچ چیز، که در فراگرد عمومی طبیعت رخ دهد، معجزه به شمار نمی اید. اگر کسی به ظاهر تندرست باشد و ناگهان بمیرد معجزه ای اتفاق نیفتاده است؛ زیرا این نوع مرگ گرچه به اندازه انواع دیگر متداول نیست اغلب وقوعش مشاهده میشود. اما معجزه ان است که مرده ای دوباره زنده شود؛ زیرا چنین واقعه ای هیچگاه در هیچ عصر و کشوری مشاهده نشده است. بنابراین می باید در مقابل هر حادثه معجز اسایی تجربه ای یکدست و همشکل وجود داشته باشد و گرنه ان حادثه شایسته ان صفت نتواند بود و چون تجربۀ یکدست و یک شکل، تشکیل دهندۀ دلایل و شواهد است، پس در اینجا دلیلی مستقیم و کامل بر اساس ماهیت امور بر ضد وقوع معجزات به دست می اید.... در سراسر تاریخ نمی توان معجزه ای یافت که شماری کافی از ادمیان به وقوع ان گواهی داده باشند، ادمیانی که دارای چنان عقل سلیم، و اموزش و دانش بوده باشند، که نتوان تصور کرد که دچار اوهام شده اند؛ و دارای چنان تمامیت نفسانی غیر قابل تردیدی باشند که نتوان بدانها مشکوک شد که در پی فریفتن ما بوده اند و دارای چنان شهرت و اعتباری در نزد ادمیان بوده باشند که کشف کذب و بطلان رأی انها خسران بزرگی به بار می اورد.... عواطف تعجب و شگفتی که از معجزات بر میخیزد چون عواطفی خوشایند هستند، تمایلی عقلانی نسبت به اعتقاد به حوادثی ایجاد می کنند که خود از انها ناشی شده اند.... [دیوید هیوم، در باب معجزات، به تلخیص و اختصار]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معجزه حتی امروز هم در میان عموم مردم باسواد و بی سواد ترویج دارد. داستانهای سلیمان، نوح، موسی، عیسی و ... که امروزه در ذهن مردم متدین به صورت واقعیت درامده خرافه ای بیش نیست. این افسانه ها برای اسطوره کردن پیامبران در طول تاریخ ساخته و پرداخته شده است و بازتاب شنیدن این داستانها، باعث ایجاد اعتقاداتی پوسیده و عقب مانده در باور جامعه می شود که پیشرفت و ترقی را از جامعه سلب می کند و تعدادی را در زمانهای طولانی وادار به گوشه نشینی و فکر کردن در مورد این اراجیف یا خرج کردن مقدار هنگفتی پول در این راه می کند. که هر روز قدرت مادی و معنوی مردم را تخریب و تضعیف می کند. امروزه باورمندی به این امور از نظر علم هیچ پایه و اساسی ندارد. اگر از این افراد سوال شود که چرا تجدید نظری در اعتقادات خود نمی کنید؟ میگویند اعتقادات شخصی ماست. که در اصل همین طور است ولی وقتی این افکار به بیرون از مسائل شخصی رسید که حتماً میرسد افراد دیگر را به گمراهی می کشاند. متاسفانه در ایران امروز جامعه با تمام ارکانش زیره سیطره این قضایا است و خواسته یا ناخواسته نسلهای حال و اینده را دچار این افکار الوده و مضر می کند. این که محمد با شمشیر ماه را دو نیم کرده و بعد به هم چسبانده یا موسی با انداختن عصایش دریا را شکافته است یا مسیح مرده را زنده کرده است و .... برای من ارزش دانستن هم ندارد. سوال من این است که چرا اینان معجزه ای نکردند که ماندگار باشد و امروز هم اثرش باشد چرا اینان یک واکسنی، دوایی و دارویی برای یکی از بیماریها کشف نکردند؟ چرا رازی از رموز این جهان را فاش نکردند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به قول استاد، بهرام مشیری در ایران افرادی که خود را روشنفکر دینی می نامند و باد اسلام در شکمشان پیچیده، با هزار ماله کشی و بالا و پایین کردن قران و احدیث جعلی، می کوشند از بینش و دانش استکبار غرب یک چیز اسلامی بیرون بیاورند و به نام اسلام ثبت کنند که کاری بس بیهوده می کنند. باری، کسانی هستند که به شفاء یافتن از این امام و اون امام زاده معتقدند، نخست انان را به خواندن این چند ایه از قران دعوت میکنم:&lt;br /&gt;بگو: من مالک سود و زیان خود نیستم، و اگر علم غیب میدانستم بر خیر خود بسی می افزودم و هیچ شری به من نمی رسید. من کسی جز بیم دهنده و مژده دهنده ای برای مومنان نیستم. (اعراف ایه 188)&lt;br /&gt;بگو ای پیغمبر من شما را نمی گویم که گنجهای خدا نزد من است و نه انکه از غیب اگاهم و نمی گویم که من فرشته ام من پیروی نمی کنم جز انچه را که به من وحی می رسد ایا کور و بینا برابرند ایا فکر و اندیشه نمی کنید.(سورۀ انعام ایه 50)&lt;br /&gt;ای پیغمبر ما تو را بحق فرستادیم که مردم را به نعمت بهشت جاوید مژده دهی و از عذاب جهنم بترسانی و تو مسئول کافران که براه جهنم رفتند نیستی. (سورۀ بقره ایه 119)&lt;br /&gt;ان گروه پیشین از پیغمبران و امتان همه در گذشتند هر چه کردند برای خود کردند و شما نیز هر چه کنید بسود خویش کنید و شما مسئول کار انان نخواهید بود.(سورۀ بقره ایه 141)&lt;br /&gt;ای رسول بر تو هدایت خلق نیست لیکن خدا هر که را خواهد هدایت کند و شما هر انفاق و احسان کنید درباره ی خویش کرده اید.(سورۀ بقره ایه 272)&lt;br /&gt;پیامبر صراحتاً می گوید من از ارتکاب کارهای فرا طبیعی عاجزم و نه از غیب خبر دارم و نه معجزه ای می کنم. حال اخوند های رافضی برای رونق دستگاه خود متوسل به هر دروغ و سفسطه می شوند که فلان امام این معجزه انجام داده است در صورتی که پیامبر هم معجزه نکرده و چه رسد به فرزندانش؛ ایا امامان از پیامبر به خدا نزدیکترند. در این میان هستند، کسانی که با رفتن به این امامزاده ها شفا پیدا می کنند که البته من هنوز به چشم خودم ندیدم و اکثراً شنیده اند و هیچکس نبوده که این را با چشم ببیند. کسانی که بیماریهای عصبی، فلجی دست و پا و مشکلات روحی و روانی دارند در اثر اعتقاد به چیزی در درون وجود خود یک تکیه گاه ایجاد می کنند و در اصل بر اثر این اعتقاد به ان محل با ان شخص، "خود درمانی" می شوند و فکر می کنند امامی که در زیر خاک پوسیده و از بین رفته است انان را شفاء داده که این طور نیست و این از نظر علمی هم ثابت شده که شخص بیمار عصبی، با اعتقاد به چیزی می تواند با قوی اعتقاد و باورمندی، خود را درمان کند. کسانی که مثلاً دستشان قطع باشد ایا با رفتن به امام زاده دست خود را باز میابند؟ یا با بردن مرده ای به امامزاده ای ان زنده میشود؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-5855130202053673438?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/5855130202053673438/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=5855130202053673438&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/5855130202053673438'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/5855130202053673438'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/04/blog-post_13.html' title='معجزه'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-2145799047109080977</id><published>2008-04-13T01:33:00.000-07:00</published><updated>2008-10-28T03:25:12.196-07:00</updated><title type='text'>سنت یا تجدد</title><content type='html'>&lt;p class="MsoNormal" dir="ltr"  style="direction: ltr; unicode-bidi: embed; text-align: right;font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="font-family: arial; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: arial; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: arial; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: arial; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="ltr"  style="direction: ltr; unicode-bidi: embed; text-align: right;font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;ساختم ديوار سنگين بلندي تا بپوشاند&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;br /&gt;از نگاهم هر چه مي ايد به چشمان پست&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="ltr"  style="direction: ltr; unicode-bidi: embed; text-align: right;font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;سنت یا تجدد، با در نظر گرفتن تمام مفاهیم این دو مکتب میتوان به نتیجه ی منصفانه ای رسید که سنت بر گرفته از دین، اعتقاد و باور است و احکام و دستورات ان تحت هر شرایطی همه جا و همه زمان باید انجام و اعمال شود زیرا که مدعی است این موازین نشأت گرفته از قوانین خداوند است و از ازل بوده و تا ابد بدون تغییر باید بماند. ولی تجدد و مدرنیته علم و دانش را بکار میبندد و متناسب با زمانها و شرایطهای گوناگون راهکارهای جدید و ثمربخش ارائه میدهد. زیرا که جهان و عالم بشری مدام در حال تغییر و تحوله و قوانین و راهکارهای دیروز رافع نیازها و احتیاجات امروز بشر نیست. مسلم است که برای افراد خردمند و دانا مقولۀ تجدد مورد قبول است. بیشتر سنتگرایان از فرقۀ دین هستند و سعی میکنند مفاهیم ارتجاعی و ضد بشری دینی را حاکم و تحمیل تمام افراد یک جامعه تا حتی تمام دنیا کنند و روشنفکران دینی را هم میتوان سنتگرا نامید که دین و روشنفکری به طور فاحشی از هم گسسته و جدا هستند. در ایران با تأسف و تأثر این گروه واپسگرا طی یک انقلاب کذایی به قدرت رسید و سر رشتۀ امور را در دست گرفت و میبینیم که جز خرابی، عقب ماندگی، جنایت و خاری برای ایران و ایرانی چیزی به ارمغان نیاورده است. با نگاهی مختصر به تاریخ معاصر جهان، در میابیم بنیاد پیشرفت و ترقی در جامعه ها و حکومتهای مدرن امروزی بر تجدد یعنی همان دموکراسی و سکولاریسم و ازادی و برابری و... نهادینه شد. و این  به درستی ما را در انتخاب سرنوشت کشورمان یاری میدهد که از تجربیات کشورها استفاده کنیم و از اشتباهات مکرر بپرهیزیم. در مشروطۀ ایران نخست به نیکی تا نزدیک دموکراسی و ازادی پیش رفتیم ولی در اثر بیکفایتی و بی لیاقتی بعضی از اشخاص بلند پایه و ملا بازی های ان دوران و بیسوادی مردم این مشروطۀ گرانبهاء به انحراف رفت و چیزی جز از چاله به چاه افتادن برای ما سودی نداشت زیرا نتیجه اش ورود احکام و دستورات مبارک اسلام عزیز در قانون و ورود 5 نفر از علمای اعلام کثرالله امثالم به مجلس شد و با صراحت باید گفت که اگر جنبشهای نوین رضا شاه کبیر نبود کار ما از این هم پست تر بود چون باعث عقب نشینی ملایان شد و برای مدتی دست انان از قانون و مملکت کوتاه شد. &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="font-family: arial; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="ltr"  style="direction: ltr; unicode-bidi: embed; text-align: right;font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;اسلام، قران را منشاء علم و دانش میداند و میگوید تمام علم جهان در این کتاب مقدس به صورت رمز و راز امده ولی ما این علوم فاخر را ادراک نمیکنیم!!! باری، ایا با چنین افکاری دریچۀ پیشرفت به روی کشوری باز میشود؟ ایا در کشوری که متخصص هیچکاره و امور بدست متدینین اداره میشود جایی برای پیشرفت وجود دارد؟ ایا در کشوری که سیستم اموزش و پرورش ان زیره سیطره دین و اخوند است اینده ای روشن را پیش رو دارد؟ ایا درکشوری که شخصی فرا قانون است و خود را مالک و صاحب جان و مال مردم قلمداد میکند و حکمی بالاتر از حکم وی نمیباشد ازادی و برابری معنا دارد؟&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="font-family: arial; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="ltr"  style="direction: ltr; unicode-bidi: embed; text-align: right;font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;به همین منظور اجمالاً به بعض این سنتها و دلایل مخرب ان میپردازیم. در ایران رسم و سنت است که برای ازدواج زن و مرد سفرۀ عقد بچینند و یک روحانی بیاید و صیغه محرمیت بین این دو را بخواند و به اصطلاح این دو را با هم حلال کند، به نظر من، این یکی از سنتهای رذیل اسلامیست که نخست زن بواسطۀ مبلغی به اسم مهریه از سوی شوهرش خریداری میشود و مرد مالک و صاحب بلامانع این زن میشود و دوم این که یک روحانی با خواندن چند کلمۀ عربی این دو را پیوند میدهد در صورتی که پیوند زن و مرد در درجۀ اول باید قلبی باشد. سوم این که روحانی با گفتن النکاهو سنتی در اصل زن را به برده گی جنسی مرد در میاورد. و چهارم خواندن عربیه سورۀ نور از تازینامه توسط عروس در هنگام گفتن بله، که جایی بس تأسف و شرمساریست. این مثال فوق یکی از موارد است و از این جمله رسومات و سنتها در سیاست و اقتصاد و فرهنگ ما زیاد رخنه کرده و روز به روز ما را به تنگنا و اضلال میبرد.&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="font-family: arial; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="ltr"  style="direction: ltr; unicode-bidi: embed; text-align: right;font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;حال چاره چیست؟ ایا ستیز با سنتها و اعتقادات مردم مشکل را حل میکند؟ به نظر من با اکنده کردن دانش و اگاهی در میان تودۀ مردم، خود به خود این سنتهای مضحک از میان میرود و جایش را خردمندی میگیرد و این وظیفۀ روشنفکران است که  به هر شکلی از هر سوراخ و روزنه برای تزریق خردمندی و اندیشه های نو در میان مردم استفاده کنند. &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="font-family: arial; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: arial; text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-2145799047109080977?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/2145799047109080977/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=2145799047109080977&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/2145799047109080977'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/2145799047109080977'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/04/blog-post.html' title='سنت یا تجدد'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-5488237355862697120</id><published>2008-03-16T02:18:00.000-07:00</published><updated>2008-06-24T04:42:39.826-07:00</updated><title type='text'>اخزین سخن بابک</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"  style="text-align: right; line-height: 200%; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: arial;font-family:webdings;"&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;تو این معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش خواهی کرد &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;نه &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;! &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;این حماقت است اگر فکر کنی چون افشین وطن فروش را با زر خریده ای میتوانی ایرانیان را اسیر کنی &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;من مبارزه ای را آغاز کرده ام که ادامه خواهد داشت&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt; .&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهد داشت &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;! &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;.&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt; من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt; .&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند .&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;اما تو ای افشین &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;. . . &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;در انتظار روزی باش که همین معتصمی را که امروز مانند سگانی در برابرش زانو میزنی و وطن ات را برای او فروختی در همین تالار و روی همین سفره سرت را از بدن جدا کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl"  style="text-align: right; line-height: 200%; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: arial;font-family:webdings;"&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;مردی که به مادر خود &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;( &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;میهن &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;) &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;خیانت کند در نزد دیگران قربی نخواهد داشت و هیچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;.&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود:&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p  style="text-align: center; line-height: 200%; font-family: arial;font-family:webdings;" align="center"&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;color:red;"  &gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;" &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="line-height: 200%;font-size:100%;color:red;"  lang="AR-SA" &gt;پاینده ایران&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 200%;font-size:100%;color:red;"  &gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; "&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="line-height: 200%;font-size:100%;" lang="AR-SA" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="margin-right: 6pt; text-align: right; font-family: arial;font-family:webdings;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: arial;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-5488237355862697120?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/5488237355862697120/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=5488237355862697120&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/5488237355862697120'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/5488237355862697120'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/03/blog-post_3512.html' title='اخزین سخن بابک'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-6722826644305032389</id><published>2008-03-16T02:14:00.000-07:00</published><updated>2008-04-03T01:07:24.651-07:00</updated><title type='text'>دینداری</title><content type='html'>&lt;p class="MsoNormal" dir="ltr"  style="direction: ltr; unicode-bidi: embed; text-align: right;font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;در این مقاله میخواهم از حالت رسمی خارج شوم و به قول معروف کمی خودمانی مسائل را مطرح کنم که مطمئناً در یک چهارچوب نمیتواند باشد. و شمار محدودی مشکلات دینی که ما با انها به دنیا امدیم و با انها زندگی میکنیم و با انها به دل خاک میرویم را بررسی میکنیم.&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: verdana;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="ltr"  style="direction: ltr; unicode-bidi: embed; text-align: right;font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;یک مشکل عمدۀ ما این است بیش از اندازه به دین و اعتقادات مذهبی خود متکی هستیم و این درحالی است که حتی یک شناخت سطحی هم از دینمان نداریم، اکثر ما دین و اعتقاداتمان را از پدران و مادرانمان به ارث میبریم در حالی که دین یک مقولۀ اکتسابی است. پدران و مادرانی که از همان زمان کودکی ما، ان اعتقادات خودشان را درست یا غلط در ذهن ما فرو میکنند و ما را ملزم به رعایت ان بایدها و نبایدها میکنند بزرگترین خیانت را به ما میکنند. بعد از مدتی تأمل در قران و کتب اسلامی به نتیجه ای رسیده ام که شاید برای تعداد کمی جالب و دلنشین و برای تعداد متعددی ناخوشایند باشد در هر صورت من نظرم را میگویم.&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: verdana;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="ltr"  style="direction: ltr; unicode-bidi: embed; text-align: right;font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;یک سوال اساسی ((دین برای چه ساخته شد؟)) تصور من این است که دین اساساً برای صلح و دوستی و ارامش برای انسانها و زنده کردن معنوین در جامعه و دور کردن انسانها از اعمال زشت و ناپسند بوجود امد و در اصل وسیله ای برای به سعادت رساندن و تکامل معنوی انسان ابداع شد. ولی چیزی که ما امروز از دین شاهد هستیم و نقشی که امروز در زندگی ما بازی میکند درست برعکس اهداف اولیۀ ان است یعنی انسانها وسیله ای برای قدرت یافتن دین هستند و اصولاً مایۀ جنگ و نفاق بین انسانها شده است.&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: verdana;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="ltr"  style="direction: ltr; unicode-bidi: embed; text-align: right;font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;حال مقصر چه کسی میتواند باشد؟ مقصر اصلی روحانیون هستند که خود را رابط بین انسان و خدا تعریف میکنند و به هر شکلی تلاش میکنند که نفوذ و قدرت خود را در این حوضه افزایش دهند و اما مقصر فرعی را میتوان جامعۀ گمراه قلمداد کرد زیرا که شرایط را برای سوءاستفادۀ روحانیون فراهم میاورد و پذیرای مطلق سخنان انان میشود. &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: verdana;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="ltr"  style="direction: ltr; unicode-bidi: embed; text-align: right;font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;هر دینی در اغاز نیاز به طرفدار داشته به همین جهت یک قدرت ماورائ طبیعی و یا قدرت الهی یا همان خداوند را نیاز داشت. البته پیدایش خدا بیشتر به شرایط جغرافیایی مربوط میشود، خدایی که پروراندۀ ذهن انسانهاست. در قران تعدادی سورۀ مکی و مدنی هست که سوره های مکی قبل از به قدرت رسیدن محمد و سوره های مدنی بعد از به قدرت رسیدن محمد تهیه شده. اگر کمی توجه به خرج دهیم میبینیم که سوره های مکی در جهت اهداف اولیۀ دین که همان معنویت و سعادت بشر است گام برداشته و سوره ها مدنی جنبۀ دنیوی را به خود گرفته که همش دم از قتل و تجاوز و دوگانگی میزند. به نظر من هر دینی هرچه قدر هم خوب باشد اگر به قدرت برسد خطرناک است و این ما هستیم که باید قدرت دین را در حیطۀ مسائل شخصی نگاه داریم و ان را در زندگی مادی و اجتماعی دخیل نکنیم. انسان در هر زمان و در هر مکان نیاز به قوانین جدید دارد و نمیتوان انسان امروزی را با قوانین حتی 100 سال پیش کنترل کرد زیرا که زندگی و احتیاجات بشر دائماً در حال تغییر و تحول است و انسان باید در هر زمان مطابق نیاز خود قوانینی را وضع کند و با ان قوانین زندگی کند. شاید در ان روزگار در میان اقوام عرب قطع اعضای بدن، سنگسار کردن، تجاوز به یکدیگر و مسائل دیگر امری روتین و معمول بوده است ولی امروز در قرن بیست و یکم مزخرفاتی بیش نیست و لااقل برای من شخصاً به هیچ عنوان قابل قبول نیست. پس من خود را موظف میدارم به هر شکلی که میتوانم این وضعیت را که در ایران میبینم، تغییر دهم. همان طور که پیشتر متذکر شدم من با اعدام مخالفم و معتقدم میتوان با ابزارهای بهتر و انسانیتری رفتار جامعه را کنترل کرد. ساده ترین راه دین است. اما دینی که تنها هدفش تداعی کنندۀ یک زندگی بهتر برای بشر است. واقعا اسفناک به نظر میاید که در کشورما از صبحگاه تا شامگاه فقط از دین و مراسمات ان نقد میشود و هیچ برنامۀ اموزنده ای در کار نیست. دین ضد اگاهی و خردگرایی است چون اکنده از مسائل احساسی و روحی و روانی است. دیدن این روحانیون ادیان جالب است که چطور با مهمل بافی و یاوه گویی سعی در افزایش طرفدار دارند تا پالون مقدس ادیان را بر پشت  کمر مردم بیسواد بگذارند و دلیلش واضح است زیرا که هرچه گمراه زیاد شود پول بیشتری در جیب مبارک روحانیون انباشته میشود.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="ltr"  style="direction: ltr; unicode-bidi: embed; text-align: right;font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;در حالی که ما ایرانیهای مسلمان شیعه اثناءعشری دربه در، به دنبال امام زمان (عج) در چاه و زیر زمین هستیم، غرب درصدد کاوش حیات در کره های دیگر است به نظر من فرق زیادی بین این دو نیست. ما به دنبال حیات در زیر زمین میگردیم که حقیقتا کار بسیار دشوار و سنگینیست و انان به دنبال حیات در کره های دیگر. قصد دارم شرایط ظهور اقا امام زمان را در مقاله ای بیان کنم و قضاوت را به عهدۀ شما بگذارم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: verdana;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="ltr"  style="direction: ltr; unicode-bidi: embed; text-align: right;font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;افرادی هستند که در روزهای به اصطلاح گناه به هیچ عنوان حاضر به گوش دادن موزیک نمیاشند. ببینید ما تا چه حد در منجلاب اضلال و گمراهی دست و پا میزنیم. 12 امامی که ما روزانه با انها زیاد سروکار داریم البته امام دوازدهمی ساختگی است و امام عسکری هیچ بچه ای نداشته است (این موارد را در اتیه با دلیل و مدرک ذکر خواهم کرد). اکثر انان کسانی نبودند جز یک دسته ادم، با خطاهای زیاد یه دسته ادمهای خمس و ذکات خور که فقط در خانه مینشستند و از مردم سهم امام میگرفتند و با کنیزان خود بازی میکردند و ما باید چقدر احمق باشیم که به سخنان ایشان متوسل شویم و اساسا توسل به سخنان این افراد مغالطه محسوب میشود. یادم میاید در دورۀ دبیرستان اخوندی معلم دینی ما بود و میگفت: این جهان هستی با تمام کائنات فقط برای موجودیت ائمه اطهار(ع) ساخته شده و هیچ ارزش دیگری ندارد!!! و انان دارای علم لدونی بودند و هستند و تمام علم الهی در وجود ایشان است!!!.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: verdana;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="ltr"  style="direction: ltr; unicode-bidi: embed; text-align: right;font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;این جمله درست به نظر میاید زیرا که ان جهان هستی و ان کائناتی را که انان در تصور خویش داشتند ان قدر ناچیز و کوچک بوده که حق دارند مالک ان باشند. و در مورد علم الله تبارک و تعالی باید گفت که اگر علم الله مدینه را گفته باشند بسیار این سخن صحیح است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: verdana;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="ltr"  style="direction: ltr; unicode-bidi: embed; text-align: right;font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;ببینید ما در ایران با چه مزخرافاتی باید از صبح تا شب سر کله بزنیم. امید است که هرچه زودتر اساس این دین کذایی واژگون شود. &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: verdana;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="ltr"  style="direction: ltr; unicode-bidi: embed; text-align: right;font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: verdana;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:arial;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-6722826644305032389?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/6722826644305032389/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=6722826644305032389&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/6722826644305032389'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/6722826644305032389'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/03/blog-post_16.html' title='دینداری'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-6330767454564196625</id><published>2008-03-15T03:36:00.000-07:00</published><updated>2008-03-15T04:32:36.669-07:00</updated><title type='text'>مغالطات</title><content type='html'>&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;تعداد محدودی از مغالطات که در بحث و جدالهای روزانه بی تردید با ان مواجه میشویم، را به اختصار و با ذکر مثال بررسی و تشریح میکنیم. اشنایی با این مغالطات به ما کمک میکند که اندیشه مان از استحکام منطقی برخوردار باشد و دوم اگر در مباحث علیه ما به کار گرفته شد بتوانیم انها را تشخیص دهیم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;مغالطات برهانهای ضعیفی هستند که مقدمات انها نتیجه یا گزارۀ انها را حمایت و پشتیبانی نمیکنند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;عینیت یعنی تعهد به اندیشیدن طبق واقعیات و تعابیر منطقی، و دوری ورزیدن مطلق از تعصب و احساسات. عدم عینیت زمینۀ ارتکاب مغالطات را درگفتار و اندیشمان فراهم میسازد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;1. ذهنیت گرایی: وقتی ما میپنداریم که &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;"&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt; الف درست است زیرا که ما میخواهیم درست باشد یا دوست داریم درست باشد&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;"&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt; اینجا مغلطه کرده ایم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;علی: تو به امام زمان اعتقاد داری؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;احمد: بله که اعتقاد دارم. پس کی باید بیاد ما رو نجات بده.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;در اینجا احمد مغلطه کرد. البته ذکر فکر میکنم یا احساس میکنم و یا دلم میخواد در جملات همیشه مغالطه محسوب نمیشود بلکه باید درکی از نوع استدلال او داشته باشیم که تصمیمش واقعا بر اساس احساساتش ابراز شده و هیچ دلیل منطقی ندارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;2. توسل به اکثریت: وقتی تصور کنیم که اکثریت یا همه، چیزی را باور دارند پس ان چیز درست است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;مثال: شما از من میپرسی خدا وجود دارد؟ &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;من میگویم همه میگویند خدا وجود دارد پس حتماً وجود دارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;اینجا چون من باورمندی همه را بر درستی وجود خدا میپندارم مرتکب مغالطه شده ام. اینکه همه یا تعداد کثیری به مکتبی اعتقاد و باور دارند. دلیل بر این نمیشود که ان مکتب درست است. یک روزی همه میگفتند زمین مسطح و صاف است، ایا درست میگفتند؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;3. توسل به عواطف: در صورتی مرتکب این مغالطه میشویم که طرفمان را به جای اوردن شواهد و برهان منطقی با برنگیختن عواطف وی، متقاعد سازیم. که عمدتاً در تبلیغات بکار میرود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;مثال: ملت فلسطین خیلی سختی و بدبختی کشیده و این یک ملت خوب و نمونه است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;در اینجا چون میخواهد با تجلی بدبختی های فلسطینیان عواطف ما را دگرگون کند و با این تعابیر خوب بودن این ملت را به ما بقبولاند مرتکب مغالطه شده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;4. توسل به زور: این مغالطه در جایی که با تهدید، زور یا اجبار چیزی اعمال شود اتفاق میافتد و همیشه با خشونت و زور فیزیکی نیست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;مثال: مادرانی که فرزندان خود را از عدم عقاید مذهبی عاق و لعنت میکنند. و یا حکومتی که عقاید مذهبی را با زور و خشونت به مردم تحمیل میکند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;5. توسل به مرجعیت: کسی که بواسطۀ تخصص در حیطه ای خاص مرجعیت دارد و سخنش نافذ و معتبر است اتکا بر شواهد او کاملا مناسب است. اما اگر مرجعی فاقد این شرایط باشد و اعتبار نداشته باشد توسل به او مغالطه است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;مثال: پدرم میگوید شاه سیاستمدار خوبی بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;اینجا اگر پدر من فرضاً جزء عوام الناس باشد، اجمالاً او صلاحیت و تخصصی در سیاست ندارد که استدلالم مبتنی بر سخن وی باشد. بنابراین دچار مغالطه شده ام.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;6. شخص ستیزی: بدین صورت که یا ما از شخصی نفرت داشته باشیم و یا به جای این که به اظهارات وی حمله کنیم به شخصیت وی حلمه ور شویم و درصدد هستیم او را بی اعتبار کنیم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;مثال: پدرم سیگار میکشد ولی به من میگوید سیگار نکش من میگویم تو که خودت سیگاری هستی پس چرا به من میگی سیگار نکش؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;در اینجا سیگار کشیدن پدرم حکم بر این نمیکند که من جایز به کشیدن سیگار هستم. و باید توجه داشت که این مغالطه صورتهای گوناگون دارد و به بیان دیگر الودگی فردی پاکدامنی مرا اثبات نمیکند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;7. مصادره به مطلوب: این مغلطه از گسترده ترین و پیچیده ترین مغالطات است که چند نوع&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;ان از این قرار است که ما نتیجۀ بحث را به نفع خودمان مصادره کنیم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;مثال: علی: تو خداوند را قبول داری؟&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;احمد: اره&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;علی: قران رو هم قبول داری؟&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;احمد: اره&lt;span style=""&gt;      &lt;/span&gt;علی: پس باید امام زمان را هم قبول داشته باشی!!!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;نوع دیگری، ذکر نتیجه به عنوان مقدمه ولی با بیانی دیگر.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;مثال: علی: ایا خداوند بنده گانش را امتحان میکند؟ احمد: بله. علی: این که ناتوانی خدا را میرساند. احمد: نه در واقع میخواهد بندگانش را ازمایش کند!!!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;نوع دیگری، که ما مقدمه را به عنوان نتیجه و نتیجه را به عنوان مقدمه ذکر کنیم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;مثال: علی: ایا خدا وجود دارد؟ احمد: بله چون قران گفته؟ علی: چرا فکر میکنی قران درست گفته؟ احمد: چون قران کتاب خداست.. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;8. تعاقب: این مغلطه از جایی سرچشمه میگیرد که الف قبل از ب اتفاق افتاده پس الف علت ب است و ب معلول الف. و بیشتر در هقاید مذهبی ایجاد میشود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;مثال: علی امروز تصادف میکند و این اتفاق را ناشی از عدم خواندن نماز دیشب قلمداد میکند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal"  style="margin-right: 32pt; text-align: right;font-family:trebuchet ms;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;دوستان گرامی توجه داشته باشند که این مثالها فوق العاده ساده و پیش افتاده هستند. ولی در بحث ها سیاسی و فلسفی تشخیص مغالطات نیاز به ذهنی هوشیار و مهارت بی اندازه دارد. صورتهای دیگری از مغالطات که طبیعتاً گسترده و پیچیدتر هستند که به چند بخش تقسیم میشوند در جایی دیگر اورده خواهد شد. امید است که مثمر ثمر قرار بگیرد. &lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-6330767454564196625?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/6330767454564196625/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=6330767454564196625&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/6330767454564196625'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/6330767454564196625'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/03/blog-post_15.html' title='مغالطات'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-4918458960225970415</id><published>2008-02-20T01:56:00.000-08:00</published><updated>2008-12-08T22:45:04.029-08:00</updated><title type='text'>من رأی نمیدهم ...حتی سفید</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_YkzBfxZHimA/R7wCvL2YHcI/AAAAAAAAAE4/uW7uo9Js4ig/s1600-h/2ikb6o9.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer;" src="http://3.bp.blogspot.com/_YkzBfxZHimA/R7wCvL2YHcI/AAAAAAAAAE4/uW7uo9Js4ig/s320/2ikb6o9.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5169009481972456898" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;شرکت ما در انتخاباتِ نمایشی جمهوری ولایت فقیه خیانتی است به خویشتن و میهن، زیرا که نخست اقدام به تایید این رژیم و قانون اساسی مضحک ان میکنیم و ناخوداگاه به مصیبتهای خود رضایت میدهیم. کما این که در جنایات و فجایع این رژیم سهیم و شریک میشویم و دوم مسبب تثبیت این نظام برای فسادگری و تباهی بیشتر میباشیم. البته انتخابات های این رژیم فقط و فقط در جهت تجمع مردم در پای صندوقهای رای است و رای ما هیچ گونه ارزش و تاثیری در تصمیم گیری رژیم ندارد. از همین رو اگر ما در این انتخاباتِ نمایشی شرکت به عمل نیاوریم مُهر باطلی بر حکومت میزنیم و مخالفت خود را ملموسانه ابراز مینماییم. همچنین ما با اعمال چنین فشارهایی زمینۀ یک رفراندم ازاد را فراهم میکنیم که ایا جمهوری اسلامی، اری یا نه.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div  style="text-align: justify;font-family:trebuchet ms;"&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;این تنها را نجات ایران و ایرانی از دام این رژیم ددمنش و دژخیمان است و فراموش نکنیم که این رژیم از نخست بر پایۀ فریب و ریاکاری موجودیت یافت و جایی برای هیچ گونه اصلاحاتی ندارد. زیرا تا ولایت فقیه هست و تا دین در حکومت دخیل است مصیبت کنونی ما پایان ندارد. ما خواهان یک رفراندم ازاد هستیم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;به گفتۀ شخص ایت الله خمینی : مگر پدران و مادران ما ولی ما بودند که شخصی را در امروز بر ما حاکم کنند و سرنوشت هر ملتی در هر دوران و زمانی بدست خودش است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;30 سال قبل جمعیت ایران 30 میلیون بود ولی امروز 70 میلیون شده است و این جمعیت امروزی که 70% ان را جوانان تشکیل میدهند هیچ گونه ادراکی از انقلاب و اوایل ان نداشته و هرگز این ملت امروزی مسئولیتی در قبال گزینش و خواسته های ان ملت 30 سال گذشته را ندارد لذا جمهوری اسلامی از این جهت  محکوم است و رسمیت ندارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;چرا این حکومت از عدم شرکت مردم در انتخابات بیم دارد و میکوشد با هر ابزار و ترفندی  مردم را به پای صندوقهای رای بکشاند؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;    &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;اما در مورد بهانۀ بی اساس بعضاً که برای مُهر خوردن شناسنامه، شرکت خود را در انتخابات موجه قلمداد میکنند؛ باید بدانند این از جمله ترفند های رژیم برای تحریک و وادار شماست. نخست این، تزلزل و بی ثباتی ارکان حکومت را میرساند و دوم ان که اگر ما خواهان ازادی، عدالت اجتماعی، رفاه و رهایی از این فلاکت و بدبختی هستیم این مستلزم پرداختن هزینه است. ازادی و رفاه بدون پرداخت بهاء بدست نمی اید. وگرنه همواره باید مطیع این مستبدان باشیم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;ایا ما ملت با چنین ثروت و پیشینه ای استحقاق و شایستگیِ چنین سرنوشتی را داریم. باید بپاخیزیم و برای دست یابی به ارمانهایمان مبارزه کنیم..... امید است. &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-4918458960225970415?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/4918458960225970415/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=4918458960225970415&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/4918458960225970415'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/4918458960225970415'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/02/blog-post_20.html' title='من رأی نمیدهم ...حتی سفید'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_YkzBfxZHimA/R7wCvL2YHcI/AAAAAAAAAE4/uW7uo9Js4ig/s72-c/2ikb6o9.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-5040910145531100498</id><published>2008-02-12T00:14:00.000-08:00</published><updated>2008-02-12T00:18:08.816-08:00</updated><title type='text'>مشکل ما</title><content type='html'>&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;مسلمانان در ماه رمضان یک رسم اسلامی که یک روز نباید هیچ چیزی بخورند را انجام میدهند. نمیدانم دلیلش چی میتواند باشد. ایا هر تکلیفی در اسلام هست ما باید بدون چون و چرا قبول کنیم و بگوییم امر، امر خداست! و ما بنده ی خدا هستیم!، و بلاخره یک مصلحتی در کار است! ایا سالیان درازی نیست که با همین تعالیم به ما تجاوز و خیانت کردند؟ جان و مال ما را به یغما بردند. من قصدم توهین به اسلام نیست بلکه شرع اسلام به خودش به توهین کرده. سوال من اینست که چرا باید روزه گرفت؟ معنیش چیست؟ چه سودی دارد؟ که به خودمان گرسنگی بدهیم؟ میگویند: ما با این کار از وضعیت فقرا اگاهی پیدا میکنیم. که باز سوال من این است که فرضاً ما همه روزه بگیریم ایا وضعیت فقرا تغییر میکند؟ مثل این که کسی در چاه بیوفتد و ما هم به خاطر همدردی با او خود را در چاه بیندازیم...!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div face="times new roman" style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;به نام خداوند جان و خرد ------ کزین برتر اندیشه بر نگذرد&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;خرد گر سخن بر گزیند همی ------ همان را گزیند که بیند همی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;در جایی دیگر دهۀ محرم است که چه موقع میشود که مردم از برپایی چنین مراسم مضحکی دست بردارند و تا کی میخواهند برای حسین، علی اصغر و عباس بر سر خود بکوبند، سینه بزنند و یا حتی گریه کنند. افسوس که ما از خود بیگانه شدیم. ده ها تن هر روز در کشور ما از درد اعتیاد و یا مسائل سخت زندگی بی خود و بی جهت کشته میشوند و بجای این که ما در چاره اندیشی برای بهبودی اوضاع امروز جامعه مان باشیم یا در مساجد بر سرخود میکوبیم و یا پول خود را در برگزاری مراسم عزاداری صرف میکنیم. به انهایی که سالی دو بار به مکه یا سوریه یا کربلا &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;و... سفر میکنند و پول های زیادی را در این راه صرف میکنند، که تعدادی محدودی هم نیستند باید گفت که اشتباه بزرگی میکنید کربلای شما، کعبه ی شما در میان کوچه های شهر شماست در خانه هایی که پدر بیکار یا در اثر بدهی در زندان است، فرزندشان پول تحصیل ندارد، مادر در اثر عدم معیشت دست به فحشا زده، یا خانه هایی که فرزند جوانشان به دام اعتیاد اسیر است و در پیش چشم مادر و پدر پیر خود مثل شمع میسوزد. ایا این وظیفه ملی&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;_&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;میهنی ما نیست که در حد توانمان به این مشکلات سامان ببخشیم. ایا در اسلام این وظیفه مسلمانی ما نیست که به برادر مسلمان خود یاری دهیم تا از مشکلات رهایی یابد. همه ی ما از ملی گرایی و میهن دوستی و مسلمانی دم میزنیم اما دریغ از قدمی که در این راه برداریم. ما میهن دوست هستیم تا جایی که جان و مال شخصی مان به خطر نیوفتد بعد از ان دیگر خود را موظف نمیدانیم. ما از اسلام فقط سوگ و عذاداری برای امامان، یا روزه گرفتن تمام ماه رمضان، یا 5 بار نماز خواندن عربی که هیچیک از کلمات را نمیفهمیم در روز، یا سالی دو بار رفتن به زیارتخانه ها را فرا گرفته ایم اما تا به حال یک بار هم نشده که قران را به فارسی بخوانیم و مفهوم اسلام واقعی را از زبان کتاب محمد دریابیم. ما قران را در گردن خود می اندازیم، یا مسافرمان را از زیر ان برای محافظت رد میکنیم یا برای شکوم در هر خانه روی طاقچه می گذاریم. به ما یاد دادند که اگر دست به قران بزنیم گناه میکنیم! قران را باید بوسه زد و گذاشت بالای طاقچه، اگر وضو نداشته باشیم نمیتوانیم به قران دست بزنیم! و با همین تفاسیل ما را از واقعیت دور کردند و در همۀ جا از خواندن فارسی قران جلوگیری کردند ولی اگر از همین علما پرسیده شود قران برای چی درست شده؟ میگویند: برای راهنمایی مسلمانان. ولی روحانیون مسلمانی را فقط با چشم خود میبینند و تفسیر میکنند و به دیگران تحمیل میکنند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;شاید برای بیشتر ما دیدن زیارت کردن مردم در امامزاده ها و جاهای به اصطلاح مقدس پیش امده و دیده ایم که در مشهد و قم و... مردم برای بوسه زدن به زریح از هم بالا میرند و بعضی اشخاص افراطی هم از همان در ورود شروع به دست کشیدن و بوسه زدن به در و دیوار میکنند که به نظر من اینها فقط و فقط فقدان فرهنگی مردم را میرساند که از مرده گان طلب شفا یا کمک میکنند، واقعا مایۀ تمسخره. متاسفانه جامعه امروز ما دچار چنین مشکلی هست و باید ترمیم فرهنگی شود که این بدست خود مردم باید صورت گیرد و این تا وقتی مردم با عقلی سلیم به مسائل نگاه نکنند و مادام به حرف دکان داران مذهبی بدون در نظر گرفتن شرط عقلی و منطقی گوش فرا دهند و عمل کنند حل نخواهد شد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;به گفتۀ اقای خمینی : ((این محرم و رمضان است که اسلام را&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;نگاه داشته است)) که دقیقاً میشود پی برد که اینان فقط مراسمات عزاداری را پایه و اساس اسلام میدانند. اگر حسین ابن علی میدانست که در این جنگ به طور قطع کشته میشود، این یعنی خود کشی ایا در اسلام خود کشی از گناهان کبیره نیست؟ ایا حسین که به نقل علما دارای 72 باب علم است و از اینده و غیب خبر دارد، نمیدانست فرجامش چه میشود که هر روز و هر ساعت دم از شهادت حسین میزنند و شهادت را نزدیک ترین راه بهشت تلقی میکنند و امروزه نیز با همین تعالیم مغز جوانان متعصب مذهبی را شستوشو میدهند و انها را به بستن بمب به کمر و رفتن به مراکز عمومی و کشتن فجیحانۀ مردم تشویق، و رهسپار &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;بهشت خیالی قران میکنند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;دوستان گرامی کمی باید اندیشه کرد. نباید هر مطلبی را بدون چرا و دلیل قبول کنیم، ما انسانیم و از قوی تعقل و اختیار برخوداریم پس به درستی از این قدرتها استفاده کنیم. مشکل ما اینجاست که به تعدادی روحانی اعتماد کردیم که این اعتماد ناشی از اعتقاد ما به اسلام است و به نوعی این دو را با هم در یک ارتباط مستقیم قرار میدهیم و تمام تفاسیر انها را برخواسته از شرع اسلام میدانیم و بدون در نظر گرفتن دلیل و چرا میپذیریم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-5040910145531100498?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/5040910145531100498/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=5040910145531100498&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/5040910145531100498'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/5040910145531100498'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/02/blog-post_12.html' title='مشکل ما'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-8035049140389919766</id><published>2008-02-11T23:59:00.002-08:00</published><updated>2008-02-12T00:04:49.060-08:00</updated><title type='text'>اعتقاد ما، مصیبت ما</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal"  style="margin-right: -0.35pt; text-align: right;font-family:times new roman;"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;متاسفانه در سالهای قبل از انقلاب مردم اغلب علاقة چندانی به مطالعه نداشتند و بیشترین تیراژکتاب 3000 جلد بود و همین مسئله باعث شده بود که مردم بیشتر از دین تبعیت کنند تا دانش و اگاهی، و برای درمان امراض به رمال ها و زیارت خانه ها رجوع کنند و از انها شفا و علاج بخواهند و به باورهای مذهبی متکی باشند، از این سو زمینه سازی شده، برای روحانیون که سالیان درازی قصد بدست گرفتن قدرت را در ذهنشان پرورانده بودند و با خرافه پراکنی در جامعه کار را به جایی رسانده بودند که حتی اب دهان اقای خمینی را در چایی میریختند و میخوردند تا شفا پیدا کنند! و یا بازاری ها برای حلال کردن پولشان، خمس و سهم امام به روحانیون میدادند و از این جهت اقای خمینی و قشر روحانی تقویت میشد. بخش مهم و اساسی را عوامل بیگانه در شکل گیری انقلاب بر عهده داشتند و به هر دلیل و عنوانی عدم استقلال و قدرت یافتن ایران را خواستار بودند در واقع باور جاهلانة مردم از دینشان و عوامل خارجی مثل امریکا و انگلیس بود که به شکل گیری انقلاب پیوست و اقای خمینی را به پیروزی رسانید و ایران و ایرانی را به خاک سیاه نشانید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;سرانجام با نهضت فریبکارانۀ اقای خمینی، قدرت به دست روحانیون افتاد و امروز ثمرة این انقلاب با شکوه را شاهد هستیم و نسل امروز و فردا توان بیخردی و سهل نگاری نسل دیروز را میدهد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;طبق نامة اقای منتظری به اقای خمینی که از وضعیت نا بسامان جامعه و زندانها سخن میگوید:&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="AR-SA"&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="AR-SA"&gt;ایا میدانید در زندانهای جمهوری اسلامی به نام اسلام جنایاتی شده که هرگز نظیر ان در رژیم شاه نشده است؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="AR-SA"&gt;ایا میدانید عده زیادی زیر شکنجه بازجوها مُردند؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="AR-SA"&gt;ایا میدانید در زندان مشهد در اثر نبودن پزشک و نرسیدن به زندانیهای دختر جوان، بعدا ناچار شدند حدود 25 نفر دختر را با اخراج تخمدان و یا رحم ناقص کنند؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="AR-SA"&gt;ایا میدانید در زندان شیراز دختری روزه دار را با جرمی مختصر بلافاصله پس از افطار اعدام کردند؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="AR-SA"&gt;ایا میدانید در زندان جمهوری اسلامی دختران جوان را به زور تصرف کردند؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="AR-SA"&gt;ایا میدانید هنگام بازجویی دختران استعمال الفاظ رکیک ناموسی رائج است؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="AR-SA"&gt;ایا میدانید چه بسیارند زندانیانی که در اثر شکنجه های بی رویه کور یا کر یا فلج یا مبتلا به دردهای مزمن شده اند و کسی به داد انان نمیرسد؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="AR-SA"&gt;ایا میدانید برخورد با زندانی حتی پس از محکومیت فقط با فحش و کتک بوده؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="AR-SA"&gt;ایا میدانید روحانی و روحانیت در نظر مردم مورد تنفر واقع شده است؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="AR-SA"&gt;ایا میدانید از بس دزدی و اختلاس و مخصوصا با لباس پاسدار و کمیته زیاد شده مردم احساس امنیت&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;جانی و مالی نمیکنند؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="AR-SA"&gt;ایا میدانید در خارج کشور بیش از دو میلیون ایرانی اواره اند و بسیاری از دختران به فحشا و خودفروشی افتاده اند و ایران و ایرانی را در خارج بی اعتبار کرده اند؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="AR-SA"&gt;ایا میدانید مواد مخدر در کشور بیداد میکند و اعدامها و زندانها و جزیره بی اثر شده است و غالبا معلول فقر و بدبختی است؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="AR-SA"&gt;به مسئولین و رسانه های گروهی سفارش فرمائید حتی المقدور از دروغ گفتن در گزارشها و خبرها و وعده ها بپرهیزند که مردم نوعا میفهمند و برای جمهوری اسلامی شکست است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="AR-SA"&gt;اوضاع جاری زندان اوین و بسیاری از زندانهای شهرستانها از قبیل اعدامهای بی رویه و احیانا بدون حکم قضات شرع یا بدون اطلاع انها و گاهی به رغم مخالفت با انها و ناهماهنگی بین دادگاهها و احکام صادره و حتی اعدام دختران سیزده چهارده ساله به صرف تندزبانی بدون اینکه اسلحه در دست گرفته یا در تظاهرات شرکت کرده باشند کاملا ناراحت کننده و وحشتناک است، فشارها و تعزیرات و شکنجه های طاقت فرسا رو به افزایش است. امار زندانیان به حدی است که بسا در یک سلول انفرادی پنچ نفر باید با وضع غیر انسانی بمانند حتی به انها نوعا امکانات نماز خواندن هم داده نمیشود.&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt; (برگرفته از کتاب خاطرات ایت الله منتظری &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;–&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt; پیوست 128 و 143)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="AR-SA"&gt;و این فجایع بمراتب بدتر کماکان ادامه دارد ولی کو گوش شنوا؟ کو فریاد اعتراض؟ کو مشت برخاسته؟ تعدادی فرومایه با شرف و انسایت وداع کرده و در مقابل این همه فساد، جنایت و کشتار سر در گریبان خود فرو برده اند و به منافع خود فکر میکنند، تعدادی هم از ترس قدم از قدم جلو نمیگذارند و تعدادی هم انقدر سرگرم مسائل معیشتی هستند که فرصت و مایه ای برای مبارزه ندارند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="AR-SA"&gt;پس ارش ها، بابک ها، کاوه ها و ... کجایند که سامانی به این وضعیت بدهند. کشوری که در ان هیچ کس بخاطر فکر و اندیشه اش به دار اویخته یا سنگسار نشود یا به زندان نرود، هیچ مردی به خاطر عدم درامد مالی دست به اعتیاد و ترک خانواده نزند، هیچ زنی به خاطر معیشت و عدم اقبال دست به فحشا و خودکشی نزند، هیچ دختر و پسری برای رهایی و به امید بوقوع پیوستن ارزوهایش از کشور فرار نکند و در غربت اواره و دربدر شود، کشوری که در ان هیچ دینی برتر از دین دیگری نباشد، هیچ کس ارباب یا مطیع کسی نباشد، دولت خدمتگزار مردم باشد، مرد و زن حقوق یکسانی داشته باشند و همه با هم با هدف پیشرفت و صعود کشور در کنار هم زندگی کنند، امید است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right; font-family: times new roman;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p  style="text-align: right;font-family:times new roman;" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-8035049140389919766?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/8035049140389919766/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=8035049140389919766&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/8035049140389919766'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/8035049140389919766'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2008/02/blog-post_11.html' title='اعتقاد ما، مصیبت ما'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-4438018390390257134</id><published>2007-12-12T19:42:00.000-08:00</published><updated>2007-12-18T07:10:46.026-08:00</updated><title type='text'>ما زنده  به آنیم که آرام نگیریم</title><content type='html'>&lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:verdana;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;ریئس جمهور ما که باید حافظ تمامیت ارزی و حاکمیت کشور باشد، خود کنشی در تأیید و انسجام هدف های دشمن در تصاحب خاک و منافع ما انجام داده و با سایرین وطن فروشان و خیانت کاران، مسبب زیر سوال بردن و تهدید مرزهای ایران شدند و میشوند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:verdana;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;در طول تاریخ خون هزاران ایرانی برای یک وجب این خاک ریخته شده و نمونه ی بارز آن جنگ هشت ساله با عرق است که بیش از نیمی، از مردم امروزی هم که آن را دیده و حس کرده اند و مصیبتهای آن هنوز به صورت گسترده به چشم میخورد، چه طور آقای احمدی نژاد در شورایی که در آن نام خلیج فارس را تحریف کردند و به نام های دیگر قلمداد میکنند، و مدعی مالکیت سه جزیزه ی تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی هستند، شرکت به عمل می آورد. شرم بر ایرانیانی باد که حتی به جای سکوت از این حمل ننگین حمایت میکنند. من شخصا، آقای احمدی نژاد و حکومت جمهوری اسلامی را ایرانی نمیدانم و آنان را به رسمیت نمیشناسم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:verdana;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;از شمال کشور، روسیه مدعی مالکیت خزر، و از جنوب تازیان مدعی مالکیت سه جزیره و خلیج فارس هستند و در داخل کشور هم بیگانه بر ما حکومت میکند و به تعبیری اشغالگر است و مردم در فقر و فلاکت زیر شکجنه و سرکوب دست و پا میزنند و در دبی دختران و خواهران ما را به فروش میرسانند واقعا منتظر چی هستیم، ما را چه شده است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;از آن روزی که تازیان به کشور ما تاختند ما بی پدر و مادر و یتیم شدیم دیگر هر کسی آمد و بر سر ما کوبید و رفت و ما اعتراضی نکردیم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:verdana;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;با صراحت میتوان گفت که در این برهه از زمان، ایران و ایرانی به سوی نابودی و تجزیه میرود اگر سکوت کنیم. ما نخواندیم و نخواستیم بدانیم که کی بودیم و به کجا رسیدیم ما با شاهنامه غریب بودیم. این سهل نگاری های ما از تاریخ و فرهنگمان است که این بلا را به سر ما ایرانیان آورده.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: right;font-family:verdana;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;سخنی گران مایه از فردوسی خردمند :&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" face="verdana" style="text-align: center; font-family: trebuchet ms;"&gt;  &lt;/p&gt;&lt;span style=";font-family:verdana;font-size:100%;"  &gt;&lt;/span&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: center; font-family: trebuchet ms;"&gt;  &lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: center;font-family:verdana;" align="center"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;به من باز گو&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;آنکه شاه تو&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;کیست-----چه مردی وآئین و رای تو&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;چیست&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: center;font-family:verdana;" align="center"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;به&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;نزد&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;که&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;جويي&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;همي&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;دستگاه-----برهنه&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;سپهبد،&lt;span style=""&gt;     &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;برهنه&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;سپاه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: center;font-family:verdana;" align="center"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;به&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;ناني&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;تو&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;سيري&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;هم&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;گرسنه&lt;span style=""&gt;-----&lt;/span&gt;نه پيل و&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;نه تخت و&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;نه&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;بار&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;بنه&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: center;font-family:verdana;" align="center"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;ز&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;شير&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;شتر&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;خوردن&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;و&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;سوسمار-----عرب&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;را&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;به جائي رسيده است&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;کار&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: center;font-family:verdana;" align="center"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;که&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;تاج&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;کياني&lt;span style=""&gt;     &lt;/span&gt;کند&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;آرزو&lt;span style=""&gt;-----&lt;/span&gt;تفو&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;باد&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;بر&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;چرخ&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;گردون،&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;تفو&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: center;font-family:verdana;" align="center"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;شما را به ديده&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;درون&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;شرم&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;نيست&lt;span style=""&gt;-----&lt;/span&gt;ز&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;راه&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;خرد&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;مهر&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;آزرم&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;نيست&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal"  style="text-align: center;font-family:verdana;" align="center"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;به اين چهر بي مهرواين رای وخوي&lt;span style=""&gt;-----&lt;/span&gt;همي&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;تخت&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;تاج&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;آيدت&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;آرزوی&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/962163710690037786-4438018390390257134?l=tolueedigar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tolueedigar.blogspot.com/feeds/4438018390390257134/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=962163710690037786&amp;postID=4438018390390257134&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/4438018390390257134'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/962163710690037786/posts/default/4438018390390257134'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tolueedigar.blogspot.com/2007/12/blog-post.html' title='ما زنده  به آنیم که آرام نگیریم'/><author><name>Milad Azadeh</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11884305953344690559</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-962163710690037786.post-9060435199439111428</id><published>2007-11-23T05:01:00.000-08:00</published><updated>2007-11-24T09:54:57.935-08:00</updated><title type='text'>سکولاریزاسیون راهی به سوی مدرنیته</title><content type='html'>&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; font-family: verdana;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:100%;" lang="FA" &gt;تفاوت میان سکولاریسم&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و سکولاریزاسیون این است که سکولاریسم بیشتر یک موضع فلسفی در مورد بایستگی وضع امور است، اما سکولاریزاسیون تلاشی است برای اعمال این فلسفه، تلاشی که در صورت لزوم به زور&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;هم متوسل میشود. در جامعه ی سکولار صدای نهادهای دینی خاموش نمیشود. این نهاد ها همچنان میتوانند علناً در مورد امور عمومی اظهار نظر کنند، اما امتیازات انحصاری انها لغو، و مرجعیت و اقتدار انها کاملاً به حیطه ی خصوصی محدود میشود. کسانی که مطابق ارزشهای دینی زندگی میکنند، این شیوه را ازادانه انتخاب میکنند، بدون این که از سوی دولت مورد تشویق یا تنبیه قرار بگیرند.&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:100%;" lang="FA" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;جدا شدن نهاد دین و دولت در طی سکولاریزاسیون بدین معناست که موسسات خاص سیاسی، که به درجات مختلف تحت کنترل دولت هستند، از سیطره ی مستقیم یا غیرمستقیم دین رها می شوند. این بدان معنا نیست که پس از سکولاریزاسیون نهادهای دینی دیگر نمی توانند در مورد مسائل عمومی و سیاسی حرفی بزنند، بلکه بدین معناست که دیدگاه های نهادهای دینی دیگر نباید بر جامعه تحمیل شوند، و یا مبنای سیاست گذاری های عمومی قرار بگیرند. در عمل دولت باید تا حد امکان نسبت به عقاید کوناکون و متفاوت دینی بی طرف بماند، نه مانع انها باشد و نه مجری خواسته هایشان باشد و خصوصی سازی دین، به معنای حذف دین نیست، بلکه شخصی و اختیاری کردن ان است پس میبینیم که روند و فلسفه ی سکولاریزاسیون به هیچ وجه مستلزم مرگ دین نیست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; font-family: verdana;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:100%;" lang="FA" &gt;اگر دین در جامعه ی سکولار تضعیف شود میتوان مسبب شرایطی دانست که به بی علاقگی مردم به دین می انجامد. در یک جامعه ی غیر سکولار، مردم بخت اندک برای چشم پوشی از دین یا کنار گذاشتن ان دارند. چنین مردمی به هر جا رو کنند یا تحت سیطره ی رهبران دینی هستند، یا باید تابع اصول دینی باشند که سراسر زندگی شان را تحت کنترل دارد. اما در یک جامعه ی سکولار، رهایی از سلطه ی دین ممکن است و هیچ کس مجبور نمیشود که تابع دین و ارزش های دینی باشد، مگر این که خودش پیروی از دین را انتخاب کرده باشد. اگر عدی زیادی از مردم پیروی از دین را انتخاب نکنند، تشکیلات دینی بر اثر کاهش اعضا و درامدهایشان تضعیف خواهند شد.&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:100%;" lang="FA" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;البته رهبران دینی کاملا حق دارند که از امکان وقوع این وضع ناخوشنود باشند، اما مخالفت علمای دین با سکولارها و سکولاریزاسیون حاوی دو خطاست. خطای نخست اینکه، انها مسئولیت چنین مخمصه ای را به دوش سکولار ها می اندازند. انها به جای اینکه به سکولار ها حمله کنند که چرا به مردم اجازه ی ترک دین را داده اید، بایستی ببینند که چرا مردم می توانند از دین روی گردانند.&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:100%;" lang="FA" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;خطای دوم اینکه، هر کوششی برای حمله به سکولاریسم اساسا نشانگر پذیرش این مطلب است که متولیان دین صرفا با اتکا به انتخاب فردی، خصوصی و اختیاری مردم، قادر به جلب نظر و حمایت انان نیستند. دینی که با حمایت و یا اجبار به مردم تحمیل شود فاقد ارزش است. اگر رهبران دینی واقعا معتقد باشند که زور و اجبار تنها چاره ی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;بقائ دین است، انگاه پذیرفته اند که دین فی نفسه فاقد ارزش است و این سکولارها را تایید میکند که میگویند برای سعادت عمومی، توسل به دین اصلا ضرورتی ندارد.&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-size:100%;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; font-family: verdana;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:100%;" lang="FA" &gt;به نظر بعضی ها، نفی سکولاریسم و پذیرش یک مبنای دینی برای سیاست و فرهنگ، به جامعه ای پایدارتر، اخلاقی تر و نهایتا به نظم اجتماعی بهتری منجر میشود. اما ایا ناقدان سکولاریسم درست میگویند؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;یکی از رایج ترین نقد ها به سکولاریسم به عنوان یک فلسفه، انتقاد از
